تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

 

متن موجود، سخنرانی بهرام رحمانی در سالن بزرگ اجتماعات آ.ب.آف استکهلم، در همبستگی با مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران و به یاد جان باختگان راه آزادی و برابری است. این شب همبستگی، روز جمعه 28 اگوست ۲۰۰۹ برابر با 6 شهریور ۱٣٨٨، توسط کانون نویسندگان ایران در تبعید، برگزار شده بود.

 

قبل از این که سخن خود را آغاز کنم اجازه بدهید هم از طرف هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید و هم از طرف خودم به عنوان عضوی از این هیئت، از شما حضار محترم و خانم مریم هوله، آقایان شاهین نجفی، سهراب مختاری، علی کامرانی، عباس سماکار و یاور استوار، سپاسگزاری کنم که دعوت ما را پذیرفتند و در این برنامه شرکت کردند.

 

ما به سهم خود باید سپاسگزار همه‌ جوانان دختر و پسر و زنان و مردان آزاده ای باشیم که حرکت بزرگ و عظیم مردمی را راه انداخته اند و آن را به اشکال مختلف در داخل کشور و خارج از آن، پیش می برند. از همه انسان های مترقی و پیشرو سپاسگزاری کنیم که در سطح جهانی همدوش و همراه با ایرانیان آزادی خواه، همبستگی قدرتمند و با شکوهی را با مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران به وجود آورده اند.

 

در مقابل پدران و مادران و خواهران و برادرانی سر تعظیم فرود آوریم که در سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی، به ویژه در دوره اخیر عزیزان خود را از دست داده اند و با وجود این که داغ بزرگی بر دل دارند اما برای تغییر وضع موجود بی وقفه مبارزه و تلاش می کنند.

 

امروز دیگر حکومت اسلامی، حکومت دو سه ماه پیش نیست. زیرا مردم با راهپیمایی های میلیونی خود با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «آزادی اندیشه، همیشه، همیشه»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و غیره، قدرقدرتی این حکومت و در راس همه علی خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی را شکسته اند. اکنون کارنامه سراسر سیاه حکومت اسلامی، بیش تر از پیش از پرده بیرون افتاده است. خیزش امروز مردم آزادی خواه ایران، سیمای واقعی و عملکردهای حکومت اسلامی را در ابعاد مختلفی در مقابل همه جهانیان قرار داده است.

 

خیزش امروز مردم ایران، یکی از درخشان ترین و با شکوه ترین حرکت های اعتراضی، در تاریخ اخیر ایران و منطقه پرتلاطم خاورمیانه است. چرا که این خیزش در مدت کوتاهی که از عمر آن می­گذرد، توانسته است افکار عمومی مردم جهان را علیه حکومت اسلامی برانگیزد و پشتیبانی قدرتمندی برای خود به وجود آورد.

 

خیزش امروز مردم ایران، حاصل سی سال مبارزات گوناگون بر علیه حکومت اسلامی است که در دو ماه اخیر به اوج خود رسیده است. جامعه ما، فضای امروز را مدیون سی سال پیکار بی امان کارگران، زنان، دانشجویان، روشنفکران و دیگر اقشار تحت ستم مردم، با هارترین و جانی ترین حکومت جهان است.

 

این خیزش توانسته است پس از سی سال، کارنامه و چهره واقعی سران و مقامات حکومت اسلامی را به ‌جهانیان نشان بدهد و سیاست های آپارتاید جنسی، شکنجه زندانیان و تجاوز به آن ها، شکستن زندانی زیر شکنجه و به طور کلی سیاست های ضدانسانی و ضدآزادی حکومت اسلامی را عیان تر سازد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:8  توسط بهرام رحمانی  | 

 

 بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

در جريان اعتراضات سه ماه اخیر هزاران نفر از فعالین سياسى و اجتماعی، دانشجویان، کارگران، روزنامه نگاران، مردم معترض و حتی ده ها تن از چهره های شناخته شده جناح اصلاح طلب حکومتی، از سوى نيروهاى امنيتى بازداشت و به بازداشتگاه هاى مختلف مخفی و علنی منتقل داده شدند. در این مدت، خبرها و گزارش هاى تکان دهنده ای از بدرفتارى شديد با زندانيان، ضرب و شتم و تجاوز آن ها و حتی قتل تعدادى از بازداشتى ها در زير شكنجه و دفن آن ها در گورهای دسته جمعی، از زبان سران حکومتی در رسانه های داخلی و خارجی منتشر شده است.

