تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

به انجمن جهانی قلم

با تقدیم گرم ترین درودها!

یاران گرامی، شما به وضعیت غیرانسانی و نگران کننده ایران تحت حاکمیت اسلامی آگاهید. حکومت اسلامی ایران، از یک سو حقوق مدنی و آزادی های اساسی مندرج در کنوانسیون ها و قوانین و مقررات بین المللی را که خود یکی از متعهدان اجرای آن است زیر پا می نهد و بی اعتنا به فاجعه هولناکی که ایران را تهدید می کند، به سیاستی به غایت قهقرایی و واپسگرایانه ادامه می دهد و از سوی دیگر، به تشدید فضای رعب و وحشت در جامعه ایران می پردازد. این نگرانی های روز افزون ما را بر آن داشت که از شما همکاران نیز کمک خواسته و درخواست نماییم که با اقدام به سازمان دهی یک کمپین بین المللی مشترک برای دفاع از حقوق مدنی و اچتماعی از جمله آزادی بیان، قلم، تشکل و هم چنین لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران، هم صدا شویم.

زندان های آشکار و نهان حکومت اسلامی، مملو از زندانیان سیاسی زن و مرد، پیر و جوان، نویسنده و شاعر و هنرمند گرفته تا روزنامه نگار، وبلاگ نویس، معلم، فعال جنبش های دانشجویی، زنان، کارگران و اقلیت های ملی و حتی مذهبی است. علی رغم محکومیت های مکرر بین المللی، حکومت اسلامی ایران، هم چنان به سرکوب، شکنجه و اعدام های بی رحمانه با شدت هرچه بیش تری ادامه می دهد.

اکنون جامعه ایران، آبستن حوادث مختلفی است. علاوه بر تشدید محاصره اقتصادی این کشور توسط شورای امنیت سازمان ملل، احتمال حمله نظامی به مراکز اتمی و نظامی این کشور نیز می رود. سرکوب های روزانه مردم توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، وضعیت بسیار بحرانی و نگران کننده ای را در این کشور به وجود آوده است. آن هم در حالی که بنا به اقرار محمد عباسی، وزير تعاون دولت احمدی نژاد در یک کنفرانس مطبوعاتی، - روز یک شنبه 24 مرداد 1387 برابر با 10 آگوست 2008-، جمعيت جويای کار در ایران را 10 ميليون نفر اعلام کرد و اظهار داشت؛ نزديک به 10 ميليون نفر از جمعيت کشور متقاضی اشتغال هستند. دستمزد ده ها هزار مزدبگیر به تعویق افتاده است و گرانی و تورم کمرشکن است. در چنین شرایطی، حکومت اسلامی هرگونه اعتراض و اعتصاب زنان، دانشجویان، کارگران و روشنفکران را شدیدا سرکوب می کند.

دستگاه قضایی رعب و وحشت حکومت اسلامی ایران، در اقدامی جنایت کارانه - صبح روز یک شنبه 6 مرداد 1387 - 27 ژوئیه 2008-، 30 نفر را فقط در تهران به دار آویخت. روز بعد نیز 9 نفر دیگر اعدام شدند و این آدم کشی رسمی و نقشه مند دولتی هم چنان ادامه دارد.

این اولین بار نیست که حکومت اسلامی، به اعدام های گروهی زندانیان دست می زند. جوخه های مرگ حکومت اسلامی، در سال های اوایل انقلاب بهمن 1357، سال های 60 تا 62 و در سال 1367 با پایان جنگ ایران و عراق، زندانیان سیاسی را گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده بودند. این حکومت، تنها از اوایل سال جاری تاکنون براساس آمارهای اعلام شده از سوی رسانه های رسمی همین حکومت، حدود 250 نفر را اعدام کرده است که تجاوز و شکنجه و قتل بسیارانی توسط ماموران مخفی حکومت در این آمار ها ی رسمی اعلام نشده و بلکه تحت هیچ شرایطی امکان بازرسی یا پیگیری قضایی نبوده است.

سازمان عفو بين الملل در تازه ترین گزارش خود درباره اعدام در جهان، اعلام کرده است که ايران رتبه دوم را  در تعداد اعدام ها در سال گذشته داشته است. در سال ۲۰۰۷  در ايران دست کم ۳۱۷ اعدام شده اند اين در حالی است که در چين ۴۷۰ نفر اعدام شده اند. حداقل ۱۴۰ نفر به خاطر خطاهايی که ادعا می شود قبل از سن ۱۸ سالگی مرتکب شده اند، در انتظار اعدام به سر می برند که اين امر نقض آشکار تعهدات اين کشور در قبال پيمان حقوق کودک است.

گروه‌ های حقوق بشری اخیرا در گزارشی که چند هفته پیش درباره‌ ایران منتشر کرده اند از محکومیت هشت زن و یک مرد به سنگسار در ایران خبر داده ‌اند. در این نوع مجازات، مرد تا کمر و زن تا گردن در خاک قرار داده می شوند و با سنگ مورد حمله قرار می ‌گیرند تا کشته شوند.

اتحادیه‌ اروپا نیز در بیانیه ‌ای که روز پنج شنبه، ۲۴ ژوئیه در بروکسل انتشار داد، از ایران خواسته است که به تعهدات ناشی از امضای قراردادهای بین‌ المللی‌ پایبند بماند و از اعمال «مجازات های وحشیانه و نافی حرمت انسان، مانند سنگسار، چه به لحاظ قانونی و چه در عرصه‌ عملی» خودداری کند.

