تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

 

آنچه که در زیر ملاحظه می کنید در سال ۲۰۰۳ در نقد دیدگاه های راست و رفرمیستی کوروش مدرسی، «لیدر» وقت حزب کمونیست کارگری ایران و لیدر امروزی حزب کمونیست کارگری - حکمتیست است.
هنگامی که این مطلب در نشریه شهروند کانادا منتشر شد غیر از جدایی بیش از صد تن از اعضا و کادرهای حزب کمونیست کارگری در آوریل ۱۹۹۹، هنوز انشعابی در این حزب به وجود نیامده بود و کوروش مدرسی «لیدر» آن بود. وی در گفتگویی با نشریه شهروند کانادا، به صراحت دیدگاه های راست و رفرمیست خود را بروز می دهد. آن موقع بسیاری از اعضای و کادرهای این حزب که اکنون به سه حزب و تعدادی محافل تقسیم شده اند به جای جواب سیاسی دادن به نقد من، به ناسزاگویی روی آوردند. امروز سیاست های راست و رفرمیست حزب کمونیست کارگری -حکمتیست ها و رهبران آن سیاسی برای بسیاری از اعضا و کادرهای سه حزب «کمونیست کارگری» آشکار شده است. سیاست همکاری حکمتیست ها با سلطنت طلبان، داستان «گارد آزادی» کاغذی، استفاده ابزاری از فعالین جنبش دانشجویی در یکی از دانشگاه های تهران و ماجراجویی در این جنبش، تهمت و افترا زدن به فعالین سیاسی و سازمان ها و احزاب چپ و کمونیست، تبلیغ فرهنگ تفرقه و… گوشه هایی از سیاست های حکمتیست هاست.

***

مبارزه برای يك دولت سكولار

بهرام رحمانی
نشریه سهروند کانادا، شماره ۸۴۳
 سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۲ - ۲ دسامبر ۲۰۰۳


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 22:18  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu 


در حالی که فقر و فلاکت فزاینده زندگی را بر بسیاری از مردم ایران غیرقابل تحمل کرده است سران و تئوریسین های حکومت اسلامی ایران، هم چنان بقای خود را در تشدید سرکوب و شکنجه و اعدام می بینند. در حالی که جهل و جنایت، فساد و غارتگری تمام سران این حکومت و همه ارگان های آن را از بالا تا پایین فراگرفته است طرح وحشیانه «ارتقای امنیت اجتماعی» که در واقع اسم رمز به خطر انداختن شهروندان و تشدید رعب و وحشت برای زهر چشم گرفتن از جامعه چیز دیگری نیست دوباره نوعی حکومت نظامی اعلام نشده ای در شهرها برقرار کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 23:16  توسط بهرام رحمانی  | 

از مبارزه زنان، نویسندگان، کارگران و دانشجویان آزادی خواه پشتیبانی کنیم!

در بیست و دوم خرداد سالروز حرکت اعتراضی زنان کشورمان علیه تبعیض و نابرابری در حکومت اسلامی، بار دیگر زنان مورد ضرب و شتم مامورین امنیتی قرار گرفتند و تنی چند نیز دستگیر شدند. 22 خرداد روزیست که طی سی سال حکومت سیاه اسلامی، فراوان داشته ایم و هم اینک نیز چنین روزی را هر روز در کوچه و خیابان هر جای ایران شاهدیم.

اگر دیروز حاکمان اسلامی، به بهانه جنگ و انقلاب فرهنگی و...، زنان، کارگران، دانشجویان، نویسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان مترقی کشور ما را کوردلانه سرکوب می کردند و به سانسور، ترور، زندان و شکنجه، اعدام و سنگسار می پرداختند، امروز نیز با بهانه های واهی و بحران آفرینی های فاجعه بار و لاپوشانی ناتوانی های خود، در حل ساده ترین معضل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، حتی کوچک ترین انتقاد و صدای اعتراض را بر نمی تابند و هر اعتراض و انتقادی را با سرکوب و زندان پاسخ می دهند. چنین سیاست هایی قبل از هر مساله ای ناتوانی و ضعف حکومت را به نمایش می گذارد.

اما با وجود همه این سرکوب ها و بی حقوقی ها، دانشجویان دانشگاه ها، کارگران کارخانه ها و زنان آزاده کشورمان حقوق انسانی خویش را پیگیرانه تر از همیشه می جویند. هیچ گاه آزادی تا به این حد خواست فوری و همگانی جامعه ما نبوده است.

واقعیت این است که از زمان به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، اکثریت مردم ایران از زن و مرد، پیر و جوان و از هر طبقه و لایه اجتماعی مرحله به مرحله هرآنچه که از پیش بدست آورده بودند، از دست داده اند.

