تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

پرسش‌هایی «خود»مانی با پروانه سلطانی و بهرام رحمانی

منبع: www.goftogoo.net مجید خوشدل

Image hosted by allyoucanupload.com

برای لحظه‌ای پیشداوری‌هایمان را فراموش کنیم؛ دوستی‌ها، کدورت‌ها و دلخوری‌هایمان را. و بعد از خود سؤال کنیم: در جامعه‌ی ایرانیِ شهر و کشوری که زندگی می‌کنیم، از چه کسی شناختی واقعی داریم؟ چه کسی را تقریباً همان‌گونه که هست می‌شناسیم؟

اگر در طرح این پرسش صادق باشیم و خود را از اغیار رهانیده باشیم، درمی‌یابیم که شناخت ما از اجزاء این جامعه، شناختی مجازی و متأثر از داده‌ها و دریافت‌های یک سویه‌ای است که «فرهنگ رابطه» در اختیار ما قرار داده است. در رواج این هرج و مرج معرفتی، رسانه‌های ایرانی با چهر‌ه‌سازی‌ها و چهره‌بازی‌هایشان بر سکوی افتخار ایستاده‌اند.

* * *

دوم فوریه‌ی امسال ضمیمه‌ی روزنامه‌ی Guardian لندن را مطالعه می‌‌کردم. در بخشی از این مجله‌‌ی ۹۴ صفحه‌ای مصاحبه‌ای درج شده بود با مایکل پورتلو Michal Portillo عضو سابق پارلمان انگلستان از حزب محافظه‌کار. مصاحبه را دو ـ سه باری می‌خوانم و هر بار با حسرت به خود می‌گویم: این «خارجی»ها چقدر راحت از خودشان حرف می‌زنند، حتا «راست»‌هاشان. راستش فکر می‌کنم اینها عادت نکرده‌اند، عادت‌شان داده‌اند.

بعد از آن که نیمی از پرسش‌های مصاحبه‌ی مزبور را وام می‌گیرم، به یاد عید امسال می‌افتم، با همان ترجیح بند همیشگی: سال از سال، دریغ از پارسال! سپس کارنامه‌ی رسانه‌های ایرانی خارج کشور در یک سال گذشته در نظرم می‌آیند: مقالات تکراری ماههای مارس و مه و اکتبر و بهمن، پیله کردن آدمهای جن زده به یکدیگر، خیره‌سری‌ها و تخته گازرفتن‌های ماههای مرداد و شهریور در مارک‌دار کردن عزیزان اعدامی... به «مصاحبه»ها که می‌رسم، با پرسش‌هایی که شبیه پرسش‌های امتحانات نهایی ثلث سوم است و به درد دنیا و آخرت «دانش‌آموز» نمی‌خورد، به آن دست از نوشته‌هایی که برای درد و رنج انسان ایرانی و غیرایرانی در چهار صفحه نسخه‌ی خوشبختی و سعادت پیچیده‌اند، و به تمام آن بایدها و نبایدها، بی‌آنکه بخواهم، دوباره ترجیح بند فوق در ذهنم تکرار می‌شود: سال از سال، دریغ از پارسال!

* * *

به همراه پروانه سلطانی و بهرام رحمانی به پیشباز بهار نه چندان خجسته‌ی امسال می‌رویم. شرکت این دوستان در گفتگویی که ملاحظه می‌کنید، خلاف عرف جامعه‌ی ایرانی خارج کشور است. این حضور و حضورهای مشابه را باید ستود و مورد تقدیر قرار داد.

باشد که همکاران «گفتگوگر» ایرانی در خارج از کشور، پس از ربع قرن از خر شیطان پیاده شوند و با آوردن «خود» مصاحبه شنوندگان به متن گفتگو، هم زمینه شناخت واقعی ایرانیان نسبت به یکدیگر را فراهم آورند، هم تم‌ها و موضوع‌های اجتماعی را عینی‌تر مورد توجه قرار دهند، و هم فرهنگ از «خود» گفتن را ترویج دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 16:51  توسط بهرام رحمانی  | 

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم

ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

با سر دادن بهاران خجسته باد و با امید به رهایی و آزادی قلم و اندیشه در سرزمین مان؛ به استقبال نوروز و بهار میرویم.

سالی که گذشت سالی دشوار برای همه اهل قلم و هنر بود. سالی سیاه که باز در سرزمین آفتاب، عشق ممنوع بود و زندانهای آشکار و نهان میهنمان از نویسندگان، دانشجویان و کارگران و زنان آزادیخواه و برابری طلب پر بود.

سالی که گذشت سال سرکوب و ترور و وحشت و فقر و غارت بود. امسال نیز در شرایطی به استقبال بهار میرویم که حکومت سرکوبگر اسلامی با یکدستتر شدن، خود را برای آفرینش بحرانها و دگرگونیهای سرنوشت ساز آماده میکند.

سالی که گذشت سال نزدیکتر شدن و همسو ترشدن اعتراضات و آزادیخواهی زنان، دانشجویان، نویسندگان، هنرمندان، روزنامهنگاران و کارگران و نیز پیوند محکمتر آن با پشتبانی و به میدان آمدن بیشتر مردم ما بود. روندی که هر مرحله سمت و سوی موثرتر و کارسازتر به خود میگیرد.

بکوشیم سال جدید را به سال همبستگی و همدلی وهم رایی بدل کنیم و برای رهایی از اختناق حاکم بر کشورمان، آزادی بیان و اندیشه و ساختن جامعهای درخور زیستن انسانی، دست در دست هم به میدان آییم.

کانون نویسندگان ایران(در تبعید)، ضمن گرامیداشت یاد همه جانهای شیفته به ویژه اهل قلم که برای آزادی و رهایی انسان از جهل و استبداد، ققنوسوار پر کشیدند، فرارسیدن بهار و نوروز شادیبخش را به همه هموندان اهل قلم و هنر و هم میهنان خویش شادباش میگوید و آرزو میکند سال نو نقطه پایانی بر تیرهروزیها و سرکوبها بر سرزمین مان باشد.

هیئت دبیران

کانون نویسندگان ایران( در تبعید)

اسفند 1386 - مارس 2008

kanoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 21:44  توسط بهرام رحمانی  | 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

حلبچه سالهاست که در سوگ عزیزان از دست رفته خود میسوزد. ترمیم زخم عیمقی که بر پیکر حلبچه وارد شده است بیشک نسلها طول خواهد کشید. حلبچه، یادآور هیروشیما و ناکازاکی است. آمریکا در جنگ جهانی دوم، در یک اقدامی هولناک برای اولین بار در تاریخ بشر، بمب اتمی خود بر روی مردم شهرهای ناکازاکی و هیروشیما پرتاب کرد. اکثریت مردم این شهرها زنده زنده در میان فریاد و ضجههای دردناک و دلخراش سوختند و آنهایی هم که زنده ماندند دنیایی از درد و رنج و بیماریها را با خود حمل میکردند.