۱۵ شهريور ۱۳۸۸، بخش خبری 20:30، «صدا و سیما» حکومت اسلامی، در اقدامی نادر،‌ گزارشی نسبتا‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت های صورت گرفته در آن را پخش كرد.

به گزارش عصر ايران، در اين گزارش برای اولين بار تصاويری نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان می داد، ‌اين مكان، نه يك بازداشتگاه متعارف، بلکه مجموعه ای از سوله ها و بناهای احداث شده در يك محيط بيابانی بوده است كه متاسفانه از آن برای نگهداری انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده می شد.

در اين گزارش، در گفتگو با پدر يكی از قربانيان كهريزك (كامرانی)، وی به صراحت از برخی اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك، ‌مننژيتی بوده اند، ‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكری، ‌ریيس بازرسی كل نيروی انتظامی نيز صراحتا اقرار کرد متهمانی كه جنايات كهريزك را رقم زدند،‌ نيروهای رسمی اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و هم چنين ذكر شد كه برخی قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اند كه پرونده های آنان نيز در مراجع قانونی تحت رسيدگی است.

بهرامی، ‌رياست دادسرای نيروهای مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهای صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادی از بازداشتی ها بوده است و نه بيماری قبلی آن ها و عللی از اين دست.

هر چند که در این برنامه تلویزیونی از مسئولین حکومت اسلامی به جنایات در کهریزک رسما اقرار می کنند دلیلش این است که این مساله بیش از تصور حکومتیان در جامعه داخل و خارج کشور افشا شده است در واقع تلاش دیگر سران حکومت اسلامی است که باز آن به را به چند مامور محدود کنند و حاکمیت را مبرا سازند؛ به طوری که در برنامه سيما، از دستور خامنه ای در خصوص تعطيلی بازداشتگاه كهريزك و اقداماتی كه متعاقب آن توسط شورای عالی امنيت ملی،‌ قوه قضاييه، ‌مجلس شورای اسلامی،‌ نيروی انتظامی و استانداری تهران برای پيگيری موضوع و احقاق حقوق بازداشتی ها صورت گرفته نيز اطلاعاتی منتشر شد كه در بخشی از آن  مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادی از آنان برای درمان عوارض ناشی از بازداشت، ‌به بيمارستان هايی در تهران و كرج معرفی شده اند. در حالی که این جنایات نه فقط به کهریزک محدود می شود و در زندان های سراسر کشور جنایات مشابهی جریان دارد و نه به چند مامور محدود می گردد، بلکه همه سران و مسئولین حکومت اسلامی، در سازمان دهی و گسترش ترور و قتل و شکنجه و کشتن زندانیان و اعدام دسته جمعی آن ها  نقش مستقیم دارند.

در اين گزارش،‌ هم چنين تصاويری از ضرب و شتم مردم توسط نيروهای ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامی كه اين تصاوير تكان دهنده پخش می شد، گزارشگر سيما در متنی كه می خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح می كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروی انتظامی كه حافظ امنيت جامعه است،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش،‌ سردار تشكری،‌ ریيس بازرسي كل نيروی انتظامی در مقابل دوربين صدا و سيما، ‌رسما از تمام كسانی كه در هر مرتبه ای متحمل خسارت و آسيب شده اند،‌ عذرخواهی كرد و هم چنين محاكمه بی اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجرای سريع احكام قضايی درباره آن ها، ‌خواسته افكار عمومی جامعه اعلام شد. البته شایان ذکر است که این اقدام صدا و سیما حکومت اسلامی و عذرخواهی رییس بازرسی کل نیروی انتظامی، در اثر فشار اجتماعی و خاموش کردن صدای اعتراض و دادخواهی افکار عمومی مردم صورت می گیرد.

