
بهرام رحمانی
روز یک شنبه 12 مه 2008، کنسولگری اسراییل در سوئد، به مناسبت شصت سالگی دولت اسراییل جشنی را در سالن «برنس» واقع در مرکز استکهلم برگزار کرده بود. پارک مقابل این سالن با کشیدن نواری با نام پلیس به اطراف این پارک، منطقه ممنوعه شده بود. زیرا قرار بود در این پارک، در همبستگی با مردم تحت ستم فلسطین تجمع اعتراضی علیه دولت اسراییل برگزار شود. من به اتفاق یکی از نزدیکانم هنگامی به تجمع اعتراض کنندگان پیوستیم عمدتا جوانان بودند که پلیس ضدشورش، پلیس سوار بر اسب و پلیس شخصی (سپو) که در مینی بوس سیاه رنگی که روی آن با رنگ سفید پلیس نوشته شده بود آن ها را در محاصره خود گرفته بودند. در حالی که خانم ها و آقایان شیک پوش، با حمایت پلیس به محل جشن کنسولگری اسراییل راهنمایی می شدند. تحمع کنندگان با سر دادن شعارهایی هم چون «اسراییل را بایکوت کنید»، «با فلسطین همبستگی کنید»، «همبستگی با مردم فلسطین ادامه دارد» و... به دفاع از خقوق مردم فلسطین برخاستند.
منظره ای که پلیس به وجود آورده بود شبیه به حکومت نظامی بود. تمام آن منطقه پر از پلیس و ماشین های پلیس و پلیس های اسب سوار بود. کوچه های منتهی به سالن جشن اسراییلی ها، با میله های آهنی بسته شده بود و در پشت آن پلیس ها کشیک می دادند. و در مقابل هر کدام از ورودی ها شخصی با لباس شخصی ایستاده بود که مهمانان را از کنترل پلیس رد می کرد. در حالی که فردی با لباس شخصی که اسراییلی بود تلاش می کرد مانع عکس گرفتن بشود اما پلیس ها توجهی به این حرکت وی نمی کردند. با دین این صحنه آنچه که در ذهن بیننده تداعی می شد برخورد خصمانه نیروهای نظامی اسراییل به خبرنگارانی که قصد گرفتن عکس و یا فیلم از هجوم نظامیان اسراییلی به کودکان، زنان و مردم عادی و بی دفاع فلسطین دارند؛ چگونه خبرنگاران را زیر مشت و لگد و قنداق تفنگ می گیرند و دوربین هایشان را هم زیر پای خود تکه تکه می کنند. در هر صورت ما به دلیل کاری که داشتیم ساعاتی بعد محل تظاهرات را ترک کردیم.
روز دوشنبه از طریق رسانه ها مطلع شدیم که سرانجام پلیس با هجوم وحشیانه به تظاهرکنندگان، 45 نفر را از آن ها را دستگیر کرده است. همه دستگیرشدگان در ساعات مختلفی از شب آزاد شده بودند. در این میان، دو جوان دانشجوی ایرانی الاصل نیز دستگیر شده بودند که ما با یکی از آن ها در تظاهرات گفتگوی کوتاهی داشتیم. جوان پرشور کمونیستی که برای پلیس سوئد چهره آشنایی است.
واقعا پلیس همه جا پلیس است و آموزش آن ها تقریبا در همه جای دنیا شبیه هم است مگر این که قوانین کشوری مانع زیاده روی آن ها می شود. ما در این تظاهرات و یا بسیاری از تظاهرات های قبلی، شاهد حمله پلیس های شخصی بوده ایم که چگونه با قیافه های خشن برای دستگیری و ضرب و شتم جوانان و تظاهرکنندگان به آن ها هجوم می بردند.
***
تئودور هرتصل بعد از پایان اولین «کنگره جهانی صهیونیسم» در سال 1889 در شهر بال سوئیس، چنین اظهار نظر کرد: «من حکومت یهود را پی ریزی کردم.»