همچنین در بمباران حلبچه، دهها تن از پیشمرگان کومهله، که در واحدی به نام «گردان شوان» سازماندهی شده بودند، جان باختند.

هر انسانی که به فاجعه حلبچه فکر میکند پس از گذشت سال‌ها هنوز هم صدای ضجه کودکان، مادران، پدران و هر جانداری را در گوشش حس میکند. بنابراین، فاجعه حلبچه، سندی از هزاران سند جنایات سیستم سرمایهداری جهانی است!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:10  توسط بهرام رحمانی  | 

 

بهرام رحمانی

بخش سوم

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

واحد اطلاعاتی و وزارت اطلاعات

نیروی بسیج

تسلط سپاه بر صنایع حساس کشور و بنیه مالی آن

سایه سنگین نظامیان در کابینه احمدی نژاد و مجلس و ...

مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع

صادق محصولی، وزیر نفت پیشنهادی احمدی نژاد

فساد و اختلاس اقتصادی در دستگاه حکومت اسلامی

ادعاهای فرمانده کل سپاه پاسداران در مورد قدرت تجهیزات نطامی سپاه

بودجه نهادهای سیاسی - تبلیغی مذهبی


نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیروهای مسلح تحت دو عنوان مطرح شده که هر کدام دارای تشکیلات و ماموریت های خاصی هستند:

 1 - ارتش جمهوری اسلامی ایران

2 - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

در تشکیلات سپاه علاوه بر این تعیین فرمانده کل سپاه نیز با رهبری است. شورای عالی امنیت ملی نیز به عنوان مشاور رهبری حکومت اسلامی، در چارچوب سیاست های کلی تعیین شده از سوی رهبری انجام وظیفه می کند.

اعضای شورای عالی امنیت ملی برخی به طور مستقیم توسط رهبر انتخاب می شوند و بعضی دیگر به طور غیرمستقیم. مصوبات آن نیز پس از تایید رهبری قابل اجراست.

بسیج مردمی: نیروهای بسیج برای نخستین بار در تاریخ 28 /2/۵۹، با فرمان خمینی توسط شورای انقلاب تحت عنوان سازمان بسیج ملی تشکیل شد و لایحه قانونی آن در تاریخ  19/4/۵۹  به تصویب شورای انقلاب رسید.

نیروی های انتظامی: نیروهای انتظامی مرکب از ژاندارمری، شهربانی و کمیته انقلاب اسلامی سابق وظیفه نظم و ایجاد امنیت در داخل کشور را بر عهده دارند.

سه نیروی یاد شده از آغاز حکومت اسلامی تا ۲۷ تیر ماه ۱۳۶۹ هر کدام مستقل از یکدیگر و با شرح وظایف جداگانه ای عمل می کردند تا این که مجلس شورای اسلامی در تاریخ یاد شده طرح ادغام نیروهای انتظامی را تصویب کرد و در هفتم آذر ۱۳۶۹ به تایید فرماندهی کل قوا، یعنی خامنه ای رسید و دوازدهم فروردین سال ۱۳۷۰ اجرا شد.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی، درباره سپاه پاسداران چنین آمده است:

اصل ۱۵۰: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تاکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آن ها به وسیله قانون تعیین می‌شوددر تاریخ 2/2/1358، اساسنامه سپاه پاسداران در 9 ماده و 9 تبصره به تصویب رسید. این اساسنامه با پیشنهاد خود سپاه فراهم شد و پس از دگرگونی های کوچکی به پذیرش شورای انقلاب رسید.

برجسته ترین بخش اساسنامه چنین است: ‹‹سپاه پاسداران با هدف دفاع از انقلاب اسلامی در ایران و گسترش آن در جهان تحت نظر شورای انقلاب با توجه به نظریات و كمك دولت تشكیل شده است. وظایف سپاه در این اساسنامه به تصریح چنین است:

1ـ وظایف نظامی و دفاع در برابر حملات بیگانگان به كشور.

2ـ وظایف انتظامی در برخورد با ضد انقلاب و عناصر مخل امنیت داخلی.

3ـ وظایف اطلاعاتی در حد مسئولیت‌ های سپاه.

4ـ حفظ اموال عمومی و جمع آوری اسلحه و مهمات.

5ـ كمك به اجرای دستورات و احكام قضایی (اعم از دادگاه ‌های انقلاب یا دادگستری.)

6ـ حمایت از نهضت‌های آزادیبخش.

وظایف شش گانه بالا در چارچوب یازده بند در ماده 2 گنجانده شده است. تا پایان سال 1369، نیروی های مقاومت بسیج ارتش بیست میلیونی و نیروی قدس که پشتیبانی از جنبش ‌های اسلامی را بدوش دارد، با تصمیم رهبر حکومت اسلامی به سازمان سپاه افزوده شد و پنج نیروی زمینی، هوایی، دریایی، مقاومت و قدس، ساختار سازمانی سپاه را می سازند. و در تاریخ 21 مهر 1370 قانون سپاه پاسداران به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی و به تایید شورای نگهبان رسید و در تاریخ 24 مهر 1370 از سوی ستاد فرماندهی كل قوا به سپاه ابلاغ گردید. این قانون مشتمل بر دویست و سی و پنج ماده و دویست و شش تبصره می‌‌باشد.

بدین ترتیب سپاه پاسداران، وظایف متنوعی از مسایل اقتصادی، ایدئولوژیکی، جاسوسی، ضدجاسوسی، رزمی، سرکوب اعتراضات شهری، کنترل اماکن عمومی، امنیتی، اطلاعاتی، درون مرزی، برون مرزی، زندانی کردن مخالفین و بازجویی، شکنجه، اعدام آن ها، تهدید و ترور فعالین سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، مداخله در امور وزارتخانه ها، سازمان دهی و مسلح کردن گروه های حزب الهی در کشورهای دیگر و غیره را به عهده دارد که ناگزیر بسیاری از این وظایف باید مخفی نگاه داشته شود و هرگز علنی نگردد. در چنین شرایطی، سپاه پاسداران یک نیروی مخوف است. فرماندهان و مدیران و پرسنل دایمی سپاه از حقوق و امکانات ویژه ای برخوردار هستند. طبیعی است که در چنین نیرویی جرم و جنایت و فساد و غیره رشد کند و کسی هم جرات بیان آن را به خود ندهد.