نگرانی دیگر ما، وضعیت خطیر سرنوشت کانون نویسندگان ایران است. اخیرا به دنبال انتخابات هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، حکومت اسلامی، رسما این کانون را تهدید و «غیرقانونی» اعلام کرده است. محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد، در گفتگو با خبرگزاری رسمی حکومت اسلامی ایران، «ایرنا»، اعلام کرد نهادی با عنوان «کانون نویسندگان» که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرده باشد وجود خارجی ندارد. محسن پرویز، در توضیح درباره فعالیت کنونی تشکل کانون نویسندگان ایران گفت: «ممکن است (این افراد) همانند برخی افراد مختلف گردهم جمع شده اند و بیانیه سیاسی صادر می کنند و این فعالیت فرهنگی نیست

محسن پرویز، برخورد با کانون نویسندگان، به عنوان «یک نهاد غیرقانونی» را وظیفه «دستگاه های ذی ربط» دانست و گفت: «جایی که فعالیت فرهنگی و مجوز ندارد، قانون باید با آن برخورد کند. محسن پرویز، در حالی کانون نویسندگان را تهدید می کند که کم تر از دو هفته از انتخابات هیات دبیران جدید کانون نویسندگان ایران نمی گذرد. علاوه بر این، روزنامه کیهان، روزنامه رسمی حکومت اسلامی که مسئولین ان نیز مستقیما توسط خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی انتخاب می شود نیز فراخوان برخورد با کانون نویسندگان را داده است و در رسانه دیگری به نام «ادوارد نیوز» که نویسنده ای آن از طرفداران شناخته شده حکومت است نیز کانون نویسندگان را غیرقانونی نامیده و اتهاماتی نیز بر علیه برخی از اعضای هیات دبیران کانون نویسندگان نسبت داده است.

این موضع گیری خصمانه معاون فرهنگی وزارت ارشاد حکومت اسلامی بر علیه کانون نویسندگان این کشور و فضای حاکم سانسور و اختناق بر جامعه ایران، ما را بیش از پیش نگران کرده است.

اکنون وکیل مدافع یوسف عزیزی بنی طرف، عضو علی البدل هیات دبیران کانون نویسندگان، روز 21 مرداد 1387 برابر با 11 آگوست 2008، از محکومیت موکلش به پنج سال حبس از سوی شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران خبر داده است. وکیل مدافع یوسف عزیزی بنی طرف، به رسانه ها گفته است: «هم چنین موکل من به عنوان یک نویسنده‌ ایرانی که حدود ۲۵ کتاب داستانی، تاریخی و اجتماعی به زبان فارسی نوشته است

در چنین موقعیتی مشکلات و خطرات عدیده رسمی و غیررسمی بر سر راه اعضای هیات دبیران و اعضای علی البدل و بازرسان و دیگر دست اندرکاران کانون نویسندگان قرار گرفته است. به خصوص ما تجربه تلخ و ناگواری از گذشته داریم. حکومت اسلامی ایران، نه تنها چندین دهه است که از فعالیت کانون نویسندگان ایران جلوگیری کرده است، بلکه همواره هیات دبیران کانون را تهدید و دستگیر و زندانی کرده است. محمد مختاری، محمدجعفر پوینده و غفار حسینی، از اعضای هیات دبیران وقت کانون بودند که در سال ۱٣۷٨، نخست توسط ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ربوده شدند و سپس جنازه مثله شده آن ها را در حاشیه شهر رها کردند.

اخیرا وزارت ارشاد حکومت اسلامی، به برخی از نویسندگان سرشناس ایران هشدار داده و گفته است که کانون حق برگزاری هیچ جلسه ای را ندارد.

علاوه بر این، حکومت اسلامی ایران تاکنون ده ها نویسنده و ده ها هزار انسان مبارز و آزادی خواه را در داخل و خارج کشور ترور و یا در زندان ها اعدام کرده است. هم چنین سران حکومت اسلامی ایران در جهان، به عنوان دشمن درجه اول آزادی بیان و قلم و تشکل معرفی شده اند.

در قوانین جدیدی که در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است از جمله قوانین علیه وبلاگ نویسان بسیار سخت تر و حتی حکم اعدام در نظر گرفته شده است.

همه این وقایع ما را به شدت نگران کرده است. از این رو، باید افکار عمومی جهانی را نسبت به توطئه جدید حکومت اسلامی علیه کانون نویسندگان ایران، و هم چنین علیه تشدید رعب و وحشت و شکنجه و اعدام در این کشور، آگاه کرد و خواست که از هر طریق ممکن این اعمال حکومت اسلامی ایران را محکوم کنند و به حمایت و پشتیبانی از فعالیت های کانون نویسندگان ایران و هم چنین مبارزات بر حق عدالت خواهانه و آزادی خواهانه مردم ایران برخیزند. ما در این راستا به همکاری و حمایت فعال انجمن جهانی قلم نیاز عاجل داریم.

همکاران محترم!

بيست و هفت سال از شکنجه و اعدام سعيد سلطان پور، عضو برجسته و فعال کانون نويسندگان ايران، و از نخستين قربانيان دهه شصت و بیست سال از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 می گذرد، اما هم چنان امواج سرکوب، دستگيری، صدور احکام زندان، شکنجه و اعدام برای فعالان عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی از نويسندگان و دانشجويان تا کارگران، زنان و ديگر فعالان اجتماعی ادامه دارد.

مقامات حکومت اسلامی ایران، هم چنین انتشار صدها کتاب از جمله کتاب هایی را که یک یا چندین بار منتشر شده اند نیز اکنون ممنوع کرده است. اعمال فشار بر ناشران مستقل شدیدتر شده است. برخی از فیلم ها ممنوع شده و چندین سازمان فرهنگی و هنری را تعطیل کرده اند.

با توجه به این که ایران دارای بیش ترین تعداد روزنامه نگاران زندانی در خاورمیانه است، محاکمه آن ها غیرعادلانه و حتی بدون حضور وکیل مدافع «متهم» در پشت درهای بسته صورت می گیرد. آن ها زندانیان سیاسی را مدت طولانی در حبس انفرادی و بدون دسترسی به مراقبت پزشکی کافی نگهداری می کنند.

از زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴، مطبوعات و نویسندگان و روزنامه نگاران با فشارها و محدوديت های زيادی روبرو شده و روزنامه نگاران با سانسور گسترده و مجازات زندان به دليل نوشته های خود دست به گريبان اند. بيش از ۵۰ روزنامه نگار در دوره رياست جمهوری احمدی نژاد روانه زندانی شده اند.

احمدی نژاد، رییس جمهوری و سردار صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، روزنامه ها و مجله ها را یکی پس از دیگر می بندند و روزنامه نگاران را تحت تعقیب قرار می دهند.

در چنین شرایطی، هر گاه نویسندگان، زنان، دانشجویان، کارگران و مردم آزادی خواه و تحت ستم در مقابل این همه فشارهای اقتصادی، صنفی، سیاسی و اجتماعی دست به اعتراض و مقاومت می زنند از سوی نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی مورد هجوم، ضرب و شتم، دستگیری، زندان و شکنجه قرار می گیرند. اکنون زندانی های حکومت اسلامی مملو از زندانیان سیاسی و یا کسانی که به دلیل فقر و فلاکت اقتصادی دست به بزهکاری زده اند، است. از جمله می توان به دستگیری های زیر به عنوان نمونه اشاره کرد:

- «افشین شمس قهفرخی»، دبیر و عضو انجمن کاریکاتور اصفهان، از سوی ماموران امنیتی حکومت اسلامی در اصفهان، به دليل فعاليت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان اليگودرز در تاريخ سيزدهم تير ماه 1387 دستگير و روانه زندان دستگرد اصفهان شده است. در اين رابطه روز شنبه پانزدهم تير ماه، منزل پدر وی در اصفهان، مورد بازرسی قرار گرفته و کليه دست نوشته های وی که در رابطه با مسائل کارگری بود توسط مامورين اداره اطلاعات اصفهان ضبط شده است.

- هانا عبدی، فعال حقوق زنان، دانشجوی 21 ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان كه از یازدهم مهر ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در يك حكم بی سابقه به 5 سال حبس محكوم شد. در این رابطه محمد شریف، وکیل هانا عبدی، این حکم را به شدت غیرمتناسب نامیده است.

- مامورین امنیتی حکومت اسلامی، در مقطع 16 آذر سال گذشته و هم چنین در آستانه سالروز 18 تیر (شبیخون به کوی دانشگاه در تیر ماه 1378)، ده ها تن از فعالین جنبش دانشجویی را در شهرهای مختلف ایران دستگیر و زندانی کردند.

- در پى اعتراضات دانشجويان دانشگاه تبريز نسبت به مسائل دانشجويان ستاره دار و اقدامات غيرقانونى حراست، 37 تن از دانشجويان به كميته انضباطى دانشگاه احضار شدند.

- روز سيزدهم تير ماه 1387، حکم نهايی و قطعی هشت ماه حبس تعزيری عابد توانچه، از سوی دادگاه تجديد نظر تاييد شد. در هيچ يک از مراحل دادرسی و بررسی پرونده عابد توانچه به ايشان و وکيل حقوقی وی دکتر حاجی مشهدی امکان حضور و ارائه دفاع داده نشد و لايحه دفاع هم با اصرار و فشار وکيل پرونده از سوی دادگاه پذيرفته شد. وی هم اکنون در زندان بسر می برد. تنها «جرم» عابد و همه دانشجویان دربند و تحت تعقیب، دفاع از حقوق و آزادی های دانشجویان و مردم محروم و ستم دیده است.

- منصور اسانلو، رئيس هيئت مديره سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بدون هیچ دلیلی هم چنان در زندان بسر می برد.

- محمد صدیق كبودوند در ماه مه سال جاری در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 11 سال زندان محكوم شد. محكومیت وی شامل 10 سال زندان به خاطر «اقدام علیه امنیت كشور» به دلیل تاسیس سازمان حقوق بشر كردستان، و یك سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بوده است. وی به عنوان رییس سازمان حقوق بشر كردستان و به عنوان یك روزنامه ‌نگار فعالیت داشت.

- سامان رسول‌ پور، روزنامه ‌نگار و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان که روز یک شنبه 6 مرداد 1387، از سوی ماموران امنیتی در مهاباد بازداشت شد، به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده است. اتهام و دلیل بازداشت سامان رسول پور، مشخص نیست، اما گفته می شود وی برای ادامه بازجویی به اداره اطلاعات ارومیه انتقال یافته است.

- صبح روز دوشنبه 14 مرداد ماه 1387 برابر با 4 آکوست 2008، یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ مهرنهاد و دبیر انجمن جوانان صدای عدالت در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. در بهمن ماه امسال پس از یک دادگاه غیرعلنی و مبهم حکم اعدام او صادر شده بود. پس از اعتراضات بین المللی ابراهیم، برادر 16 ساله آقای مهرنهاد نیز دستگیر شد که هم اکنون در زندان زاهدان به سر می‌برد. مهرنهاد 28 ساله و صاحب سه فرزند بود.

- شعبه 101 دادگاه جزایی سنندج، روز 15 مرداد 1387 - 5 آگوست 2008، برای چهارتن از کارگران شرکت کننده در مراسم اول ماه مه (روز جهانی كارگر) امسال این شهر، احکام شلاق و زندان صادر کرد. بر اساس این حکم، سوسن رازانی به 9 ماه حبس و 70 ضربه شلاق، شیوا خیرآبادی به 4 ماه زندان و 15 ضربه شلاق، عبدالله خانی (عبه نجار) به 91 روز زندان و 40 ضربه شلاق و سید غالب حسینی به 6 ماه زندان و 50 ضربه شلاق محکوم شده ‌اند. احکام صادره به اين چهارتن ابلاغ گردیده است.