ادامه مطلب
بهرام رحمانی
آزادی گوهری گران بهاست! انسان آزاد به دنیا می آید و آزاد هم باید زندگی کند. شکی نیست که اکثریت جامعه آزادی را ارج می نهند. اما اقلیتی تحت عنوان دولت، به ویژه حاکمان دیکتاتور، با اتکا به پلیس و برقراری سانسور و اختناق نه تنها آزادی را به مسلخ می برد، بلکه هر کسی به دفاع از آن برمی خیزد ترور می شود و یا به جوخه های مرگ رهسپار می گردد. به قول «چخوف»، مقدس ترین چیزها برای انسان سلامت روح، هوش، عشق و آزادی مطلق است.
در چنین شرایطی، دفاع از آزادی نه تنها امر دایمی نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران، نهادهای دمکراتیک، احزاب و سازمان های سیاسی عدالت خواه و برابری طلب، بلکه امر اکثریت شهروندان است. آزادی را باید پاس داشت و در دفاع از آن، در مقابل آزادی ستیزان با قدرت و سرافرازی ایستاد. با دفاع از آزادی است که می توان تبعیض و ستم و استثمار را از بین برد و برابری واقعی را در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برقرار کرد.
آزادی مطبوعات، یک رکن مهم و اساسی آزادی انسان و جامعه در بیان عقاید و باورهایش است. دولت های دیکتاتوری و سرکوبگر آزادی بیان، قلم و تشکل را برای موجودیت خود خطرناک می دانند و به همین دلیل سانسور و اختناق شدیدی را بر جامعه و آزادی های فردی و اجتماعی و عرصه مطبوعاتی اعمال می کنند تا به زعم خود، بقای حاکمیت خونین خود را تداوم بخشند.
سوم ماه می، توسط سازمان ملل متحد، روز آزادی مطبوعات نام گذاری شده است تا به این مناسبت، نسبت به روزنامه نگارانی که جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داده اند ادای احترام شود و هم بر بنیادهای آزادی مطبوعات تاکید گردد.
ادامه مطلب
در تاریخ های 25، 26 و 27 آوریل 2007)
برگزاری «شب های همبستگی با زندانیان سیاسی و دانشجویان در بند» از سوی کانون نویسندگان ایران در تبعبد، از 25 تا 27 آوریل 2008، در شهرهای استکهلم، گوتنبرگ و مالمو سوئد به انجام رسید و در طی آن جمع بسیاری از مردم آزادی خواه و برابری طلب در همبستگی با این مبارزات از این شب ها استقبال کردند.
در فراخوان کانون در این رابطه آمده بود: «کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، در راستای اهداف و سیاست های خود، دفاع از آزادی های بی حد و حصر قلم و بیان، و پشتیبانی از حرکت های آزادی خواهانه و حق طلبانه شهروندان ایران را از وظایف خویش می داند.»
همکاری نویسندگان، شعرا و هنرمندان آزاده و مردمی در این مبارزات، استقبال مردم را نیز در پی داشت و از همین رو؛ هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، از آنان بسیار سپاسگزار است. بیش از هزار تن از ایرانیان آزادی خواه، با شرکت در مراسم این شب ها، همبستگی خود را با این مبارزات اعلام کردند.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، برای سازمان دهی حرکت های چنین بزرگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی که امکانات بسیار و هماهنگی فراوان می طلبد، بدون همکاری صمیمانه یاران خود در این شهرها، چه بسا به دشواری از پس انجام این کار مهم برمی آمد. از این رو ما توانستیم، از پس مشکلات برآئیم و در فضایی دوستانه و صمیمانه نتایج و تاثیرات مشخصی را در همبستگی با زندانیان سیاسی و دانشجویان در بند انتظار داشته باشیم. کانون، برای ادامه چنین سیاست و مبارزاتی در برابر آزادی ستیزی جمهوری اسلامی، و دفاع از آزادی اندیشه و بیان هم چنان نیازمند همکاری هواخواهان آزادی و برابری ست و دست همه عزیزانی را که در این راستا به یاری ما می آیند می فشارد.