رفتارهاى وحشيانه و غیرانسانی با زندانيان سیاسی در شکنجه گاه «كهريزك»، فقط نمونه ای از وضعیت دلخراش و دردناك زندانیان در زندان های آشکار و مخفی سراسر کشور است و محدود به این شکنجه گاه و به این دوره نمی باشد. سی سال است که کسب و کار حکومت اسلامی ساختن زندان های مختلف و تهدید و ترور، سرکوب و کشتار از جمله تجاوز به زندانیان و کشتن آن ها در زیر شکنجه است.

زندانیان سیاسی جان به در برده از کشتارهای حکومت اسلامی، سال هاست که درباره شیوه های وحشیانه شکنجه از جمله تجاوز به زندانیان و اعدام های دسته جمعی به طور مکرر سحن می گویند. اما سران و مسئولین حکومت اسلامی نسبت به آن ها اهمیتی نداده اند. اما اکنون یکی از سران شناخته شده حکومتی، آیت الله مهدی کروبی، با اتکاء به گفته های تعدادی از تجاوزشدگان از سران و مسئولین حکومتی خواست تا به موضوع «تجاوز به دختران و پسران» بازداشتى رسيدگى كنند. این مساله در سطح گسترده ای در رسانه های داخل کشور و هم چنین در سطح بین المللی افشاء شده است. بنا به گفته کروبی، تعدادی از زندانیان آزاد شده، به عنوان شاهدان زنده تجاوز به زندانیان و کشتن آن ها در زیر شکنجه و یا تجاوز به خودشان با وی دیدار کرده اند.

بازداشتگاه کهریزک که در جنوب تهران واقع است، در جریان اعتراضات اخیر به عنوان یکی از محل های نگهداری و بازجویی از بازداشت شدگان در رسانه ها انعکاس یافته بود. کشته شدن چند نفر از بازداشت شدگان، باعث شد تا دستور تعطیلی کهریزک صادر شود.

گفته می شود که تجاوز و کشتن فرزند یکی از مقامات ارشد حکومت اسلامی در کهریزک، عامل و بانی اصلی تعطیلی این شکنجه گاه شده است؟! در گزارشات آمده است که محسن روح الامینی، یکی از جان باختگان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:7  توسط بهرام رحمانی  | 

 

 

این مراسم در دفاع از پیکار آزادی­خواهانه و دلاورانه مردم ایران و با یاد جانباخته­گان سال­های اخیر این مبارزات در تاریخ ۲۸ ماه اوت ۲۰۰٩ در شهر استکهلم برگزار شد.

در این مراسم مریم هوله، عباس سماکار، سهراب مختاری، یاور استوار و علی کامرانی به شعرخوانی پرداختند و بهرام رحمانی که از سوی هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید، سازمان دهنده و برگزارکننده این مراسم بود، سخن گفت و شاهین نجفی، خواننده رپ معترض، با ترانه­های پرشور و تندآهنگ خود در این مراسم، شور جوانی و اعتراض نسل هموندش را به زیباترین شکل ارائه کرد.

گوینده و مجری برنامه این مراسم صوفی کریمی بود که با بیان گرم و خوانش­های کوتاه متن­ها، فضای لازم را برای اجرای برنامه میهمانان ایجاد می­کرد و آنان را به روی صحنه فرامی­خواند.

این مراسم در امتداد حرکت همواره کانون نویسندگان ایران در تبعید و در راستای دفاع از آزادی اندیشه و بیان، به مثابه صدائی بود که می­کوشید ندای مبارزات جاری مردم ایران را به گوش مردم جهان برساند.

جدا از سخن آغازین بهرام رحمانی که در به تحلیل شرایط کنونی در مبارزات مردم ایران و چشم­اندازها و نتایج آن اختصاص داشت، تم غالب و زبان گویای مراسم، با بازخوانی شعر و ترانه، بیان رساترین حس همدلی و همبستگی مبارزاتی شاعران و خواننده شرکت کننده با پیکار دلاورانه مردم ایران بود.