- بنا به گزارش وبلاگ تبریز نیوز، شعبه دوم دادگاه تجدید نظر کیفری استان آذربایجان شرقی، 15 مرداد 1387 - 5 آکوست 2008، علی داداشی روزنامه نگار در تبریز را به 50 ضربه شلاق تعزیری محکوم کرد.

- بنا به گزارش خبرنامه دانشجویی امیرکبیر، 16 مرداد 1387 - 6 آکوست 2008، نزدیک به ۴۰ نفر از دانشجویان تربیت معلم در تابستان به کمیته انضباطی احضار شدند. برای ۷ نفر دیگر نیز حکم محرومیت از تحصیل صادر شده است. محمد شریفی، فاروق معروفی، امیر سالاری، سیوان فرخزاد، مصلح فتاح پور، امین آریا، عباس رشیدی و خانم صداقتی به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده اند.

- بنا به گزارش روزنامه اعتماد ملی، روزنامه مهدی کروبی رییس سابق مجلس شورای اسلامی، روز 17 مرداد 1387 - 7 آکوست 2008، در سال گذشته برای بيش از 35 نشريه دادگاه تشكيل شد. در كنار اين دادگاه ‌ها هيات نظارت بر مطبوعات 21 نشريه و روزنامه را لغو امتياز كرده است.

آن چه که ملاحظه کردید فقط نمونه ها و گوشه هایی از انبوه جنایت، سانسور و جنگ حکومت اسلامی علیه آزادی اندیشه، بیان، قلم و تشکل است.

- با صدور حکم اعدام برای حبيب الله لطيفی دانشجوی کرد سنندجی در تاریخ 23 مرداد 1387 برابر با 13 آگوست 2008، به 8 نفر رسید. حبيب الله لطيفی، 26 ساله، اهل سنندج و دانشجوی حقوق دانشگاه ايلام، از مهر ماه سال گذشته در بازداشت به سر می برد. در زمان بازداشت حبیب الله لطیفی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج، چندین بار در اثر شکنجه های اعمال شده دچار خونریزی های داخلی شده و در بعضی موارد موجب بی هوشی وی و انتقال نامبرده به بیمارستان گردید، طوری که در چند مرحله در بیمارستان توحید و بیمارستان تامین اجتماعی سنندج بستری شد.

قبل از این نیز عدنان حسن پور(روزنامه نگار)، هیوا بوتیمار(فعال مدنی و روزنامه نگار)، فرزاد کمانگر(معلم و فعال مدنی)، انور حسین پناهی(معلم و فعال مدنی)، فرهاد وکیلی(فعال مدنی)، علی حیدریان(فعال مدنی)، ارسلان اولیایی(فعال مدنی)، به اعدام محکوم شده اند.

یاران!

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، در راستای اهداف و منشور کانون نويسندگان ايران، در دفاع از آزادی بيان، انديشه و مبارزه با سانسور و اختناق، ضمن محکوم کردن اين سرکوب ها، دستگيری ها و احکام زندان و شکنجه و اعدام از مبارزات نویسندگان، کارگران، دانش جويان، زنان و فعالان اجتماعی ديگر پيگيرانه حمايت می کند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، که یک نهاد مستقل و دمکراتیک نویسندگان ایران به ویژه در کشورهای غربی است همواره مخالف هرگونه محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور است. روشن است که تحولات داخل ایران بر علیه حکومت باید مستقیما توسط مردم آزادی خواه ایران و با حمایت و پشتیبانی مردم آزادی خواه و انسان دوست جهان صورت گیرد نه با دخالت نیروی خارجی.

جامعه ایران در حال حاضر، وضعیت بسیار حساسی را از سر می گذراند. اوضاع ایران بسیار خطرناک، از جمله ما عمیقا نگران گسترده تر شدن سرکوب های حکومت اسلامی و هم چنین توطئه های جدید این حکومت بر علیه اعضای کانون نویسندگان ایران هستیم.

از این رو، از شما تقاضا داریم از همه تشکل های عضو انجمن جهانی قلم در همه کشورهای جهان درخواست کنید تا با یک همبستگی بین المللی صدای اعتراض ما را به گوش افکار عمومی جهان و سازمان های ذیربط برسانند تا ضمن محکوم نمودن جنایات حکومت اسلامی علیه بشریت، از هر طریق ممکن به حمایت از تلاش ها و مبارزات بر حق، عادلانه و آزادی خواهانه روشنفکران، کانون نویسندگان، فعالین جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش کارگری و حقوق اقلیت های ملی و مذهبی در ایران برخیزند.

پیشاپیش از توجه و همبستگی و یاری رسانی تان در حمایت از مبارزات بر حق و عادلانه نویسندگان و مردم آزادی خواه و عدالت خواه جامعه ایران، سپاسگزاریم و بی صبرانه در انتظار پاسخ و اقدامات انسان دوستانه شما هستیم.

با احترام

هیات دبیران کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

سی ام مرداد 1387 - بیستم آکوست 2008

شهلا آقاپور، آلمان: shahla@aghapour.de

ستار لقایی، بریتانیا: bookpressuk@aol.com

بهرام رحمانی، سوئد: bamdadpress@ownit.nu

www.iwae.org

کپی به:

- رسانه های گروهی

- گزارشگران بدون مرز

- سازمان عفو بین الملل

- کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل

- کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا

- نهادهای دمکراتیک نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، کارگران، دانشجویان، زنان و...

- سازمان ها و احزاب سیاسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 13:25  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

اخیرا خانم یا آقایی به نام «لنا» نوشته ای به نام «حزب کمونیست ایران: دو گام به پیش» نوشته است که نخست در سایت «بروسکه»، سایت گروه عبدالله مهتدی و سپس در سایت های تیم «آذرین و مقدم» منتشر گردیده است.