علاوه بر نیروهای یاد شده بالا، محسن رضایی و محمدباقر ذولقدر ارگان هایی مانند «انصار حزب الله» نیز را به موازات بسیج به وجود آوردند و حتی نشریه ای به نام «یا لثارات الحسین» را نیز در تهران منتشر می کرد. الله کرم ها و مسعود ده نمکی ها نیز با حمایت سپاه و بسیج، هر کدام گروه های چماق دار به وجود آوردند و هر موقع مصلحت نظام ایجاب می کند آن ها وارد صحنه می شوند و مخالفین و معترضین را بدون هیچ سلسله مراتب و مراحل «قانونی» مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

 

واحد اطلاعاتی و وزارت اطلاعات

محسن رضائی، اولین فرمانده واحد اطلاعاتی بود. واحد اطلاعاتی از امکانات ساواک  استفاده می کرد. واحد اطلاعات سپاه در متلاشی کردن سازمان های سیاسی نقش عمده داشت. در این دوره، سپاه گشت های اطلاعاتی خود را مانند گشت های کمیته مشترک ساواک راه  انداخت و در خیابان ها اعضای  سازمان های سیاسی مخالف را تعقیب و دستگیر می کردند و به احتمال قوی از تجارب و اطلاعات کادرهای ساواک نیز استفاده می کردند.

تا زمان تشکیل وزارت اطلاعات، اطلاعات  سپاه و حراست نخست وزیری نقش اصلی را در حوزه اطلاعاتی کشور به عهده داشتنددر سال ۱٣۶۲  سعید حجاریان، طرح تشکیل وزارت اطلاعات را تهیه کرد که با حمایت رفسنجانی از تصویب  مجلس گذشت. با تشکیل وزارت اطلاعات، سپاه برخی امکانات، اسناد و  ساختمان هایی را در اختیار وزارت اطلاعات گذاشت. بخش قابل توجهی از کادرهای  اطلاعاتی سپاه هم به وزارت اطلاعات منتقل شدند.

از ابتدای تشکیل سپاه، واحد حفاظت  اطلاعات سپاه که وظیفه آن ضداطلاعات و جلوگیری از فعالیت های نفوذ و جاسوسی در داخل  سپاه بود، تشکیل شده بود. این سازمان بعد از قتل های زنجیره ای و دستگیری سعید امامی  و یاران او، به یکی از ابزارهای سرکوب دانشجویان، فعالین سیاسی و «اصلاح طلبان» تبدیل  گردید.

«مرکز این سازمان در منطقه لویزان قرار دارد و یکی از سازمان‌ های کاملا بسته  امنیتی در ایران به شمار می ‌رود. دو زندان معروف ٦٦ (عمومی) و ٥٩ (انفرادی) که در  درون پادگان ولی عصر (عشرت آباد سابق) قرار دارند و نیز چند زندان دیگر تحت نظارت  این سازمان می‌ باشند. یکی از وظایف اصلی این سازمان در دوره اصلاحات حمایت از  نیروهای لباس شخصی و سازماندهی آنان در برخورد با مردم بوده است.» (15)

پس از افشای نقش وزارت  اطلاعات در قتل های زنجیره ای و دستگیری سعید امامی و یاران او، به دستور علی خامنه ای  واحد حفاظت اطلاعات، اطلاعات موازی را تشکیل داد و کادرهای اخراج شده وزارت اطلاعات  را به کار گرفت. در همان ایام، علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی ضمن تایید وجود  نهادهای موازی امنیتی، گفت: «کارهای موازی وزارت اطلاعات انجام می شود که تلاش می  کنیم آن ها را متوقف سازیم. هر چند دستگاه موازی مشخصی اعلام رسمیت نکرده است، با  این حرکات مخالف هستیم و از طریق مراجع قانونی پیگیری می کنیم که این فعالیت ها  متوقف شود.» (16)

صفوی، فرمانده سپاه در  پاسخ به خبرنگار پیام انقلاب می گوید: «بعضی بدون این که به قانون اساسی اشاره کنند،  ادعا می کنند که چنین ماموریتی برای سپاه پیش بینی نشده است. در حالی که این طور نیست  و ماده ۱۵۰ قانون اساسی، ماموریت حفظ و دفاع از انقلاب اسلامی را و دستآوردهای آن  صریحا به سپاه واگذار شده ... و روشن است که اصلی ترین ماموریت سپاه، تامین حفظ  امنیت و مقابله با ضدانقلاب و تهدیدات داخلی است.» (17)

فرماندهان سپاه پاسداران بعداز شورش های  شهری در اوائل دهه هفتاد، گردان های عاشورا و الزهرا را که اولی متشکل از بسیجیان  برگزیده مرد و دومی متشکل از زنان بسیجی است، تشکیل دادند. وظیفه این گردان ها سرکوب  حرکات اعتراضی و شورش های شهری است. در فاجعه کوی دانشگاه تهران و تبریز در تیر ماه  سال ۱٣۷٨ گردان های عاشورا نقش جدی داشتند.

 

نیروی بسیج

نقطه آغاز تاریخ روند شکل گيری بسيج در ايران، به فرمان خمينی، در چهارم آذر ماه ۱۳۵۸، برمی گردد. خمینی در بخشی از سخنانشان گفتند: «مملکت اسلامی بايد همه اش نظامی باشد و تعليماتش نظامی باشد. بايد ملت ما جوان هايش مجهز باشند به همين جهاز و علاوه بر جهاز دينی و ايمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی و سلاحی هم باشند. جوان ها را يادشان بدهيد، همه جا بايد اين طور باشد که يک مملکتی بعد از چند سالی که ۲۰ ميليون جوان دارد، بيست ميليون تفنگدار داشته باشد و يک چنين مملکتی آسيب پذير نيست و الآن هم الحمدالله آسيب پذير نيست.» (18)

به دنبال فرمان خمینی و تاکيدات وی، شورای انقلاب اسلامی در تاريخ ۱۹/۴/۱۳۵۹ تشکيل «سازمان بسيج ملی» را تصويب کرد تا اين سازمان ضمن آموزش و سازماندهی همه افراد داوطلب، آنان را برای مقابله با هرگونه تهديد و تجاوز داخلی و خارجی آماده کند.

در دی ماه ۱۳۵۹، با تصويب مجلس شورای اسلامی «سازمان بسيج ملی» به «واحد بسيج مستضعفين» تغيير نام داد و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادغام شده و فرماندهی آن نیز به این سپاه واگذار گردید. واحد بسيج مستضعفين تا سال ۱۳۶۹ به کار خود ادامه داد تا اين که در اين سال «نيروی مقاومت بسيج» جايگزين واحد بسيج شد و با ستادی مستقل به عنوان يکی از نيروهای پنج گانه سپاه مسئوليت انجام کليه امور مربوط به بسيج را به عهده گرفت و هم اکنون نيز به کار خود ادامه می دهد.