شعرهای مریم هوله، با فضای تراژیک و لحن و طنین سنگین و اعتراضی خود زبان زنان و درد و پیچیده­گی­های تراژیک زندگی آنان را ارائه می­کرد. طنز یاور استوار در شعر، گزندگی زبان تند اعتراض کنون بود و شعر علی کامرانی، همراه با ترانه­خوانی او، و شعر محمد مختاری که از زبان سهراب مختاری خوانده و بیان می­شد، فضای مبارزاتی موجود را به رنگ­ها و فضاسازی­های گوناگون بازسازی می­کرد و شعر عباس سماکار نیز با تصویرسازی­های رنگین و مهتابی­اش و با ساختی از پیکارگری پوشیده و عمیق آن زبان شب همبستگی با مبارزات مردم را می­ساخت.

بخش پایانی برنامه این مراسم با ترانه­های رپ معترض، با صدای گیرا و ریتم تند شعرهای دلنشین و شور جوانی شاهین نجفی توام بود که شرکت کنندگان سن و سال دار مراسم را نیز به هیجان واداشته بود و همگی به شدت برای او ابراز احساسات می­کردند.

برگزاری چنین شب­هائی از این پس نیز هم­چنان در دستور کار کانون نویسندگان ایرن در تبعید باقی ست و کانون می­کوشد جدا از مبارزات دیگرش در راستای دفاع از آزادی اندیشه و بیان، از این طریق نیز بر شور مبارزاتی جاری بیافزاید و امید و پشتیبانی و همدلی با مردم ایران را که سال­های دراز است در سلطه نابکارانه رژیم جمهوری اسلامی دست از پیکار برای آزادی و رهائی و برابری نمی­کشند، تداوم بخشد.

 

کانون نویسندگان ایران در تبعید

 

 

www.iwae.org

kanoon_dt@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 22:10  توسط بهرام رحمانی  | 

 

 بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

کارگران، مردم آزاده و همه نیروهای آگاه جامعه ایران، سی سال است بر علیه حکومت جهل و جنایت اسلامی مبارزه می کنند. اما در سه ماه اخیر این مبارزه به حدی به اوج خود رسید که میلیون ها نفر از شهروندان ایرانی در خیابان ها با شعارهایی هم چون «مرگ بر دیکتاتور»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و ...، با انتشار هزاران فیلم و گزارش و خبرهای لحظه به لحظه ای که از صحنه های مبارزه خود گرفته بودند و از طریق سایت های اینترنتی، فیس بوک، یوتوپ، رادیو، تلویزیون و غیره منتشر شد، عمیقا افکار عمومی مردم جهان را تحت تاثیر قرار دادند.

امروز به دلیل این که کشتن تظاهرکنندگان در خیابان ها، گرفتن اقرار دروغین از زندانیان در زیر شکنجه، تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی به گوش مردم جهان نیز رسیده است، بیش از هر زمان دیگری این حکومت، منفورترین حکومت جهان محسوب می شود. اکنون علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی، احمدی نژاد رییس جمهوری این حکومت و دیگر سران و مسئولین آن با همه ارگان هایشان از قوه قضائیه تا سپاه پاسداران، از لباس شخصی ها تا نیروهای بسیج و غیره به دلیل جنایت علیه بشریت، آن چنان رسوا شده اند که حتی در اظهارنظرهای خود نیز دچار جنون شده اند.

خامنه ای و احمدی نژاد، نه تنها در آدمکشی، بلکه در دروغگويی و کلاهبرداری نیز مهارت فوق العاده ای دارند! آن ها، با بی شرمی روز روشن را سیاه و سیاهی شب را روشنایی می نامند. برای نمونه احمدی نژاد در تاریخ  ۶ شهريور ۱٣٨٨ -  ۲٨ اوت ۲۰۰۹، در نماز جمعه تهران گفت: «همه می دانند در ايران انتخابات يک امر اصيل است، برخلاف دموکراسی های رايج دنيا که يک نمايش و يک طراحی از پيش تعيين شده است.»؟!