لنا در این نوشته خود، به نوعی اظهار شور و شعف کرده است که گویا از یک سو «فراکسیون فعالیت به نام کومه له» شکست خورده است و از سوی دیگر، بهرام رحمانی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران و عضویت این حزب کناره گیری کرده است که گرایش راست را در کمیته مرکزی این حزب نمایندگی می کرد؟ به باور وی، این دو مساله حزب کمونیست ایران را دو گام به پیش برده است؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:56  توسط بهرام رحمانی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:28  توسط بهرام رحمانی  | 

 

متاسفانه رفیق بهرام رحمانی کناره گیری خود را از حزب کمونیست ایران که قبلا طی نامه ای به تاریخ 26 ژوئن به کمیته اجرایی حزب اعلام کرده بود در تاریخ 4 اوت 2008 انتشار علنی داد.


 رهبری حزب در این مدت که رفیق بهرام مکاتباتی در رابطه با مسائل مورد اختلاف با حزب  داشت، کوشید که او را متقاعد سازد که بحث در این موارد و تصمیم گیری اش را به بعد از پلنوم کمیته مرکزی حزب واگذار کند، ولی متاسفانه ایشان منتظر برگزاری پلنوم  نماندند.
بهررو ما ضمن قدردانی از مجموعه فعالیت هایی که او در صفوف حزب ما داشته، برایش صمیمانه آرزوی موفقیت در ادامه فعالیت سیاسی اش بهر شکلی که مناسب می داند، را داریم و امیدواریم در آینده نیز همگامی و همکاری صمیمانه او را در جوار حزب داشته باشیم.
کمیته اجرایی حزب کمونیست ایران
6 اوت 2008

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 12:0  توسط بهرام رحمانی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:6  توسط بهرام رحمانی  | 

در تاریخ ٢٦ ژوئن ٢٠٠٨ طی نامه ای رسمی کناره گيری خود از حزب کمونيست ایران را به کميته اجرایی این حزب

اطلاع دادم.

کناره گيری من از حزب کمونيست ایران، در پی اختلافات سياسی صورت گرفته است که در طی دو سال اخير درباره

جهت گيری و عملکرد حزب کمونيست ایران، به ویژه در عرصه جنبش کارگری، جنبش دانشجویی و هم چنين سبک

کار تشکيلاتی با خط رسمی حزب داشته ام. درباره این اختلافات سياسی نه تنها در جلسات کميته اجرایی، هيات

تحریریه نشریه جهان امروز، تلویزیون کومه له، کميته خارج کشور، پلنوم های کميته مرکزی حزب و کومه له، و در

جلسات سایر نهادهای تشکيلاتی نظرات خود را مطرح کرده ام، بلکه به ویژه در عرصه جنبش کارگری (برخورد به

کميته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری) و اتفاقات اخير در جنبش دانشجویی (برخورد به دانشجویان آزادی خواه و

برابری طلب) نظرات خود را که با سياست و عملکرد رسمی حزب کمونيست ایران در این موارد مخالف بوده است، به

طور علنی نيز در طی چندین مقاله توضيح داده ام.

به طور مختصر، من با سياست عملی حزب کمونيست ایران در برخورد با کميته هماهنگی مخالف بوده و این سياست

را نادرست و مضر به حال جنبش کارگری می دانم. تلویزیون کومه له چندین برنامه خود درباره جنبش کارگری را به

مصاحبه با رضا مقدم (از سازمان اتحاد سوسياليستی کارگری) اختصاص داد تا طی این مصاحبه ها در کميته

هماهنگی دو جناح تشخيص داده شود، به اختلافات این جناح ها دامن زده شود، و عليه یکی از این جناح ها (گرایش

لغو کار مزدی)، بدون آن که فرصت و امکانی در توضيح و دفاع از نظرات خود داشته باشد، موضع گرفته شود و جناح

دیگر به مبارزه و اخراج آن از کميته هماهنگی فراخوان داده شود. همپای این سياست، سایت رسمی حزب کمونيست

ایران هم در خدمت انعکاس چنين نظراتی در کميته هماهنگی و مبارزه آن عليه گرایش لغو کار مزدی قرار گرفت، بدون

آن که کم ترین توجهی به طرح نظرات و پاسخ های متقابل این گرایش داشته باشد. حزب کمونيست ایران، به اعتبار

شواهد مندرج در سایت حزب و تلویزیون کومه له، جزیی از طرح سياسی نادرست و مضر حذف گرایش لغو کار مزدی

گرایش لغو کار » از کميته هماهنگی بود. در این مورد نيز طی مقالاتی هم نظر و انتقاد خود نسبت به سياست های

مزدی) و هم برخورد متقابل با این گرایش را نوشته ام.

ر مورد تحليل جنبش « تریبون مارکسيسم » در زمينه جنبش دانشجویی نيز ابتدا مقاله بی نام و نشان وبلاگ

دانشجویی، که به طور غيراصولی بر ارتباط دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب با یک حزب اپوزیسيون جمهوری

اسلامی تاکيد می کند و... در سایت حزب درج شد و بعد به علت افشای این حرکت پليسی - امنيتی، بدون کم ترین

توضيحی حذف گشت. در حالی که حداقل انتظار از یک حزب مسئول و جدی و دلسوز به حال جنبش های اجتماعی

مخالف حکومت اسلامی، نه حتی معتقد به انقلاب کارگری و کمونيسم، آن بود که عليه این اقدام پليسی - امنيتی

موضع بگيرد و عليه چنين روش هایی هشدار بدهد، اما نه تنها حزب کمونيست ایران از این امر خودداری کرد، بلکه از

« تریبون مارکسيسم » جزیی از لينک های اصلی سایت حزب به شمار می روند و وبلاگ ،« تریبون جوان » طریق سایت

است، به انعکاس سياست پليسی - امنيتی این وبلاگ و هم چنين مسئولين « تریبون جوان » نيز جزیی از سایت

سازمان اتحاد سوسياليستی کارگری که از اقدام این وبلاگ و محتوای مقاله آن دفاع کردند، ادامه داد. همپای این

سياست، مقالات و اطلاعيه های دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از سایت حزب حذف شد و امروزه تنها نوشته

های دانش جویان سوسياليست در آن انعکاس می یابد.