برنامه شب های همبستگی برای آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان دربند به ترتیب عبارت بودند از:
ادامه مطلب
یاشاسین سهند دانشگاهینین دانشجولاری
!(
زنده باد دانشجویان دانشگاه سهند تبریز!) بهرام رحمانیbamdadpress@ownit.nu
روز جهانی کارگر خجسته باد
!در سال های اخیر دانشجویان دانشگاه های سراسر ایران، جسورانه ابتکارات مختلفی را در اعتراض به حکومت ارتجاعی اسلامی از خود نشان داده اند
. از مقطع 16 آذر سال گذشته، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و سوسیالیست، در راس رهبری جنبش دانشجویی قرار گرفتند که مامورین حکومت اسلامی سراسیمه به آن ها حمله کردند و ده ها تن را دستگیر و زندانی نمودند تا به زعم خود، صدای اعتراض دانشجویان را خاموش نمایند. اما بر خلاف تحلیل های سران و تئوریسین ها و کارشناسان حکومت اسلامی، دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور، نه تنها مرعوب این هجوم وحشیانه مامورین امنیتی نشدند، بلکه صدای اعتراض خود را رساتر و عمومی تر کردند. این ویژگی مهم این دوره از فعالیت جنبش دانشجویی را به عنوان یک نقطه عطف تاریخی با توجه به شرایط امروز ایران، باید در تحلیل ها و بررسی های تاریخی در نظر گرفت تا به عظمت و شکوه آن پی برد.در شرایطی که دانشجویان قهرمان در مقابل چشمان احمدی نژاد این مخوف ترین چهره حکومت اسلامی تصاویر او را می سوزاندند و علیه او شعار دادند؛ این که دانشجویان زندانی در مقابل شکنجه گران وحشی و بی رحم حکومت اسلامی مقاومت کردند؛ این که همه بگیر و ببندها و وحشی گری های حکومت اسلامی در عزم و اراده دانشجویان برای تغییر جامعه به نفع کارگران و مردم آزادی خواه خللی ایجاد کرده است؛ و سرانجام این که مبارزه دانشجویان سراسر کشور روزبروز گسترده تر و عمیق تر می گردد به این مساله باید عمیقا فکر کرد که چه اتفاقی افتاده است تا این دانشجویان این چنین بی باک و جسور در مقابل حکومت ده ها هزار اعدام، سانسور و اختناق، رعب و وحشت و ترور با سرافرازی ایستاده اند؟ به نظرم یکی از فاکتورهای مهم مبارزه پیگیری که در دانشگاه ها در جریان است تغییر بافت طبقاتی دانشجویان است
. اکنون دیگر دانشگاه ها صرفا به فرزندان بورژواها محدود نیست و در دهه های اخیر فرزندان بسیاری از کارگران و محرومان نیز وارد دانشگاه ها شده اند که استثمار وحشیانه سرمایه داری و حکومت اسلامی حامی سرمایه و فقر و فلاکتی که بر جامعه تحمیل کرده اند و دامن اکثریت خانواده های جامعه ایران را گرفته است را به طور روزانه با پوست و گوشت خود لمس می کنند. از سوی دیگر، جنبش کارگری با اعتصاب و اعتراض خود حکومت را آن چنان در تنگنا قرار داده است که سران حکومت با همه وحشی گری هایشان جرات هجوم همه جانبه به اعتراضات کارگران را ندارند و اجبارا با ملاحظه برخورد کنند. زیرا هرگونه برخورد خشونت آمیز مشابه سال های اوایل انقلاب 57، موجودیت حکومت را بیش از پیش به خطر می اندازد. هر چند که هر از چند گاهی مامورین امنیتی حکومت به اعتصابات حمله می کنند و یا رهبران کارگری را دستگیر و زندانی می کنند. اما اگر ابعاد اعتصابات و اعتراضات کارگری را در نظر بگیریم در جایی که مامورین ضد شورش جرات حمله به کارگران را پیدا می کنند در سال های اخیر بسیار ناچیز است. در واقع این وضعیت را کارگران با مبارزه خود به حکومت اسلامی تحمیل کرده اند. فراتر از همه خود اعتصاب توسط کارگران به حکومت اسلامی تحمیل شده است. هنوز در قوانین حکومت اسلامی اعتصاب ممنوع است. اما روزی نیست که ده ها اعتصاب در شهرهای مختلف ایران سازمان دهی نشود. بعلاوه