وی، در ادامه هذیان گویی های خود، بی شرمانه ادعا کرد: «به عنوان یک فرد مطلع می گویم آنچه در کوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه ها انجام شد اجزای دیگری از سناریوی دشمن و وابستگان جریان برانداز بود.» احمدی نژاد با استناد به شواهد، دلایل و اسناد ادعایی خود تاکید کرد: ساحت نیروهای انقلاب اعم از امنیتی، ‌نظامی انتظامی و اطلاعاتی از این اقدامات شرم آور مبراست.» وی گفت: «بسیجیان در خیابان ها کتک خوردند، دم برنیاوردند و مراقب حقوق عمومی بودند تا به کسی و جایی تعرض نشود.»

عموما ديكتاتورها در بيانات خود هم اغراق می كنند و هم دروغ می گویند و هم در اعمال قدرت خود به جامعه، به هر كاری از جمله سرکوب و کشتار برای كنترل جامعه متوسل می شوند. برخی از آدم ها و حکومت ها به دلیل این که هیچ منطقی را نمی پذیرند به دروغ گویی، عوام فریبی و زور متوسل می شوند. با اقدامات قلدرمنشانه خود زير دست ها و شهروندان را تحت ستم و آزار مداوم قرار می دهند تا از آن ها زهرچشم بگیرند و به اطاعت کورکورانه وادار نمایند. كنار آمدن با افراد قدرت طلب و پرخاشگر و رهایی از سلطه حکومت های دیکتاتوری کار مشكلی است و آن ها به راحتی از سلطه خود دست برنمی دارند. تا آن جایی که در توان دارند به زور و سرکوب و کشتار مخالفین متوسل می شوند اما قدرت آن ها در مقابل خیزش عمومی بسیار شکننده است و دیر یا زود هم چون بادکنی می ترکند. بنابراین، دیکتاتورهایی هم چون خامنه ای و احمدی نژاد جنون آدمکشی دارند.

بی جهت نیست که 120 پزشک و روانپزشک نامه نوشته و توصیه کرده اند که از این پس مقامات و مسئولین کشور، پیش از انتصاب از نظر روانی مورد معاینه قرار گیرند. اتفاقا این نامه در روزنامه جمهوری اسلامی نیز منتشر شده است، در پی افشای جنایاتی است که در زندان ها و بازداشتگاه ها، علیه معترضان صورت گرفته است.

بحث تنها بر سر روانی بودن و جنون شکنجه و تجاوز به زندانیان و حتی کشتن آن ها در زیر شکنجه توسط مسئولین بازداشتگاه ها و زندان ها، روان پریشی بازجویان و یا اختلال روانی فرماندهان نیروی انتظامی و سپاهی نیست، حتی بحث بر سر حالات روانی و غیرعادی احمدی نژاد و خامنه ای نیز است. اساسا چه تفاوتی هست بین آن هایی که با مسئولان و شکنجه گران در زندان و بازداشتگاه ها که به زنان و دختران و پسران جوان تجاوز می کنند و در زیر شکنجه می کشند با فرمان های خامنه ای و احمدی نژاد و غیره. تازه نقش رهبری، سیاست های کلان را تعیین می کند نه مامورین و معزورین. از این رو، جنایت سران و جناح های حکومت اسلامی را نباید در حد بیماری روانی تنی چند از بازجوها و یا ماموران زندان ها تنزل داد. سران و عناصر رده بالای حکومت اسلامی، آگاهانه و از پیش طرح ترور، سرکوب، شکنجه، سنگسار، اعدام و غیره را به تصویب می رسانند، جنبه «قانونی؟!» می دهند و سپس نیروهای سرکوبگر و وحشی خود را مامور اجرا آن ها می کنند.

باین ترتیب، بر خلاف ادعاهای دروغین و کاذب احمدی نژاد، نه تنها وی و دولتش در نزد اکثریت مردم ایران، بلکه در نزد افکار عمومی مردم جهان نیز منفورترین دولت هاست! فراتر از آن نیز رهبرش خامنه ای، اگر روزی خبری از سرکوب و کشتار و شکنجه و تجاوز به زندانیان و اعدام نشوند آرام نمی گیرد و تعادل خود را از دست می دهد.