در عرصه سبک کار و عدم انسجام درونی تشکيلات در هدایت و رهبری سياسی - تشکيلاتی و عدم حضور زنده و

فعال در تحولات جامعه نيز بارها نظرم را در جلسات مختلف تشکيلاتی بيان کرده ام. بدون شک، در شرایط حساس و

متحول امروز ایران و جهان، جامعه به سطح عالی تری از آمادگی و انسجام فکری و عملی و همبستگی سياسی و

تشکيلاتی برای مقابله با این اوضاع نياز دارد.

مهم تر از همه استراتژی کمونيستی، که نقطه عزیمت آن طبقه کارگر است با مصلحت گرایی تشکيلاتی، سياست

سکوت و در انتظار حوادث ماندن و عدم عکس العملل به موقع در مقابل مسایل و اتفاقات مختلف سياسی و

اجتماعی، تحقق پذیر نمی باشد. آنچه که در این ميان شاخص و برجسته است تقویت هر درجه از مبارزه اقتصادی،

سياسی، اجتماعی و فرهنگی طبقه کارگر بدون چشم داشت سکتاریستی برای کسب قدرت سياسی طبقه و حرکت

بی وقفه به سوی شکستن ماشين دولتی، لغو مالکيت خصوصی و کار مزدی، و برقراری یک جامعه نوین کمونيستی

عاری از هرگونه سرکوب و سانسور، تبعيض و نابرابری و استثمار انسان از انسان است.

مجموعه شواهد در این عرصه ها نشان می دهند که حزب کمونيست ایران، جزیی از سياست نادرست نسبت به

بخشی از جنبش کارگری و جنبش دانشجویی شده است که در نهایت جز به بدبينی به کمونيسم و کار متشکل

نخواهد انجاميد.

این دلایل کافی بود که از حزب کمونيست ایران کناره گيری کنم. برای فعاليت کمونيستی و تلاش برای تغيير نظم

موجود، قطعا راه اصولی تر وجود دارد.

بهرام رحمانی

چهاردهم مرداد ١٣٨٧ - چهارم آگوست ٢٠٠٨

bahram-rahmani@ownit.nu

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:29  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

ترکیه، یکی از کشورهایی است که تحولات آن بر سر مدرنیسم غربی و عقب ماندگی شرقی در رابطه با مسایل سیاسی و اجتماعی به ویژه بر سر گرایشاتی هم چون سکولاریسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و خرافات مذهبی همواره با کشمکش ها و چالش های سنگینی پیش می رود. در این کشور، یک جنبش قوی سوسیالیستی کارگری وجود دارد. سکولاریسم و جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش از یک سو و پان ترکیسم نیز از سوی دیگر از اهداف پایه ای بنیان گذار جمهوری ترکیه، یعنی مصطفی کمال معروف به «آتاتورک» بود. هم چنین چندین دهه است که درخواست عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، به دلیل عدم تطابق قوانین اش با قوانین اروپا، هم چنان معلق مانده است.

ارتش ترکیه، به بهانه دفاع از این اهداف پایه ای آتاتورک، بارها دست به کودتا زده است که آخرین آن در سپتامبر 1980 بود. از کودتای 1980 که عمدتا بر علیه رشد و گسترش گرایش سوسیالیستی کارگری به وقوع پیوست میدان دادن به گرایش مذهبی برای جلوگیری از رشد و گسترش گرایش سوسیالیستی کارگری به اهداف مهم کودچیان تبدیل شد. در دوره چهار سال حاکمیت سرهنگ ها در ترکیه، به ویژه در شهر استانبول صدها مسجد ساخته شد. احزابی که پس از سال 1984، در صحنه سیاسی ترکیه بار دیگر فعال شدند کمابیش این سیاست دوگانه سکولاریسم آغشته به مذهب را پیش بردند. جنگ های داخلی یوگسلاوی و پاکسازی ملی در این کشور، دولت ترکیه به حمایت از کراوات های «مسلمان» برخاست. در تظاهرات هایی که در ترکیه در حمایت از آن ها برگزار می شد خانم تانسو چیللر نخست وزیر وقت از حزب راه راست، با روسری سخنرانی می کرد. نتیجه این شد که نخست حزب رفاه اسلامی به رهبری نجم الدین اربکان، قدرت را گرفت. اربکان، نخست وزیر این کشور یک دولت ائتلافی با احزاب پارلمانی حزب راه راست و مام وطن تشکیل داد و سپس با انحلال این حزب به دلیل فعالیت هیا مذهبی، حزب اسلامی توسعه و عدالت به رهبری رجب طیب اردوغان همه احزاب سکولار و ناسیونالیست را جارو کرد و به تنهایی دولت تشکیل داد. حزب اسلامی عدالت و توسعه، ادامه همان حزب رفاه است. رجب اردوغان در دوران نخست وزیری اربکان، شهردار استانبول بود که به دلیل تبلیغات مذهبی دستگیر و زندانی شد و هم چنین از فعالیت های سیاسی به مدت پنج سال محروم گردید. اما، هنگامی که حزب وی به قدرت رسید این قانون را تغییر داد و اردوغان به پست نخست وزیری رسید. هم اکنون عبدالله گل، رییس جمهوری این کشور نیز از حزب اسلامی عدالت و توسعه است. دولت و پارلمان ترکیه، در دوران انتخاب عبدالله گل به ریاست جمهوری، دچار کمکش و تلاطمات شدیدی در پارلمان و جامعه شد، به طوری که انتخاب اولیه وی لغو گردید و پس از مذاکرات و توافقات پشت پرده به ویژه با فرماندهان ارتش، انتخابات دوباره صورت گرفت.