نماينده رهبر حکومت اسلامی ایران در سپاه پاسداران، در مصاحبه ای از پيوستن گردان های ضدشورش عاشورا و الزهرا به نيروی زمينی سپاه خبر داد. علی سعيدی به روزنامه کيهان گفت: «تدبير فرمانده کل قوا در اين مقطع برقراری و ارتباط تنگ تر بين نيروی زمينی و نيروی مقاومت (بسيج) است و اين دو لازم و ملزوم يکديگرند و می توانند به رسالت های متنوع سپاه جامه عمل بپوشانندگردان های عاشورا و الزهرا که از مهم ترين بخش های نیروی مقاومت بسیج به شمار می روند، وظيفه دارند با هر گونه شورش شهری و ناآرامی در ايران مقابله کنند. اوايل مهرماه و به دنبال معرفی محمد علی جعفری از سوی رهبر جمهوری اسلامی به عنوان فرمانده جديد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وی اعلام کرد که مسئوليت فرماندهی بسيج نيز به سپاه واگذار شده است. جعفری اظهار داشت: «سپاه بايد بتواند در برابر تهديدهای سياسی، اجتماعی و امنيتی دشمنان وارد عمل شود.» (19)

سرهنگ پاسدار «حسن رجبی» یکی از فرماندهان بسیج در شهریور ماه به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، گفت: «این رزمایش ها در قالب مقابله با ناآرامی ها، دفاع از کوی و برزن، امداد و نجات، کمین و ضد کمین برگزار می شوددر ماه های اخير اين دو گردان که از ادغام ۲۵۰۰ گردان به وجود آمده اند مانورها و رزمايش های زيادی برگزار کرده اند و به گفته جانشين سابق فرمانده بسيج، «قدرت نمايی گردان های عاشورا و الزهرا در تمام ماه های سال و در سراسر کشور ادامه خواهد يافت.» (20)

مجيد ميراحمدی، در مرداد ماه سال جاری به خبرنگاران گفت: «اکثر اين گردان های عاشورا و الزهرا به سلاح مناسب و جديد مجهز شده اند و مانور اين گردان ها نيز به صورت واقعی برگزار می شود و در جريان آن تاکتيک های مختلف تمرين می شود.» (21)

گردان الزهرا، متشکل از زنان بسيجی است، در تابستان گذشته (1386) مانورهايی در تهران انجام داد که هدف از آن تمرين «روش های مقابله با ناآرامی ها و تجمعات» اعلام شده بود.

افزايش مانورهای شهری و تغييرات در ساختار تشکيلاتی بسيج پس از آن صورت گرفت که به دنبال طرح سهميه بندی بنزين در تير ماه سال جاری، شهرهای مختلف ايران شاهد اعتراض های مردمی بود که در جريان آن تعدادی پمپ بنزين به آتش کشيده شد و بانک ها و ساختمان های دولتی مورد حمله معترضين قرار گرفت.

بر اساس گزارش منابع خبری مختلف، در اين حادثه چندین نفر نيز کشته شدند ولی مقام های حکومت اسلامی، شمار واقعی تلفات را اعلام نکردند.

محمدعلی جعفری که روز شنبه ۲۹ سپتامبر، در مراسم تودیع فرمانده سابق بسیج سخن می‌گفت، اظهار داشت: «مسئولیت اصلی سپاه مقابله با تمامی تهدیدات از جمله تهدیدات داخلی بوده است ولی در استراتژی فعلی که از سوی رهبر انقلاب مشخص شده استراتژی راهبردی سپاه با آن سال ها فرق کرده است. بدین ترتیب که ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی، سپاه به کمک ارتش خواهد شتافت.» (22)

خبرگزاری فارس، 8 آبان 1386، نوشت: به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی نيروی مقاومت بسيج، در اين مراسم كه در سالن 5 آذر ستاد نيروهای مقاومت بسيج برگزار شد، سردار سرلشگر جعفری فرمانده كل سپاه پاسداران كه هم زمان فرماندهی نيروی مقاومت بسيج را نيز برعهده دارد... جعفری، با اشاره به اين كه امروز با طيفی از تهديدات دشمن مواجه هستيم، گفت: انعطاف پذيری در ماموريت ‌های سپاه می ‌تواند ما را در مقابل اين تهديد مصون و محفوظ كند. (23)

سرلشگر جعفری، از مديران و مسئولين سپاه و بسيج خواست تا وقت بيش تری را برای فكر كردن و انديشيدن در ماموريت‌ های جديد صرف كنند تا با هماهنگی در سازمان، طرح تحول سرعت بيش تری يابد.

سرلشکر محمدعلی جعفری، روز اول سپتامبر 2007 با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی، به سمت فرماندهی سپاه منصوب شد. سمت اصلی وی در سال‌ های پس از جنگ، فرماندهی قرارگاه ثارالله بود. مسئولیت و ماموریت اصلی این قرارگاه، حفظ امنیت شهر تهران است. در ناآرامی ‌های تیر ماه ۱۳۷۸ نیز نیروهای این قرارگاه مامور مقابله با دانشجویان و مردمی که از آن ها حمایت می‌ کردند، بودند.

محمدرضا مردانی، رئيس  سازمان بسيج دانشجويی گفته است: «هم ‌اكنون 649 هزار  دانشجو در 2600 دفتر بسيج دانشجويی مستقر در 700 دانشگاه سراسر كشور مشغول فعاليت اند

به دنبال شورش های شهری در اوایل ریاست جمهوری دوره دوم رفسنجانی در سال 72 و 73، فرماندهان  سپاه پاسداران با تشکیل گردان های عاشورا و الزهرا که اولی متشکل از بسیجیان  برگزیده مرد، و دومی متشکل از زنان بسیجی بود، نیروی مخصوصی را تشکیل دادند. این  گردان ها در سال های بعد در تظاهرات عمومی قزوین، و دیگر مناطق غرب کشور مورد  استفاده قرار گرفت. تیر ماه 1378 نیز وقتی به دنبال هجوم لباس شخصی ها به کوی  دانشگاه در تهران، تبریز و چند شهر دیگر دانشجویان به تظاهرات دست زدند، گردان های  عاشورا اصلی ترین نیروی مهار آنها بودند که با واگذاری فرماندهی این نیروها به محمد  شمخانی وزیر دفاع وقت، از شدت عمل این گردانها تا حدی کاسته شد .  از دورانی که بحرانی شدن پرونده هسته ای در سه سال پیش و به خاطر احتمال افزایش  اعتراضات خیابانی بار دیگر تقویت و تجهیز گردان های عاشورا در دستور سپاه قرار گرفت. مهر ماه سال گذشته، مجلس اجازه برداشت 350 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برای تقویت و  تجهیز گردان های عاشورا و الزهرا را به دولت داد. این گردان ها، که پیش تر آموزش های جنگ  شهری را با عنوان «عملیات کوی و برزن» دیده اند، در صورت لزوم وارد عمل شوند.

