تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

سرمایه داری جهانی، از آمریکا و اروپا تا آسیا و آفریقا ماهیت و هدف یک سانی دارد و آن انباشت سرمایه از هر طریقی است. جنایت کاران اقتصادی در اشکال مختلف در کشورهای جهان، روزانه هزاران میلیارد دلار کلاهبرداری می کنند و با متوسل شدن به چپاول و غارتگری، خشونت و تهدید، جنگ و ترور، کودتا، تحریم های اقتصادی، و قتل های دسته جمعی همگی در راستای کسب سود بیش تر و بیش تر منافع مشترک دارند.

تصمیمات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی سرمایه داری، چه در کابینه ها، پارلمان ها و چه در خارج آن، می بایستی به وسیله سیاست مداران و اقتصادانان و تئوریسن های بورژوا، سران نظامی، ارگان ها و علمای مذهبی، با صاحبان صنایع بزرگ و بانکداران و دلالان سهام و بورس ها، یعنی نیروهایی که در راس سیستم سرمایه داری قرار دارند، اتخاذ می شود. در واقع تکمیل تقسیم ارضی و اقتصادی جهان، همواره در بین قدرت ها و امپراتوری های سرمایه داری، چه از طریق جنگ و صلح و چه از طریق صدور سرمایه و غیره در جریان است. در دو دهه اخیر پس از فروپاشی شوروی، یکه تازی دولت آمریکا، جنگ یوگسلاوی و تقسیم این کشور، اشغال عراق و افغانستان، حمله اخیر روسیه به گرجستان و تقسیم این کشور به سه منطقه جداگانه، و بحران اخیر سرمایه داری جهانی، بخش های مهمی از تقسیم مجدد جهان بین ابرقدرت هاست. روسیه، اگر در دو دهه اخیر، یعنی پس از فروپاشی شوروی درگیر حل مسایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی خود بود اکنون با حمله نظامی به گرجستان، بار دیگر در مقابل سلطه دولت آمریکا قد علم کرده است. بنابراین، بر خلاف تلاش ها و ادعاهای سیاست گذاران کلان و تئوریسین های دولت آمریکا مبنی بر جهان تک قطبی، الان جهان به چند قطب تقسیم شده است که آمریکا نیز یکی از این قطب هاست.

سرمایه داران، برای حمایت از سرمایه گذاری هایشان، باید میدان مانور سرمایه را هر چه بیش تر گسترش دهند و مرزها را پشت سر بگذارند تا هر چه بیش تر کسب سود کنند. به این دلیل در سراسر تاریخ سرمایه داری، با دستاوردهای تکتیکی عظیم و بزرگ، نه تنها بین کارگران، بیکاران و کشاورزان، بلکه در مناطق فقیر نشین و حاشیه نشین شهرها در داخل کشورهای سرمایه داری و در کشورهای عقب نگه داشته شده و در حال توسعه، فجایع انسانی و تخریب محیط زیست عظیمی به وجود آورده اند. به قول مارکس، شیوه تولید سرمایه داری به منظور نیازهای انسانی صورت نیم گیرد، بلکه انگیزه تولید، بیرون کشیدن ارزش اضافی، از یک طبقه کارگر مزدبگیر است.

طی هفته اخیر با ورشکستگی يکی از بزرگ ترين موسسات مالی آمريکا، بانک های مرکزی در سراسر جهان برای پيشگيری از سقوط بيش تر بازار مالی و سهام کشورهای خود، حجم فراوانی از پول نقد را به اين بازارها وارد کردند.

بنا به گزارش خبرگزاری های بین المللی، در ساعات اوليه بامداد روز دوشنبه، 15 سپتامبر - 25 شهريور 1387، مديران بانک لمان برادرز (Lehman Brothers)، از موسسات بزرگ مالی آمريکا که در زمينه های مختلف خدمات مالی و بانکی فعاليت داشته، درخواست ورشکستگی کرده است.