دانشجویان هم این مساله مهم را عمیقا درک کرده اند که جنبش دانشجویی اگر با جنبش کارگری گره نخورد هر دستاوردی هم داشته باشد پس گرفتنی خواهد بود. یک فاکتور مهم دیگر، شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه است که مانند اختاپوسی جامعه را در چنگال خود گرفتار کرده است. به همین دلیل رهبران جنبش دانشجویی بر پیوند جنبش کارگری و جنبش زنان همواره تاکید دارند. همه این عوامل و بسیار از عوامل دیگر سبب شده اند که دانشجویان با جسارت و شهامت بی نظیری در اعتراضات حضور پیدا کنند.همان طور که در بالا اشاره کردیم از
16 آذر سال گذشته اعتراضات دانشجویی در برابر تهاجمات مامورین امنیتی و کمیته های انظباتی به دانشجویان و دانشگاه ها از رشد و گسترش چشم گیری برخوردار است، به ویژه می توان به اعتصاب دانشجویان سهند تبریز اشاره کرد که در حال حاضر در جریان است.اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز، از روز دوشنبه دوم اردیبهشت
1387، هنگامی آغاز شد که اين دانشجویان در ابتدا در اعتراض به آنچه «قصد يکی از مسئولان دانشگاه سهند به تجاوز به يک دختر دانشجو» خوانده شده، آغاز گردید. جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه، در اعتراض به رفتار غیرانسانی مسئولین دانشگاه با دختران دانشجو دست به تجمع زدند.دانشجویان، در جریان تجمع خود نسبت به برخوردهای سرکوبگرانه معاون فرهنگی و دانشجویی و رئیس حراست دانشگاه با دانشجویان اعتراض کردند
.دانشجویان دختر و پسر دانشگاه صنعتی سهند تبریز، در صفی متحد و دست در دست هم با سردادن شعارهایی خواستار استعفای معاون فرهنگی و دانشجویی و رئیس حراست و همچنین پاسخ گویی رئیس دانشگاه نسبت به شرایط ناامن اجتماعی و فرهنگی این دانشگاه شدند
.بیش از
500 دانشجوی دانشگاه صنعتی سهند تبریز، در اعتراض به اقدامات غیرانسانی برخی مسئولین دانشگاه در تحصن حضور فعالی دارند و برخی از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند. آنان خواهان عدم تفکیک جنسیتی، لغو احکام کمیته های انضباطی، عذر خواهی رسمی و علنی دکتر «قالیچی» معاونت آموزشی دانشگاه و عدم تبعیض جنسیتی میان فعالین و تشکل ها در فعالیت های فرهنگی مرتبط با امور فرهنگی هستند و بر ادامه تحصن تا دست یابی به خواست هایشان تاکید دارند.این دانشجویان در ششمین روز تحصن خود با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به وزير علوم، تحقیقات و فناوری، از جمله نوشته اند که
:«
اکنون که در ششمين روز از تحصن قرار داريم، هنوز مسئولين دانشگاه ما پاسخ گوی نيازها و خواسته های بر حقمان نيستند. دانشجويان معترض اين دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بيش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های اين دانشگاه متحصن شدند؛ اما دريغ و افسوس که بيش از ۳ روز است که رياست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مساله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بيش از ۸۰ ساعت از اعتصاب غذای يارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بيمارستان، هنوز پاسخ گوی توهين ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفايتی های معاونان خود نيست. گويا آقايان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزديک به يک دهه مسئول آن هستند، جزء مايملک خود می پندارند.چگونه است که معاون دانشجويی
- فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجويان را مورد توهين، تحقير و هتاکی قرار دهد؟مگر نه اين است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بايستی خود را در مقابل مردمش پاسخ گو بداند؟