اساس حکومت اسلامی بر پایه شرع و عرف اسلامی و قوانین برخواسته ازآن است و ریشه همه بی حقوقی ها و سرکوب ها و نابرابری ها و بیداد ناشی از ماهیت بنیادی این حکومت ستمگر و استثمارگر است. این که بخواهیم سرنوشت خود و جامعه مان را به دست خویش رقم بزنیم باید باید کلیت این حکومت جانی را در کلیه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زیر سئوال بیریم.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، ضمن گرامی داشت هر روز از مبارزه زنان، کارگران، دانشجویان، نویسندگان و روزنامه نگاران و همه آنانی که همگام و همراه آزادی خواهان فریاد دادخواهی شان بلند است، بر این باور پای می فشارد که چشم داشت از حاکمیتی خرافه ای و روان پریش با تفکری نامنطبق با روزگار کنون، که حقوق انسانی را محترم شمرده و آزادی های اساسی جامعه انسانی امروز را رعایت کند، چشم داشتی بیهوده و عبث است. از همین نگاه معتقدیم که با مبارزه ای پیگیر و هدفمند و همبستگی جنبش های اجتماعی آزادی خواه و برابری طلب است که می توانیم حقوق انسانی خود را بستانیم و اساس حکومتی بر پایه آراء آزادانه مردم شالوده ریزی کنیم.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، دفاع از آزادی بیان و اندیشه و مبارزه با سانسور را جدا از مبارزه با ستم و استثمار و استبداد حکومت اسلامی حاکم بر جامعه مان نمی داند. و بر همین اساس نیز با پشتیبانی از مبارزه و خواست های آزادی خواهانه و انسانی زنان از یک سو و مقاومت سلحشورانه دانشجویان و کارگران در سراسر کشور غم زده مان همگان را برای همبستگی در مبارزه و یاری رسانی به یکدیگر فرامی خواند. مبارزات همه ما در پیوند باهم می تواند جهل و جنون حکومت اسلامی را به عقب نشینی وادار سازد و سرانجام بزیر کشد.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، بکارگیری همه توان و امکان خویش در هم صدایی و همراهی و پشتیبانی از زنان مبارز، کارگران و دانشجویان آزادی خواه را وظیفه خود می داند و در این مسیر تلاش می کند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

24 خرداد 1378 - 13 ژوئن 2008

Kannoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:8  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu  

 

روشن است که هر سازمان و حزب سیاسی بسته به توان و طرفیت خودش سعی می کند در جنبش های اجتماعی جایگاهی برای خود پیدا کند. سازمان ها و احزاب بورژوایی تلاش می کنند این جنبش ها را به عنوان سکویی برای انتخابات پارلمانی و صعود به حاکمیت مورد بهره برداری قرار دهند. اما کمونیست ها که همواره تلاش می کنند انسان ها بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت و باورهایشان در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برابر باشند. استثمار انسان از انسان از بین برود همواره منافع این جنبش ها را منافع خود می دانند.

 از این رو، هیچ غدر و بهانه ای که در جهت سوء استفاده و تخریب جنبش های اجتماعی گام برمی دارد پذیرفته شدنی نیست. هر جمع و تشکلی که زنان، کارگران، دانشجویان، نویسندگان و روزنامه نگاران و  مردم آزادی خواه به وجود می آورند آن هم در حاکمیت یک حکومت جانی و تروریست و آدم کش به نام «حکومت اسلامی ایران»، غیر از این است که هر فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و جریان سیاسی در قبال آن باید مسئولانه برخورد کند؟ آیا غیر از این است که جامعه به هیچ دولت و حزبی نباید اجازه دهد که از موضع تخریب و انحلال تشکل های دمکراتیک و اجتماعی حرکت کند؟! به معنی دیگر، حق آزادی بیان، قلم، تشکل و اعتصاب باید به رسمیت شناخته شود. در این سی سال حاکمیت خونین حکومت اسلامی، کم نیستند فعالینی که صرفا به دلیل تلاش و مبارزه در راه بیان و تشکل و فعالیت جمعی دستگیر و زندانی و شکنجه و اعدام شده اند و با بدون هیچ گونه تشریفات حقوقی و قضایی ظاهری، توسط جوخه های ترور حاکمیت جان  باخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 23:37  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu

حکومت اسلامی ایران، از همان روزهای نخست قدرت گیری اش با تعرض به انقلاب و نیروهای انقلابی و انقلابیون و سرکوب دستاوردهای انقلاب و آزادی های فردی و اجتماعی، سرکوب سیستماتیک زنان را نیز آغاز کرد و در این سی سال آپارتاید جنسی، یکی از سیاست های غیرانسانی حکومت است. اما زنان نه تنها مرعوب این سرکوب های وحشیانه نشده اند، بلکه زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب روزبروز مبارزه خود را در جهت رهایی زنان رشد و گسترش می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 22:56  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu


حجاب اسلامی در مراکز آموزشی و دانشگاه های ترکیه بار دیگر ممنوع شد. حکومت اسلامی، که از همان آغاز به قدرت رسیدنش در تلاش بود تا پان اسلامیسم را به کشورهای منطقه گسترش دهد، علاوه بر آموزش اسلامی - نظامی گروه های اسلامی ترکیه ای، کلیه مراکز آن هم چون سفارت خانه، کنسولگری، مراکز تجاری و فرهنگی آن نیز همواره در جهت استقرار حکومت اسلامی در این کشور تلاش کرده اند. اکنون نیز به دلیل ممنوعیت حجاب اجباری در ترکیه، نیروهای سیاه پوش و واپسگرای اسلامی در مقابل سفارت ترکیه در تهران تجمع کردند و خواهان برقراری حجاب اسلامی در ترکیه شدند. حجاب اسلامی اجباری نه یک پوشش معمولی، بلکه سمبل تحقیر و اسارت زن و اونیفورم اسلامی محسوب می شود. بر این اساس حکومت اسلامی، همه نیروهای سرکوبگر خود را در خیابان ها مستقر می کند تا به زور سرنیزه حافظ رعایت حجاب اسلامی زنان شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:11  توسط بهرام رحمانی  | 

 

عکسهايى از پيکت در حمايت از کارگران ٧ تپه در ميدان سرگل استکهلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:28  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی bamdadpress@ownit.nu عامل اصلی کلیه مصائب و مشکلات و بدبختی های بشر، ناشی از عملکردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سیستم سرمایه داری است. بر این اساس، هر بحث و تحلیلی که این عامل را نادیده بگیرد و در چهارچوب همین سیستم به دنبال تغییر اساسی باشد توم پراکنی بیش نیست. به همین دلیل، کلیه دولت ها از نوع خشن و جانی آن هم چون حکومت اسلامی، تا مدرن و به اصلاح دمکراتی آن هم چون دولت های غربی، همگی در جهت استثمار بشر حرکت می کنند و راه حل هایشان در واقع در جهت حواب گویی به بحران های خودشان و جلوگیری از خیزش جنبش کارگری و همه ستم دیدگان و پا برهنگان است. فقر و گرسنگی یک پدیده غیرانسانی و غیرقابل تحملی است که انسان گرسته را به هر راهی سوق می دهد. متاسفانه فقر و گرسنگی در قرن بیست و یکم سالانه جان ده ها هزار از انسان رنج دیده و گرسنه را به کام مرگ می کشاند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:14  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

اخیرا وبلاگی به نام «وبلاگ تریبون مارکسیسم» مطلبی تحت عنوان «وضعیت فعلی و گام های ضروری» (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ) منتشر کرده است که نام نویسنده آن «مجهول» است. اصولا در دهه های گذشته، هر نشریه و سایت و وبلاگ مطالبی را منتشر کرده اند نام نویسنده را در خود داشته است. اساسا مطالب بدون امضاء چندان اعتباری ندارند. جدا از درستی و نادرستی مطلب مندرج در وبلاگ تریبون مارکسیسم، آنچه که مورد انتقاد است پاراگرافی از آن درباره مساله امنیتی دانشجویان دربند و یا آزاد شده است. اصولا رعایت موازین امنیتی و فعالیت در شرایط پلیسی و خفقان امری ضروری است. بر این اساس، به خطر انداختن موقعیت امنیتی توسط هر کس و هر جریانی محکوم است.

در مطلب «وبلاگ تریبون مارکسیسم»، گویا جنبش دانشجویی بعد از دستگیری های 13 آذر سال گذشته عقب نشینی کرده است. از سوی دیگر در این مطلب، جایگاهی به حزب حکمتیست ها و نقش آن در جنبش دانشجویی داده شده است که با قد و قامت این حزب خوانایی ندارد.

اما واقعیت این است که حکمتیست ها در جنبش دانشجویی خرابکاری کرده اند؛ افتضاح سیاسی به بار آورده اند و به منجلاب سیاسی سقوط کرده اند. این حزب که تمام تار و پود آن را از آغاز تاسیس اش تاکنون بحران و جنجال فراگرفته است تصور می کند اگر جار و جنجال و هیاهوی هیستریک راه بیاندازد افتضاح سیاسی اش در جنبش دانشجویی پرده پوشی می شود. این افتضاح سیاسی به حدی آشکار است که به هیچ وجه قابل پرده پوشی نیست.