در جامعه ترکیه، با بمب گذاری در استانبول، مساله بررسی انحلال حزب جاکم عدالت و توسعه و بار دیگر بمباران پایگاه های حزب کارگران کردستان ترکیه « PKK» وضعیت حساس سیاسی حاکم شد.

لازم به تاکید است هر چند که ارتش ترکیه بر خلاف دوره های قبل که هر ده دوازده سالی یک بار دست به کودتا می زد و قدرت را می گرفت در 28 سال اخیر از حاکمیت مستقیم دولتی دور مانده است. اما با ادامه وضعیت فوق العاده نظامی در مناطق کردنشین این کشور، و مساله جنگ با حزب کارگران کردستان «پ.ک.ک»، ژنرال ها به نقش و موقعیت برجسته خود به عنوان دولت سایه ادامه می دهند و بدون جلب توافق نظر آن ها دولت نمی تواند سیاست های خود را پیش ببرد.

هم زمانی بررسی ممنوعیت حزب حاکم ترکیه در دادگاه قانون اساسی این کشور و بمب گذارى در استانبول و بمباران هوایی پایگاه های «پ.ک.ک»، بازتابى گسترده ای در رسانه‌ هاى ترکیه و بین المللی داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 23:5  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu

رضا مقدم، از گروه «اتحاد سوسیالیستی کارگری»، در نوشته اخیر به حدی دچار تناقض و سردرگمی و سرگیجه سیاسی شده است تا از جواب دادن به توطئه هایشان علیه تشکل های کارگری و دانشجویی و به خطر انداختن امنیت دانشجویان دستگیر شده و از جمله توطئه آشکار و نهان شان علیه من، طفره رود.

 وی، در نوشته ای تحت عنوان «از فحاشی تا سیاست دانشجویی حکمتیست ها با هیاهو عقب می نشینند» را در تاریخ 1 مرداد 1387، در سایت های اینترنتی منتشر کرده است. این بار رضا مقدم، در یک نوشته طولانی حدود 23 صفحه «آ 4»، زمین و زمان را به هم دوخته است تا از اصل واقعه و انتقادات جدی که به گروه شان وارد است شانه خالی کند. وی طبق روال همیشگی اش یک طرفه قاضی می رود و سرمست و پیروز هم برمی گردد، به طوری که یک جو از حقایق و عدالت خواهی را مدنظر نمی گیرد.
رضا مقدم، این بار نیز طبق عادت همیشگی اش در هر نوشته خود، مرا هم مورد «لطف؟!» قرار می دهد. رضا، در این نوشته اخیر سرتاسر منتاقض و سر درگم خود بدون این که به انتقادات من از جمله درباره شکایت مخفی گروه شان از من به کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران، و سپس علنی کردن آن بدون علنی کردن جواب این حزب، چنین نوشته است: 
«... ۱۳-  جای تاسف دارد که حزب کمونیست ایران تسلیم این کمپین پوشالی و توخالی شد. مشخصا بهرام رحمانی، از اعضای کمیته مرکزی این حزب، در حمله به ما با این کمپین غیر شرافتمندانه همنوا شد، و شاید هم با این خیال باطل که حقیقت شکست می خورد کوشید تا در پیروزی کمپین مالامال دروغ و ریای حکمتیست ها علیه اتحاد سوسیالیستی کارگری سهمی داشته باشد. مبارکش باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 23:11  توسط بهرام رحمانی  | 

 

 بهرام رحمانی

Bamdadpress@ownit.nu  


دستگاه قضایی رعب و وحشت حکومت اسلامی ایران، هم زمان با سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 1367، در اقدامی جنایت کارانه - صبح امروز یک شنبه 6 مرداد 1387 - 27 ژوئیه 2008-، 30 نفر را فقط در تهران به دار آویخت. پیش از این، دادستانی تهران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرده بود سی نفر روز یک شنبه اعدام می شوند. این اولین بار نیست که حکومت اسلامی، به اعدام های گروهی دست می زند. آدم کشان حکومت اسلامی، در سال های اوایل انقلاب بهمن 1357، سال های 60 تا 62 و در سال 1367 با پایان جنگ ایران و عراق، زندانیان سیاسی را گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده بودند. این حکومت، تنها از اوایل سال جاری تاکنون، حدود 240 نفر را اعدام کرده است.

سازمان عفو بین الملل، می گوید که حکومت اسلامی ایران، در سال گذشته میلادی بیش از هر کشور دیگری (به استثنای چین) دست به اعدام افراد زده است. بر اساس گزارش این سازمان، شمار اعدام شدگان سال گذشته میلادی در ایران، به سیصد و هفده نفر می رسد.

اتحادیه‌ اروپا نیز در بیانیه ‌ای که روز پنج شنبه، ۲۴ ژوئیه در بروکسل انتشار یافت، از ایران خواسته است که به تعهدات ناشی از امضای قراردادهای بین‌ المللی‌ پایبند بماند و از اعمال «مجازات های وحشیانه و نافی حرمت انسان، مانند سنگسار، چه به لحاظ قانونی و چه در عرصه‌ عملی» خودداری کند.