موسسه لمان برادرز، که در زمينه های مختلف خدمات مالی از جمله بانک سرمايه گذاری، مديريت و معاملات اوراق بهادار و خدمات بانکی فعال بوده، بزرگ ترين موسسه مالی ايالات متحده است که در نتيجه مشکلات ناشی از بحران مالی يک سال اخير اعلان ورشکستگی می کند. قبل از اعلام تصميم مديران اين موسسه، تلاش هايی برای نجات اين موسسه از جمله از طريق فروش آن به چند موسسه مالی، از جمله کنسرسيومی متشکل از بانک های آمريکايی، در جريان بود اما ظاهرا اين تلاش ها به نتيجه نرسيد.

اعلان ورشکستگی موسسه لمان برادرز، که عامل اصلی آن بحران در بازارهای مالی آمريکا و بسياری ديگر از کشورهای جهان عنوان شده، شوک اقتصادی بزرگی در بازارهای مالی جهان را به همراه آورده است.

پيش تر، فدرال رزرو - بانک مرکزی آمريکا - همراه با ده بانک بزرگ جهان توافق کرده بودند يک صندوق اضطراری به مبلغ تا هفتاد ميليارد دلار را به منظور اعطای تسهيلات اعتباری به موسسات مالی ايجاد کنند. هدف از اين اقدام کاهش اضطراب ناشی از دشواری در نظام مالی ايالات متحده و جلوگيری از تاثير منفی آن بر بازار مالی جهان عنوان شده بود. با اين همه، حتی پيش از انتشار خبر درخواست ورشکستگی لمان برادرز، بازارهای بورس در شماری از کشورها، از جمله استراليا، تايوان و هند سقوط کرد و شاخص بهای سهام در اين بازارها کاهش يافت.

لمان برادرز، که چهارمین بانک سرمایه گذاری بزرگ آمریکاست، در پی بحران در بازار مسکن و محدودیت های اعتبار مالی در آمریکا ورشکست شد، کارشناسان علت ورشکستگی این بانک را سرمایه گذاری سنگین در بخش مسکن آمریکا عنوان کرده اند. بنابراین، این بحران اقتصادی، به مرزهای آمریکا محدود نمانده و بازارهای جهانی از اروپا تا آسیا را فراگرفته است.

تقاضای بازارهای مالی برای تزريق پول توسط دولت های اروپايی ۱۰۰ ميليارد يورو بود که حکایت از گستردگی بحران سرمایه داری دارد.

این بحران اقتصادی، نه تنها برخی از بانک ها و موسسات مالی و بازارهای بورس و غیره در سطح بین المللی را در معرض ورشکستگی قرار داده است، بلکه برخی از مراکز کاری نیز تحت تاثیر این بحران، به تعدیل نیروی کار دست زده اند و سعی دارند آوار بحران خود را بر سر طبقه کارگر بریزند.

بانک های آمریکا

بحران مالی آمريکا که از ۱۳ ماه  پيش عمیق تر شده در هفته های اخیر وارد مرحله تازه ای شده است.

هفته گذشته، در خطر  قرار گرفتن موجوديت بانک «مورگان استانلی»، يکی ديگر از نمادهای وال استريت، بازارهای مالی آمريکا بيش از پيش در بحران فرو رفتند. برآورد می شود در طول سال جاری شرکت های آمريکايی به اندازه کل  بازار سهام سوييس ارزش خود را از دست داده باشند. ارزش بازار سوييس در حدود ۹۸۸ ميليارد دلار است.

هراس سرمايه گذاران به اندازه ای است که حتی ضمانت تاريخی دولت آمريکا برای نجات «آمريکن اينترنشنال گروپ» (ای آی جی) که بزرگ ترين  شرکت بيمه دنياست، موثر واقع نشد.

«واشينگتن میوچوال» که يک موسسه عظيم وام دهنده است، برای بقای خود به دنبال خريدار می گردد. بانک بريتانيايی «اچ بی او اس پی ال سی» پس از آن که نيمی از ارزش بازار خود را در طول تنها يک هفته از دست داد، وادار شد خود را به رقيبش «ليودس تی اس بی گروپ پی ال سی» بفروشد.