چگونه است که بيش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمين سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما رياست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات اين جمع حتی در بين شان حضور نيز نيافته اند؟
چگونه است که در فاصله چند ساعت، بيش از ۵۰۰ نفر از يک دانشگاه بسيار کم جمعيت، نامه اعتراض آميزی عليه معاونت دانشجويی
- فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هيچ مسئولی پاسخ گو نيست؟آيا جز اين است که اين جمع متحصنِ خشمگين، از توهين ها، تحقيرها و بی کفايتی های مديران به ستوه آمده اند؟
آيا صدور احکام سنگين کميته انضباطی با دلايل واهی چيزی جز بی اعتنايی مسئولين به آينده اين عزيزان است؟
رئيس دانشگاه نه تنها در اين مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغاير با حقيقت خواسته های دانشجويان معترض و رخدادهای اين چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زير مسئوليت های خود شانه خالی نمايد
. پس از گذشت اين پنج روز، رياست دانشگاه دکتر چناقلو، هم چنان جواب گوی عملکرد ضعيف معاون دانشجويی - فرهنگی خود نيست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ايشان است...»آخرین گزارش ها حاکی ست که وضعیت جسمی شماری از دانشجویان که از روز جمعه پنجم اردیبهشت دست به اعتصاب غذا زده اند رو به وخامت گذاشته است
. دهم ارديبهشت، در هفتمين روز تحصن این دانشجویان، بیش از 20 تن از دانشجویان اعتصابی به بیمارستان منتقل شده اند. حال سه تن از آن ها وخیم اعلام شده است.يکی از دانشجويان متحصن دانشگاه سهند تبريز، در گفتگو با راديو فردا درباره تعداد دانشجويان اعتصاب غذا کننده که به بيمارستان منتقل شده اند، می گويد
: «تعداد دانشجويانی که به بيمارستان منتقل شده اند، به بيست و دو نفر رسيد و تعداد اعتصاب غذا کنندگان سی و چهار تن است.»اين دانشجو در همين حال به وضعيت جسمی بد تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان اشاره می کند و می گويد
: «متاسفانه حال جسمی اعتصاب غذا کنندگان به شدت وخيم است. پزشکان موفق نشدند وضعيت يکی از اعتصاب غذا کنندگان که روز سه شنبه به درمانگاه منتقل شده است را به حال عادی در بياورند و اين دانشجو را به بيمارستان اسکو تبريز منتقل کردند.»دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، همچنین در هفتمين روز تحصن و پنجمين روز اعتصاب غذای خود فراخوانی منتشر کردند که در آن از دانشجويان دانشگاه های سراسر ايران خواستند روز چهارشنبه را روز
«عزای عمومی» اعلام کنند. بی شک این دانشجویان از «عزای عمومی» که یک نگرش مذهبی است همین طوری استفاده کرده اند. در واقع آن ها، دانشجویان سراسر کشور را به اعتصاب عمومی علیه حکومت اسلامی و پشتیبانی از اعتصاب خود فراخوانده اند. شکی نیست که نه تنها دانشجویان سراسر کشور به این فراخوان جواب درخور و شایسته خود را خواهند داد، بلکه کارگران و مردم آزادی خواه و خانواده دانشجویان اعتصابی نیز به حمایت از آن ها برخیزند.سرانجام تحصن و اعتصاب غذای يک هفته ای دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، صبح روز چهارشنبه
11 اردیبهشت، در حالی با موفقیت خاتمه يافت که متحصنين موفق شدند به چهار خواسته از پنج خواسته خود برسند.روز سه شنبه، بعد از ظهر مسئولان دانشگاه سهند تبريز درخواست مذاکره با دانشجويان متحصن را دادند و شرط دانشجويان مبنی بر حضور نداشتن حسينی، رييس حراست دانشگاه و زاهد، معاونت فرهنگی دانشگاه پذيرفته شد.