 

محمود احمدی ‌نژاد، روز ۲۸ مرداد فهرست ۲۱ وزیر پيشنهادی خود برای حضور در ترکیب کابینه دهم را به هيات ریيسه مجلس شورای اسلامی ارائه کرد که در میان آن ها تنها هفت وزیر کابینه نهم قرار دارند. به دنبال آن، چانه زنی ها و رشوه دهی ها به نمایندگان مجلس و به ویژه توصیه های رهبر آغاز شد.

اعتماد در رابطه با چانه زنی بر سر وزرا نوشته بود، اين روزها مهمانی های محمود احمدی نژاد خلوت است و هر بار خلوت تر هم می شود. همان طور که ریيس دولت نهم تمايلی ندارد به دعوت ها پاسخ دهد، اين روزها صندلی اش در بسياری از جلسه های رسمی خالی است. در مقابل ضيافت های پاستور هم چندان پررونق نيست تا جايی که يک شنبه شب در مهمانی که قرار بود به افتخار نماينده ها ترتيب دهند تنها 20 نماينده از 290 نماينده رفتند تا ضيافت تبديل به يک ملاقات مختصر شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 22:11  توسط بهرام رحمانی  | 

 

گفتگوهای رفیق محمد کمالی از تلویزیون کومه له با بهرام رحمانی، درباره جنبش دانشجویی ایران. این گفتگوها از تلویزیون کومه له پخش شده اند و در سایت اینترنتی تلویزیون کومه له نیز قابل دسترسی هستند.

هدف از این گفتگوها، تقویت جنبش دانشجویی و خواست ها و مطالبات بر حق این جنبش، به ویژه تقویت افق و گرایش سوسیالیستی در این جنبش بالنده و رشد یابنده است.

گفتگوی اول

محمد کمالی: امشب ما برنامه «دیالوگ» را به جنبش دانشجویی اختصاص داده ایم و مهمان عزیز ما، رفیق بهرام رحمانی، همکار تلویزیون ما، عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران و عضو هیات دبیران کانون نویسندکان ایران (در تبعید) است.

رفیق بهرام، شما مسائل مربوط به جنبش دانشجویی و جنبش کارگری و جنبش زنان را همه جانبه پیگیری می کنید؛ در این موادر نیز مقالات مختلفی نوشته اید. اجازه می دهید اولین سئوال خود را با نگاهی مختصر به تاریخچه دانشگاه ها و جنبش دانشجویی ایران آغاز کنیم.

بهرام رحمانی: با درود به دست اندرکاران تلویزیون کومه له و بینندگان آن.

در انقلاب های بورژوازی قرن ۱۸ و ۱۹، دانشگاه ها تلاش کردند تا مراکز آموزش عالی هم از دولت و هم از کلیسا مستقل شوند. در ایران هم، در سال ۱۳۲۰ تلاش های فراوانی در راه «استقلال دانشگاه» صورت پذیرفت.

اولین مرکز آموزش عالی در ایران، که پس از انقلاب مشروطه در سال 1297 تاسیس شد، مدرسه عالی «طب» بود. سپس در سال 1306، مدرسه عالی حقوق وابسته به وزارت دادگستری و مدرسه عالی سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه بودند. یک سال بعد دارالمعلمین از شکل مدرسه متوسطه خارج و در سال به سطح مدرسه عالی ارتقاء یافت. سرانجام در سال 1313 قانون تاسیس دانشگاه تهران به تصویب رسید. به تدریج دانشگاه های تبریز در سال 1326، مشهد 1335، اصفهان و جندی شاپور در سال 1337 با گزینش تعداد کمی دانشجو فعالیت آموزشی خود را آغاز کردند.