اين بحران پس از آن اتفاق افتاد که بانک فدرال رزرو آمريکا، بانک مرکزی اروپا و بانک انگليس از واريز کردن ده ها ميليارد دلار به بازارهای مالی به دنبال اعلام ورشکستگی غول های اقتصادی خودداری کردند.

با اعلام ورشکستگی بانک «لمان برادرز» در روز دوشنبه 15 سپتامبر 2008 و هم چنين رقيب آن، موسسه مريل لينچ، بحران اقتصادی جديدی را در بازارهای جهانی به وجود آورد.

«ای آی جی» روز دوشنبه اعلام ورشکستگی کرده بود و پیامدهای آن در روز سه شنبه در بازار های سهام جهانی ادامه داشت. شاخص سهام «داو جونز»، روز سه شنبه در نیویورک، بین نیم تا یک و نیم درصد کاهش یافت در حالی که روز پیش از آن نیز، این شاخص ۴ و نیم درصد تنزل کرده بود. روز سه شنبه، پیش از کاهش ارزش سهام در نیویورک، بازرهای بورس و اوراق بهادار در دیگر نقاط جهان نیز شاهد افت ارزش سهام بودند. «آی ای جی» يکی از بزرگ ترين موسسات بيمه آمریکاست.

روزنامه وال استريت ژورنال در سرمقاله روز دوشنبه خود نوشته بود که آمريکاييان روز  دشواری را در پيش رو دارند و خواستار اقدامات دولت آمريکا برای حمايت از بازار وال استريت شده بود.

 پيش تر اعلام شده بود که اين بانک در سه ماهه دوم سال جاری ميلادی متحمل سه ميليارد دلار زيان شده است. در اين ميان، بانک آمريکا، موسسه مريل لينچ را در ازای توافقی ۵۰ ميليارد دلاری خريداری کرد. اين در حالی است که شرکت بزرگ بيمه «آی ای جی» خواستار دريافت وامی اضطراری به ارزش ۴۰ ميليارد دلار از بانک آمريکا برای مقابله با مشکلات داخلی خود شده است.

مارکوس دروگا، مدير موسسه بيمه خصوصی «ماسکوئر» در نيويورک در ارتباط با بروز بحران جديد در بازارهای مالی به شبکه خبری داوجونز گفته که پس از بحران بزرگ سال ۱۹۲۹ ميلادی، اين گسترده ترين تحولات منفی ای است که در تاريخ اقتصاد جهان روی داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:54  توسط بهرام رحمانی  | 

 

کشتار همگانی زندانیان سیاسی در دهه شصت شمسی، یکی از پلیدترین تبه کاری های حکومت اسلامی ایران است.

در طول سال های ۶٢-۱۳۶٠و در دو ماه مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ شمسی، هزاران زندانی سیاسی به دست پاسداران رژیم آزادی کش و جنایت کار حکومت اسلامی به قتل رسیدند و خون شان پرچم آزادی و شرف انسانی را رنگین نمود.

کارنامه حکومت اسلامی در طول سی سال حاکمیت خونبارش چیزی جز تزویر و دروغ و غارت و پلیدی نیست. زندان، شکنجه های جسمی و روانی، تجاوز، اعدام، سنگسار، اعمال وحشیانه ترین فشارها و تحمیل خشن ترین شیوهای زندان به زندانیانی که از تیغ مرگ رهائی یافتند و سال ها در زندان ها باقی ماندند از جمله این سیاهه بلند و کارنامه ضد انسانی حاکمیت اسلامیست.

در طول این سال ها، تبه کاری های حکومت اسلامی محدود به زندان ها نبوده است. تمامی مردم کشور ما، در کل جامعه نیز، حال و روز و سرنوشتی بهتر از فرزندان زندانی خود نداشته اند. بی عدالتی و سرکوب آزادی و اعمال فشار بر توده های محروم جامعه، دستور کار همیشگی حکومت اسلامی را تشکیل داده است. فقر، بیماری، بیکاری، بی حقوقی به ويژه محرومیت عظیم زنان از حقوق انسانی و برابر، در هر موقعیت اجتماعی و سیاسی، اعم از هنگامه اعتراضات، تا حتی زمان آرامش در خانه و چهاردیواری زندگی شخصی، بخش اساسی عملکرد این رژیم بوده است. در طول این سال ها، انسانهای بسیاری، فقط به خاطر نوشتن و سخن گفتن از آزادی و برابری و دفاع از حق زندگی انسانی، روانه زندان و گرفتار شکنجه و مرگ شده اند.