در مذاکره دانشجويان و رييس دانشگاه سهند تبريز، رييس دانشگاه قول داد که چهار خواسته از پنج خواسته دانشجويان را برآورده کند
. تمام اين پنج مورد نوشته شده و رييس دانشگاه زير آن را امضا کرد.استعفای معاونت دانشجويی رياست حراست دانشگاه، عذرخواهی رسمی معاونت آموزشی، عدم تفکيک جنسيتی، لغو احکام کميته های انضباطی، عدم تبعيض جنسيتی ميان تشکل ها، از خواست های اصلی دانشجويان اعتصاب کننده بود
. در جلسه دانشجویان و رییس دانشگاه، درباره پنج بند درخواست دانشجويان بحث شد و طرفین درباره استعفای رييس حراست دانشگاه به نتيجه ای نرسيدند. زیرا مسئولان دانشگاه گفتند که رييس حراست از سوی وزارت اطلاعات تعيين می شود و مسئولان دانشگاه اختيار تعيين يا عزل او را ندارند.در این مذاکرات دانشجویان موفق شدند هياتی سه نفره تشکیل دهند که تا پايان ترم بر عملکرد رییس حراست دانشگاه نظارت کنند
. بعد از پايان ترم هم در مورد ادامه کار وی يا عزل وی اين هيات نظر خواهد داد.ما، این پیروزی و موفقیت را به دانشجویان دانشگاه سهند تبریز، صمیمانه تبریک می گوییم و همچنین تاکید می کنیم که تجربه مبارزه دانشجویان سهند به عنوان الگویی مدنظر فعالین دانشگاه های دیگر قرار گیرد
. یعنی مقاومت و پافشاری در خواست ها، مسئولین دانشگاه را به زانو درآورد.قطعا نباید در حرکت های اعتراضی دانشجویان دانشگاه سهند و یا دانشجویان دانشگاه های دیگر را تنها گذاشت
. جامعه ما به ویژه مردم آزادی خواه تبریز که تاریخا در مبارزه انقلاب پیشگام بوده اند این بار نیز با استفاده از تجارب تاریخی انقلاب مشروطیت و انقلاب بهمن 1357، در این امر مهم تاریخی و انسانی پیش قدم هستند و در این روزها نیز حامی سرسخت دانشجویان دانشگاه سهند، این فرزندان قهرمان مان می باشند.اکنون که روز اول ماه مه، روز جهانی کارگری مان در مقابل سرمایه داران و حکومت حامی اسلامی سرمایه، دست به راهپیمایی و نمایش قدرت طبقاتی می زنیم باید بیش از هر زمان دیگری بر مبارزه طبقاتی به پیشگامی طبقه کارگر آگاه و متحد و متشکل و پیوند جنبش دانشجویی و جنبش زنان و جنبش های برابری طلب و عدالت خواه مردم تحت ستم سراسر ایران، تاکید کنیم و در این راستا به فکر سازمان دهی گام های عملی نیز باشیم
.مسلما، از طریق مبارزه طبقاتی پیگیر بر علیه سرمایه داری و حکومت حامی سرمایه می توانیم جامعه مان را به سعادت و بهروزی و عدالت و برابری و آزادی در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برسانیم
.خورشید همواره می درخشد و ما در هر شرایطی به دنبال آن هستیم
!1387 - سی ام آوریل 2008یازدهم اردیبهشت
کارگران، محرومان، مردم آزاده!
با آن که شما تولیدکنندگان و سازندگان کلیه نعمات جهانید اما، سهم بس اندکی از این همه نعمت و ثروت می برید. زیرا دسترنج شما را اقلیتی استثمارگر به یغما می برد.