سرتیپ محمد حاج آقامیر، فرمانده منطقه مقاومت بسیج تهران بزرگ، تعداد گردان های مذکور در تهران را   ۱۲۰گردان عاشورا و نیز ۱۲۰گردان الزهرا اعلام کرد .

براساس گزارش عمومی سپاه آذربایجان  شرقی: «سردار حجازی در جمع فرماندهان حوزه های مقاومت و گردان های عاشورا و الزهرای  منطقه مقاومت بسیج سپاه آذربایجان شرقی از عملکرد شایسته بسیجیان در حوادث اخیر  تبریز قدردانی کرد

اما سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران که مدتی بعد منتشر شد نشان داد که به دنبال  تهدید های خارجی، فرماندهان سپاه تصمیم گرفته اند، اما وظیفه و ماموریت اصلی این نیر سرکوب شورش های شهری و اعتصابات است. رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه در جمع  فرماندهان بسیج تاکید کرده بود: «تجدید سازماندهی و تجهیز و تسلیح 1200 گردان عاشورا از  2500 گردان عاشورا در اقصی نقاط کشور برای دفاع مسطح از اهداف برنامه چهارم پنج ساله  بسیج استبر اساس اخبار  منتشر شده تعداد گردان های عاشورا به گروه های کوچک 22 نفره تقسیم و به امکانات  پیشرفته ارتباطی و تسلیحاتی تجهیز شده اند تا در صورت بروز حمله نظامی به عنوان  هسته های مقاومت عمل کنند.

اخبار تشکیل گردان های عاشورا و الزهرا  در دانشگاه های کشور در سایت های انیترنتی گزارش شده است. براساس این اخبار بسیج دانشجویی ماموریت دارد تا هرچه  سریع تر خود را برای سرکوب جنبش دانشجویی آماده نماید.

سرلشکر رحیم صفوی، پس از برکناری از فرماندهی سپاه، در حال حاضر مشاور آیت الله خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی است، طی سخنانی در دانشگاه صنعتی شریف ایران که خبرگزاری ایسنا آن را مخابره کرده، گفت که امنیت داخلی و تامین آن در اختیار نیروی انتظامی و سایر نهادهای امنیتی است اما «در صورتی که مشکلات از مرحله ای بگذرد، سپاه با اجازه شورای عالی امنیت ملی و رهبر ایران، میدان امور را در دست می گیرد

سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل جدید سپاه پاسداران ایران، در رابطه با وظیفه اصلی سپاه را گفته است: «سپاه باید سازمانی انعطاف پذير داشته باشد تا بتواند در برابر تهديدات سياسی، اجتماعی و امنيتی دشمنان به درستی وارد عمل شودجعفری، تاکید کرده است که بنا به تشخیص رهبر جمهوری اسلامی، استراتژی سپاه با گذشته فرق کرده «بدين ترتيب كه ماموريت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهای داخلی است و سپس در صورت تهديد نظامی خارجی سپاه به كمک ارتش خواهد شتافت

علاوه بر این ها، نفرات داوطلب بسیج در برخی موارد برای مقابله با حرکت های اعتراضی که با انگیزه های مختلف سیاسی، ملی، دانشجویی یا صنفی در نقاط مختلف ایران به راه می افتد، وارد عمل می شوند و در قالب نیروهای موسوم به «لباس شخصی» ظاهر می شوند.

موقعیت حکومت اسلامی در  منطقه نسبت به چند سال قبل تغییر کرده است. با برکناری طالبان و صدام حسین، ـ دو  رقیب حکومت اسلامی ـ و گیر کردن امریکا در باتلاق عراق، پیروزی حزب عدالت و توسعه اسلامی در ترکیه، پیروزی حماس در فلسطین و  پیشبرد پروژه هسته ای از یک سو و از سوی دیگر با روی کارآمدن احمدی نژاد و یک دست شدن تقریبی رهبر، ریاست جمهوری و مجلس و غیره و به لحاظ اقتصادی بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت و سرازیر شدن میلیاردها دلار برخلاف پیش بین سران حکومت، موقعیت حکومت اسلامی را در منطقه تا حدودی تقویت کرده است. بهمین خاطر سران حکومت  اسلامی، خود را قدرت منطقه ای می دانند و سهم خود را از تحولات بین المللی و منطقه خواستارند.

 

تسلط سپاه بر صنایع حساس کشور و بنیه مالی آن

در زمينه فعاليت های اقتصادی سپاه، اگر چه هنوز گزارشی کامل و همه جانبه ای از مسايل مالی آن منتشر نشده است و بودجه کلان اين تشکيلات نيز کماکان محرمانه است، اما دولت از امضای قراردادهای کلان چند ميليون دلاری با سپاه در حضور خبرنگاران هيچ ابايی ندارد.

انعقاد سه قرارداد در طی یک ماه با سپاه پاسداران به مبلغ حدود ۷ میلیارد دلار و بدون انجام تشریفات مناقصه و مزایده، اوج قدرت سپاه در دولت احمدی نژاد است. از مهم ترين قراردادهايی که به اين شکل به امضاء رسيد، قرارداد احداث خط لوله گاز عسلويه - ايرانشهر بود که ارزش آن يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلار است. وزير نفت، در ژوئن 2006، در زمان امضای اين قرارداد با سردار رحيم صفوی، به خبرنگاران گفت که در اين پروژه «ترک تشريفات» شده و سپاه در گرفتن اين پروژه هيچ رقيبی نداشته است. این طرح قرار است با احداث خط لوله ‌ای، گاز حوزه عسلویه را از طریق پاکستان به هند برساند.

امضای علنی اين قرارداد از سوی برخی ناظران، اعلام عمومی ورود سپاه به عرصه نفت - حياتی ترين بخش فعاليت اقتصادی در ايران - تفسير شد.

بنا به گزارش خبرگزاری های داخل کشور، در تیر ماه امسال وزارت نیرو تمامی پروژه ‌های عمرانی آب و برق غرب کشور را به سپاه پاسداران واگذار کرده است. در قراردادی بین وزارت نیرو و سپاه، کلیه پروژه ‌های برقی آبی و سد سازی کشور که از این پس در حوزه آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان اجرا خواهند شد، به طور صد در صد در اختیار پیمانکاران سپاهی قرار می گیرند.

به گفته سردار سرتيپ عبدالرضا عابدزاده، جانشين قرارگاه  خاتم الانبياء، اين قرارگاه تا تير ماه سال ۱۳۸۵ يک هزار و ۲۲۰ پروژه صنعتی و معدنی را اجرا کرد و هنوز ۲۴۷ پروژه ديگر را در دست اجرا داشت .