با وجود همه سرکوب های جنایت بار؛ حکومت اسلامی هنوز در کابوس مرگ بسر می برد و از هراس سرنگونی خویش، هم چنان به کشتار و شکنجه و سرکوب و اعمال فشار ادامه می دهد و حتی از گردهمائی خانواده زندانیان سیاسی بر گورهای همگانی جانباختهگان زندانی می هراسد. چرا که مردم ایران، در طول همه این سال ها، دست از مقاومت در برابر این رژیم سلطه گر، ستم گر و استثمارگر برنداشته اند و دمی از مبارزه غفلت نکرده اند.

مردم ایران، در دفاع از حق زندگی آزاد، یاد فرزندان دلاور خود، یاد مقاومت همه آن هایی را که سال ها در زندان ها شکنجه شدند و زجر کشیدند و دست از دفاع از شرف انسانی و آرمانِ آزادی و برابری برنداشتند، گرامی می دارند و هر جا بتوانند، خاطره فرزندان پیکارگر خود را زنده نگهخواهند داشت.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید) نیز، بنا به ماهیت آرمانی خود در دفاع از آزادی اندیشه و بیان، همراه مردم ایران، در دفاع از خاطره تابناک ستاره های درخشان تیره ترین شب های تاریخ سرزمین بلازده مان، خاطره زندانیان سیاسی جانباخته و همه مبارزان راه آزادی و برابری را گرامی می دارد و به شور و پیکار آنان در پاسداری از شرف و آزادگی انسان درود می فرستد.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

شهریور ۱۳۸۷

 

kanoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 20:25  توسط بهرام رحمانی  | 

موقعیت کنونی جامعه ایران و نقش جنبش های اجتماعی در این شرایط حساس بسی خطیر است. فقر و فلاکت اقتصادی و تورم و گرانی فزاینده و کمرشکن از یک سو، و سرکوب های وحشیانه حکومت اسلامی از سوی دیگر، زندگی را بر اکثریت مردم ایران غیرقابل تحمل کرده است. کلیه عملکردها و سیاست های غیرانسانی حکومت اسلامی، سبب شده است که آسیب های اجتماعی به مرحله بحرانی و انفجاری برسند و از کودک، جوان و پیر گرفته تا زن و مرد از این آسیب های خانمانسوز در امان نیستند.

متن کامل اين مطلب را اينجا بخوانيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:0  توسط بهرام رحمانی  | 

 

با تقدیم گرم ترین درودها!

یاران گرامی، شما به وضعیت غیرانسانی و نگران کننده ایران تحت حاکمیت اسلامی آگاهید. حکومت اسلامی ایران، از یک سو حقوق مدنی و آزادی های اساسی مندرج در کنوانسیون ها و قوانین و مقررات بین المللی را که خود یکی از متعهدان اجرای آن است زیر پا می نهد و بی اعتنا به فاجعه هولناکی که ایران را تهدید می کند، به سیاستی به غایت قهقرایی و واپسگرایانه ادامه می دهد و از سوی دیگر، به تشدید فضای رعب و وحشت در جامعه ایران می پردازد. این نگرانی های روز افزون ما را بر آن داشت که از شما همکاران نیز کمک خواسته و درخواست نماییم که با اقدام به سازمان دهی یک کمپین بین المللی مشترک برای دفاع از حقوق مدنی و اچتماعی از جمله آزادی بیان، قلم، تشکل و هم چنین لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران، هم صدا شویم.

زندان های آشکار و نهان حکومت اسلامی، مملو از زندانیان سیاسی زن و مرد، پیر و جوان، نویسنده و شاعر و هنرمند گرفته تا روزنامه نگار، وبلاگ نویس، معلم، فعال جنبش های دانشجویی، زنان، کارگران و اقلیت های ملی و حتی مذهبی است. علی رغم محکومیت های مکرر بین المللی، حکومت اسلامی ایران، هم چنان به سرکوب، شکنجه و اعدام های بی رحمانه با شدت هرچه بیش تری ادامه می دهد.