امروز وضعیت کارگران ایران، با وجود افزایش بی سابقه قیمت نفت خام در دو سال اخیر، بسیار وخیم و دلخراش است. میلیون ها کارگر بیکار هستند. روزی نیست که کارخانه ای تعطیل نگردد و کارگران آن به میان بیکاران پرتاب نشود. دستمزد کارگران ایران، هیچ تناسبی با گرانی و تورم واقعی ندارد و همین دستمزدهای ناچیز نیز به موقع پرداخت نمی شود. نتیجه این سیاست اقتصادی غیرانسانی حکومت اسلامی، چیزی جز فقر، درد، رنج، محرومیت و رشد و گسترش آسیب های اجتماعی برای جامعه نبوده است.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، در راستای دفاع از آزادی بیان و قلم و اندیشه، از مبارزات بر حق و عادلانه جنبش دانشجویی، زنان، کارگران و همه مردم آزادی خواه ایران دفاع می کند.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، روز جهانی کارگر را به همه کارگران، مردم محروم و ستم دیده و کارورزان فرهنگی تبریک گفته و امید است با اتحاد و همبستگی کارگران و همه مردم آزادی خواه، جهان شایسته ای برای بشریت به ویژه در ایران ساخته شود. جهانی که در آن، هیچ انسانی نگران از آینده خود و فرزندانش، گرسنه و رنجور سر به بالین ننهد. و هیچ انسانی نیز به خاطر بیان باورهایش و فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اش دستگیر و زندانی و شکنجه و اعدام نگردد.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید)
مه 2008
Kannoon_dt@yahoo.com
www.iwae.org
اول ماه مه، روز جهانیمان را به همه هم طبقه ای هایمان تبریک می گوییم!
اول ماه مه، بزرگ ترین و عظیم ترین و طبقاتی ترین روز کارگران است که در آن روز، کارگران همراه خانواده های خود و طرفداران طبقه کارگر در اتحادی عظیم با راهپیمایی به نمایش قدرت طبقاتی دست می زنند و در سخنرانی های خود در مورد موقعیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کارگران بر علیه سرمایه داران و حکومت های حامی سرمایه سخن می گویند. کارگران در قطعنامه ها و بیانیه ها و هم چنین رهبران و سخن گویانشان مهم ترین خواست ها و مطالبات طبقاتی خود را برجسته می کنند و با همدیگر عهد و پیمان می بندند که در طول سال در جهت منافع طبقاتی خود و تحقق خواست هایشان بکوشند.
ميزان اشتغال در سراسر جهان در سال ۲۰۰۸، حدود چهل ميليون نفر افزايش و بر تعداد بيكاران جهان پنج ميليون نفر افزوده خواهد شد.در آستانه اول ماه امسال، رسانه های بین المللی، خبر افزایش قیمت مواد غذایی در جهان را از یک سو و بحران کشورهای پیشرفته سرمایه داری و در راس همه آمریکا را انتشار داده اند.
«بان کی مون» دبير كل سازمان ملل، در فرودگاه شهر «اکرا» در جمع خبرنگاران، از دولت های جهان درخواست کرد برای مهار افزایش قیمت مواد غذایی تلاش کنند. دبير كل سازمان ملل، نسبت به بحران مواد غذایی و افزایش شمار انسان های گرسنه در سراسر جهان هشدار داد و اقدام فوری دولت های جهان برای کاهش تاثیرات مخرب این وضعیت بر کشورهای فقیر را خواستار شد. قرار است ۳ هزار هئیت از ۱۹۳ کشور جهان در نشست تجارت و توسعه سازمان ملل که در «اکرا» پایتخت غنا برگزار می شود شرکت کنند.
این در حالی است که براساس گزارش خبرگزاری ها، بهای نفت خام در بازارهای جهانی از رقم بی سابقه ۱۱۵ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. ایران که یکی از کشورهای صادرکننده نفت خام عضو اوپک است از این طریق مبالغ کلانی را نه نصیب مردم ایران، بلکه سران و ارگان های سرکوب حکومت اسلامی کرده است. زیرا افزایش قیمت نفت به بهبود وضعیت عمومی مردم و خدمات اجتماعی منجر نشده است، بلکه برعکس، روزبروز تورم و گرانی و فقر و بیکاری در این کشور فلاکت زده در حال فزونی است.
ادامه مطلب
گرامی باد یاد:
کلارا زتکین
همه زنان مبارز
و مادرم!
رهایی زن
0-2468-633-91-978ISBN:
* نویسنده: بهرام رحمانی
* ناشر: کانون فرهنگی و پژوهشی بامداد - استکهلم
* تاریخ چاپ اول: فروردین 1387 - آپریل 2008
* طرح روی جلد: الف - رها
آدرس:
ادامه مطلب