براساس آمارهای آموزش عالی کشور، در سال تحصیلی 1324 - 1323، تعداد دانشجویان دانشگاه ها و مدارس عالی، حدود 1642 دانشجو تخمین زده می شود. یک سال بعد تعداد دانشجویان به 2184 دانشجو افزایش یافت. در سال 1327 - 1326، تعداد کل دانشجویان به 6257 دانشجو رسید که از این تعداد 171 دختر و 6086 دانشجو پسر بودند. تعداد دانشجویان مراکز آموزش علمی هم چنان ارتقا پیدا کرد تا این که در سال تحصیلی 1342 - 1341 تعداد دانشجویان به 24456 دانشجو و در سال تحصیلی 1357 - 1356، به 160308 دانشجو رسید که حدود یک پنجم آن در دانشگاه تهران مشغول تحصیل بودند.

به موجب قانون اعزام دانشجو به خارج کشور که در خرداد ماه 1339 به تصویب مجلس شورای ملی رسید، دولت موظف شد دانشجویان رتبه اول هر یک از رشته های عالی را برای تکمیل تحصیلات به مدت چهار سال به خرج دولت به خارج اعزام کند، به شرطی که آن ها پس از اتمام تحصیل معادل سال هایی که در خارج تحصیل کرده اند به دولت خدمت کنند. البته تعداد کسانی که با استفاده از کمک های دولت در کشورهای خارجی تحصیل کردند با دانشجویانی که به خرج خود در خارج تحصیل کردند، قابل مقایسه نبود. در سال تحصیلی 1343 - 1342، 17385 دانشجوی ایرانی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه و در دیگر کشورهای اروپایی و آسیایی مشغول تحصیل بودند. در سال تحصیلی 1355 - 1354، تعداد دانشجویان ایرانی در خارج کشور به 29701 دانشجو بالغ می شد. دانشجویان سیاسی مخالف حکومت پهلوی، عمدتا در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که یک تشکل چپ بود، فعالیت سیاسی داشتند.

محمد کمالی: دهه شصت هفتاد میلادی، اوج جنبش دانشجویی در جهان بود، وضعیت جنبش دانشجویی در این دوره در ایران چگونه بود؟ اساسا این دوره را چگونه تحلیل می کنید.

بهرام رحمانی: دهه شصت هفتاد اوج مبارزه دانشجویان چپ در جهان بود. اعتراضات دانشجویی در اروپا و مبارزه چریکی مسلحانه به ویژه در آمریکای لاتین تاثیر خود را در همه جوامع از جمله جامعه ایران هم گذاشته بود. هرجا که روزنه انقلابی دیده می شد و اعتراضی در جریان بود چپ ها به ویژه دانشجویان چپ راهی آن جا می شدند و در صف مقدم این مبارزات قرار می گرفتند.

یکی از جنبش های عمده دانشجویی و روشنفکری در ماه مه 1968، در فرانسه پدید آمد. هر چند که این جنبش به اهداف نهایی خود نایل نشد، اما حکومت ژنرال دوگل را متزلزل کرد و هراسی گسترده در میان طبقات حاکم بورژوایی به وجود آورد. در شورش ماه مه فرانسه، در مرحله نخست در اوایل ماه مه، اعترضات دانشجویان تمام پاریس را در برگرفت. دولت دوگل، در کنترل این جنبش ناتوان ماند و ابعاد آن به شهرستان ها نیز گسترش یافت. در محله دوم این جنبش با جنبش کارگری پیوند خورد و از اواسط ماه مه به بعد اعتصاب عمومی گسترده ای سازمان دهی شد. سرانجام به دستور دوگل، نیروهای امنیتی و ارتش، به نحو خشونت آمیزی این جنبش را سرکوب کردند. این جنبش، بر علیه «کل نظام حاکم» بود.