از  موسسه کوثران به عنوان يکی ديگر از شرکت‌ های بزرگ وابسته به سپاه می ‌توان  ياد کرد. در زمان رياست جمهوری خاتمی، اجرای طرح توسعه شبکه آبياری اميديه  خوزستان به اين موسسه سپرده شد. پروژه مذکور آبياری ۸۸۰۰ هکتار از اراضی اميديه را در بر می ‌گرفت. در فروردين ماه سال ۱۳۸۵، قرارگاه خاتم الانبياء  ماموريت ساخت ۴ مخزن ذخيره نفتی را در جزيره خارک به عهده گرفت .

آنچه  بيش از همه در زمينه فعاليت ‌های عظيم اقتصادی سپاه پاسداران تاکنون جنجال  برانگيخته، نقش اين ارگان در اداره اسکله ها و فرودگاه پيام بوده استبرای نخستين بار مهدی کروبی، رئيس مجلس ششم اعلام کرد که سپاه پاسداران ۶۰  اسکله غيرمجاز در جنوب کشور ايجاد کرده است. پس از آن، علی قنبری نماينده  مجلس ششم به صراحت گفت: «متاسفانه يک سوم واردات کشور از طريق بازارهای غيرقانونی، اقتصاد زيرزمينی و اسکله ‌های غيرمجاز صورت می گيرد

يکی ديگر از حوزه‌های فعاليت سپاه پاسداران کنترل فرودگاه پيام  کرج است. اين فرودگاه، ظاهرا يک فرودگاه پستی است، اما علی يونسی، وزير  اطلاعات دولت خاتمی در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ پيرامون وضعيت اين فرودگاه چنين  گفت :

«فقط  در سال ۱۳۸۳ پانزده ميليارد تومان کالای قاچاق در فرودگاه پيام کشف شد. بسياری از کالاها، در اين فرودگاه بدون حضور ماموران گمرک و يا با  ارزش ‌گذاری بسيار پائين ترخيص شده‌اند

آبان  ماه سال ۱۳۸۴، يعنی يک سال پس از اقرار وزير اطلاعات، رئيس مجمع قضائی مبارزه با فساد اقتصادی اعلام کرد: «پرونده قاچاق فرودگاه پيام تا يک هفته  ديگر برای صدور کيفرخواست تسليم دادستان می شوداما درباره روند پی گيری اين پرونده ديگر اطلاع چندانی به افکار عمومی داده نشد .

جنجال  بزرگ ديگر، عقد بدون مناقصه قراردادهای عظيم خط لوله هفتم گاز  عسلويه، تکميل متروی تهران و توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ ميدان پارس جنوبی است، که حجم آن ‌ها کلان است.

خط  لوله هفتم قرار است با يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلار هزينه، گاز را به  سيستان و بلوچستان برساند. در مرحله بعدی، اين خط لوله بايد در مرز  پاکستان به خط لوله آزادی وصل شود. حجم قرارداد در اين حالت به حدود دو  ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار افزايش خواهد يافت. طرف قرارداد، قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء است .

قرارداد  توسعه متروی تهران، به صورت مشترک از سوی وزارت نفت، شرکت ملی ساختمان و  شرکت قرب با متروی تهران به امضاء رسيد. حجم اين قرارداد دو ميليارد و ۴۰۰  ميليون دلار است. شرکت ملی ساختمان به سپاه پاسداران و شرکت قرب به بنياد  مستضعفان وابسته‌ هستند.

يکی ديگر از قراردادهای مهمی که دولت احمدی نژاد با قرارگاه خاتم الانبياء  بست، قرارداد توسعه اسکله بندر شهيد بهشتی چابهار بود. معاون وزير راه و  ترابری در ارديبهشت ماه سال جاری به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: «قرارگاه  خاتم الانبياء با عقد يک قرارداد ۳۴۱ ميليون دلاری، اجرای اين طرح را ظرف  سه سال به عهده گرفته است . »

پيش از آن سپاه از انتشار روزنامه و توليد فيلم سينمايی تا انواع فعاليت های اقتصادی نقش داشت. چنين شرايطی، برای وابستگان سپاه، «اوج نفوذ و قدرت» توصيف شده است.

آمارهای مختلفی در مورد نیروی سپاه پاسداران مطرح شده است. نیرویی که قدرت سياسی گسترده، حمايت مالی عظیم، نفوذ زیاد در ميان شيعيان عراق و لبنان و غیره دارد. موسسه «امنیت جهانی» که یک موسسه تحقیقاتی است مجموع نیروهای سپاه را  125 هزار نفر تخمین زده است . 

خامنه ای به سپاه اجازه داده است تا از طریق فعالیت های اقتصادی به درآمدهای کلان دسترسی داشته باشد. سپاه هم در جهت گسترش تشکیلات خود، راه انداختن صنایع نظامی و دستیابی به تکنولوژی مدرن مدرن و آموزش کادرهای متخصص و تاسیس واحدها و شرکت های مختلف برای فعالیت های اقتصادی حرکت می کند.

آشکار شدن پشت پرده رویدادهائی که به انعقاد قراردادهای هفت میلیارد دلاری نفت و گاز به پایگاه خاتم الانبیا انجامید و از جمله خرید سهام شرکت اورینتال کیش توسط این قرارگاه، علت اصلی تبلیغات روزنامه ها و سایت های خبری درباره «مافیای نفتی»، و مخالفت های سپاه با مدیران این شرکت و کشانده شدن آن ها را به دادگاه افشا کرد.

خبرگزاری فارس، که به شاخه ای از جناح راست نزدیک است، به نقل از «یک مقام آگاه» خبر از معامله برسر شرکت اورینتال کیش داد و اعلام داشت که ارزش دارایی‌ های اورینتال اویل کیش «90 میلیون دلار» اعلام شده است.

کیم مورفی، تحلیل لوس آنجلس تایمز، ، دوشنبه 26 شهریور 1386، در مطلبی تحت عنوان «سپاه پاسداران، یک امپراتوری مالی؟» نوشت: سپاه پاسداران انقلاب ایران به تدریج به یک قدرت سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. به گفته تحلیلگران ایرانی، سپاه با کنترل بیش از 100 شرکت و به گمانی بیش از 12 میلیارد دلار سرمایه در تجارت و ساخت و ساز ایران حضور دارد.

بنا به تحلیل کیم مورفی، سپاه پاسداران در سال 1979، به عنوان یک نیروی نظامی و امنیتی برای پشتیبانی از آرمان های انقلاب اسلامی ایران تاسیس شد. ولی این نیروی قدرتمند 125 هزار نفری پس از جنگ هشت ساله با عراق، با به کارگیری توان مهندسی خود وارد صحنه بازسازی کشور شد و گلوگاه های استراتژیک اقتصادی ایران را در اختیار گرفت.

اقتصاد دانان و تجار داخل ایران و نیز تحلیلگران خارج از کشور می گویند این ارتش افسانه ای و مردمی با ورود به انواع و اقسام فعالیت ها که حتی شامل امور دندانپزشکی و مسافرتی هــم می شــود، به بازیگر اصـــلی در پروژه های عظیم تبدیل شده است.