گروه‌ های حقوق بشری اخیرا در گزارشی که روز یک شنبه گذشته در باره‌ ایران منتشر کردند از محکومیت هشت زن و یک مرد به سنگسار در ایران خبر داده ‌اند. در این نوع مجازات، مرد تا کمر و زن تا گردن در خاک قرار داده می شوند و با سنگ مورد حمله قرار می ‌گیرند تا کشته شوند. تنها زمانی که محکوم بتواند خود را از چاله به درآورد و فرار کند، شاید برایش رهایی یافتن از مرگ محتمل باشد. چنین امری برای زنان که تا گردن در خاک فرو می‌ روند بسیار نامحتمل‌ تر است تا برای مردان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 22:41  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری حکومت اسلامی ایران، دیکتاتوری که در جنگ، ترور، شکنجه، اعدام و تحریف وقایع و رابطه با «امام زمان» مهارت فوق العاده ای دارد و در عین حال، مهم ترین هنر این دیکتاتور عوام فریبی اش مبنی بر دادن وعده های پوچ و دروغین اقتصادی و اجتماعی به مردم است. او، یک روز ادعا می کند به زودی حکومت اسلامی جهان گیر خواهد شد؛ روز بعد ادعا می کند که با یک افسانه تاریخی به نام «امام زمان»، امام دوازدهم شیعیان در ارتباط است و دولت وی منتخب این امام همیشه غایب است؛ روز دیگر نابودی اسراییل و انتقال آن به نقطه دیگری از جهان را سر می دهد؛ ادعا می کند که ایران دیگر به کلوب جهانی انرژی اتمی پیوسته است؛ هاله نور دور مرا گرفته است؛ گرانی و تورم در کشور وجود ندارد؛ مرا می خواستند در عراق بربایند و در ایتالیا ترور کنند و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:28  توسط بهرام رحمانی  | 

 

ابتکار اخیر کانون نویسندگان ایران در جهت انتخاب هیات دبیران، حکومت جهل و جنایت اسلامی را بار دیگر آن چنان سراسیمه کرده است که به فکر توطئه جدیدی علیه این کانون افتاده است.

بیش تر از بیست و چهار ساعت از هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی حکومت اسلامی به برگزارکنندگان مراسم هشتمین سالگرد درگذشت «احمد شاملو»، شاعر نامدار ایران نگذشته بود که روزنامه کیهان، این ارگان تبلیغی سانسور و سرکوب، در تاریخ روز پنج شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ از قول معاون فرهنگی وزارت ارشاد، خبر داد: «هیچ نهاد رسمی با عنوان کانون نویسندگان در کشور به ثبت نرسیده و نهادی با این عنوان که مجوزی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده باشد، وجود خارجی ندارد.» اين روزنامه به نقل از محسن پرويز، هم چنين نوشته «افرادی که با اين عنوان فعاليت می کنند، ممکن است همانند برخی افراد مختلف باشند که گردهم جمع شده اند و بيانيه سياسی صادر می کنند و اين فعاليت فرهنگی نيست.»

روزنامه کیهان، پا را از معاون دشمن فرهنگ آزادی خواهی، برابری طلبی و انسان دوستی فراتر گذاشته و خواستار برخورد «دستگاه های ذیربط» با کانون نویسندگان ایران شده است. بدین ترتیب، حکومت اسلامی ایران، در حال توطئه چینی جدیدی علیه کانون نویسندگان ایران است.

مراسم هشتمین سالروز درگذشت «احمد شاملو»، قرار بود با سازمان دهی کانون نویسندگان ایران و خانواده نویسندگان جان باخته، بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم مرداد 1387 بر سر مزارش در گورستان «امامزاده طاهر» برگزار شود، اما ماموران حکومتی این محل را به محاصره خود درآوردند و علاوه بر این که از حضور مردم در این محل جلوگیری کردند، با یورش وحشیانه شان، برگزارکنندگان را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند و هم چنین کسانی را نیز دستگیر کردند.

بنا به گزارش یکی از سایت های اینترنتی، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی که فرهنگ کشی و انسان ستیزی خصلت آن هاست، حتی حرمت خانم شاملو (آيدا)، همسر شاملو، که با در دست داشتن دسته گلی بر سر مزار شاعر بزرگ معاصر حاضر شده بود، نگه نداشتند و رذیلانه مورد توهین قرار دادند و از وی خواستند كه هرچه سريع تر محل را ترك كند.

حکومت اسلامی ایران، نه تنها سی سال است حتی از برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران جلوگیری کرده است، بلکه همواره هیات دبیران کانون را تهدید و دستگیر و زندانی کرده است. محمد مختاری، محمدجعفر پوینده و غفار حسینی از اعضای هیات دبیران وقت کانون بودند که در سال 1378، نخست توسط ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ربوده شدند و سپس جنازه مثله شده آن ها را در حاشیه شهر رها کردند. علاوه بر این، حکومت اسلامی ایران تاکنون ده ها نویسنده و ده ها هزار انسان مبارز و آزادی خواه را ترور و یا اعدام کرده است. سران حکومت اسلامی ایران در جهان، به عنوان دشمن درجه اول آزادی بیان و قلم و تشکل معرفی شده اند و زنان ایران، یعنی نصف جمعیت این کشور را از ابتدایی ترین حق انسانی شان محروم کرده اند. و هرگونه اعتراض بر حق زنان، دانشجویان، کارگران و نویسندگان و هنرمندان را به خاک و خون می کشند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، یورش ماموران سرکوبگر حکومت اسلامی به مراسم سالگرد درگذشت احمد شاملو را شدیدا محکوم می کند و از همه نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان، و اعضای کانون در کشورهای مختلف می خواهد که در سطح بین المللی در ارتباط با تشکل های نویسندگان، روزنامه نگاران، نهادهای مدافع حقوق بشر، رسانه های بین المللی و...، توطئه جنایت کارانه حکومت اسلامی علیه کانون نویسندگان ایران را افشا و خنثی کنند.


کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

سوم مرداد 1387 - 24 ژوئیه 2008


Kannoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 11:4  توسط بهرام رحمانی  |