رحمان حسین زاده، از رهبران حکمتیست ها، همواره از هر فرصتی برای حمله به حزب کمونیست ایران و کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، استفاده می کند و با ناسیونالیست های مخالف حزب کمونیست ایران و گروه زحمتکشان هم آواز می گردد. اکنون نیز با راه انداختن جار و جنجال در تلاش است به خرابکاری خود در جنبش دانشجویی سرپوش بگذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:1  توسط بهرام رحمانی  | 

 

صبح امروز دوشنبه 6 خرداد ماه 1387 برابر با 26 مه 2008 هزاران تن از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصاب و اعتراض شان در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کرده بودند با یورش وحشیانه نیروهای انتظامی روبرو شدند و 12 نفر را نیز دستگیر کردند.

نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، از وحشت رشد و گسترش اعتراضات این کارگران، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در سطح شهر شوش به اجرا در آورده است و با اعزام نیروهای سرکوبگر ضدشورش از شهرهای دزفول، اهواز، خرم آباد و ... به این شهر، راه های ورودی به این شهر و به ویژه شرکت نیشکر هفت تپه را در کنترل شدید خود دارند.

با این همه مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه، هم چنان ادامه دارد. آن ها خواهان  پرداخت 3 ماه حقوق معوقه، پایان دادن به پرونده سازی ها و احضار فعالین کارگری به دادگاه و برکناری مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره این کارخانه و حق تشکل مستقل کارگری می باشند. 

ما جمعی از سازمان ها، احزاب ، فعالین سیاسی چپ و کمونیست در استکهلم، که در سال های گذشته کمپین های کارگری را در این شهر سازمان دهی و برگزار کرده ایم و آخرین بار نیز قبل از آزادی محمود صالحی، تحصن و تظاهرات سازمان دهی کرده بودیم این بار تصمیم گرفتیم که در تماس و همکاری با سازمان های سیاسی و تشکل های کارگری سوئدی و غیرسوئدی و با هدف جلب همبستگی با کارگران ایران و در دوره اخیر کارگران نیشکر هفت تپه که با مبارزه ای شکوهمند برای تحقق خواسته های خود، کارفرما و حکومت اسلامی را به چالش گرفته اند، کمپین سیاسی، تبلیغی و عملی برگزار کنیم. ما، در اطلاعیه بعدی زمان و مکان دقیق برگزاری پیکت و ... را به اطلاع عموم خواهیم رساند.

ما از همه انسان های آزاده، فعالین سیاسی، نهادها، سازمان ها و احزاب چپ و کمونیست و مدافع کارگران دعوت می کنیم که این کمپین را از هر طریق ممکن که خود انتخاب می کنند تقویت کنند.

  

کمپین دفاع از کارگران نیشکر هفت تپه - استکهلم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 22:56  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

«من درد مشترکم مرا فریاد کن»

در هر دوره ای از تاریخ، بخشی از طبقه کارگر، در خط مقدم مبارزه طبقاتی کل طبقه کارگر آن کشور قرار می گیرند؛ هم چون مبارزه کارگر زونقولداگ در ترکیه، کارگران گدانسک در لهستان، کارگران نفت در انقلاب 1357 ایران و...، در ایران کنونی نیز کارگران نیشکر هفت تپه در خط مقدم مبارزه طبقاتی کارگران ایران قرار دارند. با نگاهی به تاریخ اعتصاب و اعتراض و مقاومت نسبتا طولانی و پیگیر کارگران هفت تپه، موقعیت و جایگاه این کارگران در دوره اخیر مبارزه جنبش کارگری ایران، هر چه بیش تر برجسته می شود.

بر این اساس، همبستگی با کارگران این واحد و هماهنگی اعتصابات بخش های دیگر جنبش کارگری ایران با کارگران اعتصابی نیشکر از یک سو می تواند این مبارزه را در سطح سراسری تقویت کند و از سوی دیگر، اعتصاب هم زمان بخش های مختلف کارگری سبب می شود که نیروهای سرکوبگر حاکمیت تقسیم شوند و نتوانند نیروهایشان را در سرکوب یک اعتصاب متمرکز کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 22:52  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

اول ماه مه 2008، در شرایطی برگزار شد که نهادهای سرمایه داری از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تا سازمان ملل که ارگان های دولتی در عرصه جهانی هستند به دلیل گسترش تورم و گرانی و کمبود مواد غذایی درباره شورش گرسنگان هشدار داده اند. در جهان نابرابر و ظالم کنونی، سالانه میلیون ها انسان از گرسنگی و بیماری جان می سپارند. مهاجرین، کودکان کار، زنان کارگر و خانه دار و سرپرست خانواده، برده های ارزان سرمایه داری جهانی محسوب می شوند. بحث خطر شورش گرسنگان که اکنون نهادهای بین المللی سرمایه داری درباره آن هشدار داده اند ابعاد وسیع فقر و گرسنگی را بیش از پیش به نمایش می گذارد که نتیجه سیاست های سرمایه داری است. شواهد نشان می دهد که دست کم در چهل کشور دنیا شورش مردم بی ثباتی سیاسی به بار خواهد آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط بهرام رحمانی  |