دامنه حضور سپاه، تحت زمامداری محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران که خود سابقه ای در این ارتش دارد به کابینه دولت هم رسید: 14 عضو از کابینه 21 نفری دولت را فرماندهان سابق سپاه تشکیل می دهند. ضمنا، افسران سابق 80 کرسی از 290 کرسی مجلس را نیز به خود اختصاص داده اند و در شوراهای محلی و شهرداری ها هم حضور پیدا کرده اند. علی لاریجانی، مذاکره کننده پیشین حکومت اسلامی ایران در مناقشه هسته ای هم  قبلا عضو سپاه پاسداران بوده است...

تحلیلگران می گویند، سپاه پاسداران به کمک درآمدهای میلیارد دلاری و به عنوان قلب ایدئولوژیک انقلاب اسلامی، توانایی های خود را در حمایت مالی و انجام عملیات های نظامی به دور از چشم مردم گسترش داده است.

«رابین هیوگز»، معاون سردبیر هفته نامه دفاعی «جینز» در لندن، گفت: «حالا همه پول هایی که به دست می آید، صرف این می شود که آن ها تبدیل به قدرتمندترین نیرو شوند. نکته مهم این است که هیچ عامل کنترل کننده ای برای نظارت بر فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران ایران وجود ندارد

در خارج از ایران، پروژه های احداث خط لوله، جاده ها، پل ها و به میزان رو به رشدی، پروژه های نفت و گاز در اختیار شاخه مهندسی سپاه است، چیزی معادل شرکت مهندسی ارتش ایالات متحده. گاهی هم شرکت های وابسته به سپاه مشغول انجام آن هستند.

یک اقتصاددان در تهران که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: «ما از پول زیادی، بین 12 تا 15 میلیارد دلار در قراردادها صحبت می کنیم. واقعیت این است که جز تعداد کمی، برای بقیه بخش خصوصی، پروژه ای نمی ماند. بیش تر پروژه ها توسط شرکت های وابسته به سپاه انجام می شوند

مقامات ایرانی قراردادهایی به ارزش 6 میلیارد دلار را در مدت کوتاهی فاش کرده اند که به سپاه واگذار شده، چیزی حدود یک دهم ارزش کل صادرات سالانه ایران که تازه بخش عمده آن را نفت تشکیل می دهد. تولید ناخالص ملی سالانه در ایران حدود 204 میلیارد دلار است که با هزینه های زندگی مردم مطابقتی ندارد.

«ماهان عابدین»، مدیر تحقیقاتی ایرانی الاصل مرکز مطالعات تروریسم در لندن می گوید حتی شرکت هایی که سپاه در آن ها سهم مالکیت مستقیمی ندارد، تحت کنترل آن ها هستند.

«عابدین»، گفت: «کسانی که عملا کارهای سخت در پروژه های ساخت و ساز انجام می دهند، با در نظر گرفتن این که سپاه مشغول طراحی تعداد زیادی از این پروژه هاست، عملا افراد سپاهی هستند. اما حرفی از مالکیت زده نمی شود. یک ساختار پیچیده تجاری وجود دارد. آن ها همیشه این ارتباط را مخفی نگه می دارند

«در سال های دهه 80، این نیرو از نظر عقیدتی یک دست بود و به شدت اسلامی. اما حالا همه چیز به پول در آوردن ربط پیدا کرده است.» (24)

 

سایه سنگین نظامیان در کابینه احمدی نژاد و مجلس و ...

سپاه پاسداران، نیروهای بسیج، لباس شخصی ها و دیگر ارگان های امنیتی، در انتخابات ریاست جمهوری حامی احمدی نژاد بودند و آشکارا از او حمایت می کردند.

با رئيس جمهور شدن احمدی نژاد، که از فرماندهان رده سوم و چهارم سپاه بود، سپاه دولت و کابينه را نيز اشغال کرد. 14 عضو کابينه  21 نفری احمدی نژاد را فرماندهان سپاه تشکيل می دهند، که فعلا از لباس سپاهی بيرون آمده اند، تا هر وقت از دولت بيرون رفتند دوباره آن را به تن کنند.

سردار مجيد دوستعلی، به موجب حکمی که احمدی نژاد صادر کرد، به سمت دبير هيات دولت تعيين شد. احمدی نژاد در حکم خود نوشت:

 «نظر به سوابق جنابعالی در جبهه‌ های جنگ تحميلی، به موجب اين حكم شما را با به سمت «دبير هيات دولت» منصوب  می ‌نمايم .  گفته می شود وی، رابط «قتل های محفلی» کرمان بوده است. ظاهرا چند جوان پاسدار و بسیجی در شهر کرمان، با فتوا و تحریک یکی از آیت الله ها، جوانانی را که به نظرشان شئونات اسلامی را رعایت نمی کردند به زور به یک باغی و یا حومه شهر می بردند و آن ها با شکنجه به قتل می رساندند و جنازه شان چال می کردند.

فراکسيون سپاه در مجلس نیز بالغ بر 80   نماينده از 290 نماينده مجلس است. در عين حال که سپاه در شوراهای محلی و شهرداری ها، فرمانداری ها و استانداری ها نيز حضور دارد.

محمدحسین صفارهرندی، محمد ناظمی اردکانی،  پرویز کاظمی، داود دانش جعفری، مصطفی پورمحمدی، محمد نجار، سیدمحمد جهرمی، سیدمسعود پورکاظمی، سیدپرویز فتاح، علیرضا طهماسبی و غلامحسین محسنی اژه ای مهم ترین  اعضای کابینه هستند که سوابق نظامی و امنیتی و تروریستی دارند. بررسی ها  نشان می دهند که حدود ۷۰ درصد معاونین وزرای دولت احمدی نژاد از میان فرماندهان  و عناصر سپاه پاسداران انتخاب شده اند و معاونان نیز نظامیان نزدیک به خود را به وزارتخانه ها آورده اند. گفته می شود بیش از ۲۵ هزار تن از مدیران  میانی جایشان را به نیروهای مورد نظر احمدی نژاد داده اند که اغلب شان سوابق نظامی  دارند 

مصطفی پور محمدی، وزیر کشور و محمد باقر ذوالقدر، جانشین فرمانده سپاه  پاسداران را به عنوان معاون سیاسی ـ امنیتی وزارت کشور و قائم مقام خود برگزید و  اکثر استانداران را از بین عناصر وابسته به سپاه انتخاب کرد.

براساس گزارش مطبوعات، یازده  نفر از فرماندهان سپاه و نیروهای انتظامی و چهار نفر از مسئولان سابق سازمان  زندان های کشور از طرف وزیر کشور به عنوان استاندار و فرماندار برگزیده شدند .