جریان روشنفکری و دانشجویی مترقی و پیشرو در ایران نیز تحت تاثیر این فضای متحول انقلابی بود. مطالعه کتاب های مارکسیستی و مباحث داغی پیرامون آن، در همه محافل چپ جریان داشت. کتب کارل مارکس، انگلس، لنین و غیره در دانشگاه ها دست به دست می چرخید. گرایش غالب بر فعالیت های هنری و ادبی آن روزگار گرایش چپ بود. برای مثال، اشعار احمد شاملو و ترجمه هایش. رمان هایی که نوشته می شد. در هر صورت افکار و آرای چپ در دانشگاه ها غالب بود و در سال های آخر انقلاب، عمدتا فضای سیاسی دانشگاه ها در کنترل دانشجویان چپ بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:8  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

اخیرا اکبر گنجی، طی مقاله ای ادعا کرده است که مردم در ایران خواهان سرنگونی حکومت اسلامی نیستند و جمهوری اسلامی را می خواهند و در نتیجه ما در خارج انعکاس صدای این مردم هستیم و سعی می کنیم کسی در صفوف ما خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نباشد.

باید از گنجی پرسید که این نمایندگی ملت ایران را چه کسی و چه نهادها و احزاب و سازمان هایی به شما محول کرده است؟ علاوه بر این، مگر شما چشم و گوش خود را به مردمی که در خیابان و در صفوف میلیونی خود شعار «مرگ بر دیکتاتور»، یعنی شعار برکناری حکومت اسلامی سر می دهند، بسته اید؟! آیا حکومت بی جهت در خیابان ها مردمی را که خواهان سرنگونی آن نیستند به گلوله می بندد؛ در زندان ها زیر شکنجه می کشد و تجاوز می کند؟ آیا حکومتیان نمی فهمند که تظاهرکنندگان دنبال چه هدفی هستند؟ این همه وحشی گری حکومت اسلامی و ارگان های سرکوب آن ناشی از چیست؟!

گنجی و همفکرانش به خوبی می دانند که اگر موفق به جلوگیری از شعار «سرنگونی حکومت اسلامی» در تظاهرات ها و تجمعات خارج کشور شوند، آن گاه به فعالیت جناج اصلاح طلب حکومت اسلامی در خارج کشور رسمیت خواهند بخشند. در تقویت این سیاست گنجی ها، برخی از دیپلمات ها و کارمندان سفارتخانه ها و کنسولگری ها و دیگر مراکز حکومت اسلامی کشورهای مختلف و هم چنین برخی از دانشجویان مهمان نقش مهمی به طور مستقیم و غیرمستقیم ایفاء می کنند و برای پیش برد این سیاست حتی بودجه های سخاوتمندانه ای نیز از راه های گوناگون اختصاص می دهند؟! مهم تر از همه در شرایط موجود، با سیاست های علی خامنه ای و دولت احمدی نژاد نمی توانند در خارج کشور مانور بدهند بنابراین، حتی تقویت سیاستی که مانع سر دادن شعار سرنگونی حکومت اسلامی در تظاهرات ها و تجمعات خارج کشور است نیز جذابیت زیادی برای این جناح حاکم قداره بند دارد.

باین ترتیب، اکبر گنجی و همفکرانش در ادامه طرح های خود در سوء استفاده از مبارزات مردم جان به لب رسیده ایران، قصد دارند موج سواری خود بر جنبش اعتراضی و خیابانی مردم آزادی خواه ایران ادامه دهند، همواره برای مردم امر و نهی می کنند و برای پیش برد اهداف سیاسی خود، به هر ترفند و توطئه و پرخاشگری و غیره نیز متوسل می شوند. سعی دارند هر کسی که سیاست های آن ها را مورد انتقاد و افشاگری قرار می دهد با گستاخی و پرخاشگری جواب می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 8:59  توسط بهرام رحمانی  | 

 

شب همبستگی با

مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران بهیاد جانباختگان راه آزادی و برابری

با سخن و شعرِ

شاعران و نویسندگان

مریم هوله. عباس سماکار. سهراب مختاری. بهرام رحمانی.

علی کامرانی. یاور استوار

با ترانهخوانی هنرمند رپ معترض

شاهین نجفی

مکان: استکهلم، ABF-huset, Sveavنgen 41-Z-Salen

زمان: جمعه ٢٨ آگوست ۲۰۰٩، ساعت ٣٠:١٧

تلفن: 707474336 (0) 0046

ای. میل: bamdadpress@ownit.nu

ورودی: 80 کرون

با همکاری: ABF استکهلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 8:55  توسط بهرام رحمانی  |