اکنون جامعه ایران، آبستن حوادث مختلفی است. علاوه بر تشدید محاصره اقتصادی این کشور توسط شورای امنیت سازمان ملل، احتمال حمله نظامی به مراکز اتمی و نظامی این کشور نیز می رود. سرکوب های روزانه مردم توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، وضعیت بسیار بحرانی و نگران کننده ای را در این کشور به وجود آوده است. آن هم در حالی که بنا به اقرار محمد عباسی، وزير تعاون دولت احمدی نژاد در یک کنفرانس مطبوعاتی، - روز یک شنبه 24 مرداد 1387 برابر با 10 آگوست 2008-، جمعيت جويای کار در ایران را 10 ميليون نفر اعلام کرد و اظهار داشت؛ نزديک به 10 ميليون نفر از جمعيت کشور متقاضی اشتغال هستند. دستمزد ده ها هزار مزدبگیر به تعویق افتاده است و گرانی و تورم کمرشکن است. در چنین شرایطی، حکومت اسلامی هرگونه اعتراض و اعتصاب زنان، دانشجویان، کارگران و روشنفکران را شدیدا سرکوب می کند.

دستگاه قضایی رعب و وحشت حکومت اسلامی ایران، در اقدامی جنایت کارانه - صبح روز یک شنبه 6 مرداد 1387 - 27 ژوئیه 2008-، 30 نفر را فقط در تهران به دار آویخت. روز بعد نیز 9 نفر دیگر اعدام شدند و این آدم کشی رسمی و نقشه مند دولتی هم چنان ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 21:46  توسط بهرام رحمانی  | 

 

Dear friends,

You are aware of the worrying and inhumane conditions in Iran under the Islamic regime. The government of Iran continues to blatantly trample under its feet all those civil rights and political freedoms guaranteed under international laws, conventions and treaties to the implementations of which it is legally committed, whilst ignoring the terrible tragedy that awaits Iran. It has now embarked on a campaign of intensified repression at home and is deliberately creating a sense of fear and terror in Iranian society. These increasingly worrying concerns forces us to request your help and assistance and to ask you all to join us in an international campaign in defense of civil rights in Iran, including freedom of expression and organization; against torture and executions, and for the release of all political prisoners.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 21:44  توسط بهرام رحمانی  | 

 

علیرضا ثففی، روزنامه نگار و عضو کانون نویسندگان ایران، روز سه شنبه 5 شهریور 1387 برابر با 26 آگوست 2008، بازداشت شد. وی، روز دوشنبه از طریق تلفن به دفتر پیگیری (اطلاعات) در خیابان صبا احضار شده بود، روز سه شنبه بعد از حضور در این مرکز ناپدید گردید. تا این که بنا به گفته نزدیکان ثقفی، بازجوی وی روز چهارشنبه در تماس تلفنی با خانواده وی خبر داده است که ثقفی به زندان اوين منتقل شده است. ثقفی، سردبيری ماهنامه «راه آينده» بود که پس از هشت شماره، توقيف گردید.

بازداشت علیرضا ثقفی در شرایطی صورت می گیرد که فشار بر نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، فعالین جنبش کارگری، زنان و دانشجویان، و زندان و اعدام نسبت به گذشته شدیدتر شده است.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، ضمن محکوم کردن جنایات بی شمار حکومت اسلامی، از جوامع بین المللی انتظار دارد که برای آزادی فوری و بدون قید و شرط آقای ثقفی و آزادی همه زندانیان سیاسی، و هم چنین لغو شکنجه و اعدام و قوانین آزادی ستیز در ایران، از یک سو حکومت اسلامی ایران را تحت فشار قرار دهند و از سوی دیگر، از مبارزات بر حق آزادی خواهانه مردم ایران، حمایت و پشتیبانی به عمل آورند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

هفتم شهریور 1387 - بیست و هشتم آگوست 2008

 

 

Kannoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 11:7  توسط بهرام رحمانی  |