سپاه در دولت احمدی نژاد، از وزارتخانه  فرهنگ و ارشاد اسلامی که به صفار هرندی سردار پیشین سپاه سپرده شده تا  وزارت بازرگانی، از سطح وزارت و معاونت تا مدیران اجرائی، از سطح استاندار و  فرماندار تا سطح مدیران محلی حضور گسترده دارد.

 

مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع

سايت خبری «خدمت»، سایت نزديك به احمدی نژاد، شرح زندگی و فعاليت‌ های سياسی - نظامی وزیر دفاع را چنین شرح داده است: مصطفی محمد نجار سال ۱۳۳۵ در تهران متولد شد...

فعاليت ‌ها و سوابق مديريتی و اجرايی وی عبارتند از: 1 - عضويت در سپاه از اواخر سال (1357، از بدو تشكيل سپاه)، حدود ۲۷ سال 2 - حضور در جبهه كردستان و درگيری منطقه نقده (اواخر سال 1357) 3 - مسئول ارزشيابی استان سيستان و بلوچستان (در فرماندهی كل و ستاد مركزی سپاه) 4 - مسئول تعاون كل سپاه در حدود سال ۱۳۶۰ شامل بخش های درمانی، مددكاری، مسكن، تربيت بدنی سپاه در سراسر كشور و ايجاد مراكز درمانی و آسايشگاهی در زمان جنگ در غرب و جنوب كشور و ساير نقاط 5 - ايجاد مراكز آموزشی و درمانی و تجهيز بيمارستان سپاه 6 - از سال ۱۳۶۱ به بعد مسئول منطقه خاورميانه (محور لبنان، فلسطين، كشورها خليج فارس) و حضور در منطقه به طور مرتب علی الخصوص لبنان (با آشنايی به زمان عربی) 7 - حضور در وزارت سپاه از سال ۱۳۶۴ و فعاليت در معاونت صنايع خودكفايی با توجه به رشته تحصيلی (مهندسی مكانيك). (25)

نش ورلد نت دیلی، چاپ آمریکا طی گزارشی در پایگاه اینترنتی خود، خبر داد مصطفی محمد نجار، وزیر جدید دفاع تهران، رابطه ای مستقیم با عملیات بمب گذاری علیه تفنگداران دریايی آمریکا در سال 1983 در بیروت دارد. نش ورلد نت دیلی، نوشت، مصطفی محمد نجار، هنگام عملیات بمب گذاری در تاریخ 23 اکتبر 1983، یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران در لبنان بود... در ژوئیه سال 1987، روزنامه حکومتی رسالت به نقل از محسن رفیق دوست، فرمانده وقت سپاه پاسداران نوشت «هم تی ان تی و هم ایدئولوژی که در یک انفجار، 400 افسر و سرباز را در مقر فرماندهی تفنگداران به جهنم فرستاد، توسط ایران فراهم شده بود

 

صادق محصولی، وزیر نفت پیشنهادی احمدی نژاد

سایت حکومتی آفتاب، سه شنبه 17 آبان 1384، درباره معرفی سردار سپاه «صادق محصولی» در مجلس شورای اسلامی، نوشت: «علی عسگری»، نماینده مشهد و عضو کمیسیون اصل 90 مجلس، گفت: ... چنانچه این سردار میلیاردی و فرمانده  لشگر رای نیاورد، تعامل مجلس دولت در افکار عمومی زیر سئوال می رود.

وی در  پاسخ به سئوالی درباره ثروت محصولی گفت: من ارزیابی از درآمد ثروت ایشان ندارم ولی  او در فراکسیون وفاق قبول کرده که در کار ساخت و ساز بوده و دارای خانه ای «دراندردشت» است.

عسگری در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره پروژه 6.5 میلیارد  تومانی محصولی در مورد نفت تاجیکستان گفت: در کمیسیون اصل 90 گزارشی علیه ایشان قبل  از معرفی اش آمده است که باید پیگیری شود. (26)

آفتاب، 18 آبان 1384، نوشت: در جلسات متعددی که صادق محصولی وزیر  پیشنهادی احمدی نژاد با نمایندگان داشته و به ارائه توضیحات پرداخته است یکی از  نمایندگان عکس منازل مسکونی وی را نشان می دهد و می گوید منازل شما در مناطق اقدسیه  8 میلیارد تومان، سعادت آباد 2 میلیارد تومان، میرداماد 2 میلیارد تومان و پاسداران  و فرمانیه به ترتیب 3 و 2 میلیارد تومان قیمت دارد، حالا شما با عادت کاخ نشینی خود  چطور می توانید خدمت کنید .

محصولی، در پاسخ گفته آنچه امام خمینی(ره) نهی می کرد خوی کاخ نشینی بود، و نه  خود کاخ نشینی. گفتنی است ظاهرا نمایندگان از دفاعیات محصولی راضی شده‌اند. لازم به  ذکر است محصولی از افراد فعال در بساز و به فروش برج های مسکونی است و از این طریق نیز  ثروت کلانی کسب کرده است .

سردار محصولی نیز که قرار بود وزیر نفت شود، در رای گیری مجلس، رای حد نصاب را نیاورد، اکنون مشاور احمدی نژاد است و در کابینه حضور می یابد؟! (27)

 

فساد و اختلاس اقتصادی در دستگاه حکومت اسلامی

سردار قالیباف فرمانده پیشین نیروی انتطامی و شهردار امروزی تهران، در پنجمين همايش سراسرى رابطين اتحاديه تشكل هاى دانشگاه آزاد تهران، در مورد رشوه خوارى در ميان نيروى انتظامى اجبارا اعتراف کرد: «يك هزار نفر از كاركنان ناجا تنها طى يك مرحله به علت رشوه‌ گيرى اخراج شدندوى، گناه رشوه خوارى نيروهاى انتظامى را به گردن مردم انداخت و مدعی شد: «بر اساس بررسی ‌های صورت گرفته، 70 درصد رشوه ‌گيری هاى كاركنان نيروى انتظامى ناشى از تمايل خود مردم و تنها 30 درصد به خواست كاركنان است

بنا به گفته سردار قالیباف، سپاه مستقلا دارای اسکله هائی در خلیج فارس و دریای عمان می باشد. این اظهارنظرهای قالیباف سبب شد که جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران با انتشار نامه سرگشاده به سخنان وی درباره سپاه اعتراض کنند. سایت آفتاب، چهارشنبه 25 خرداد 1384، نوشت: جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نگارش نامه ای سرگشاده نسبت به آنچه که تبلیغات عوامفریبانه قالیباف، صرف هزینه های هنگفت، زیر سئوال بردن سابقه نظامی و انتقاد ناجوانمردانه نسبت به دستاوردهای انقلاب خوانده اند، به شدت اعتراض کرده و وی را مورد انتقاد قرار دادند...

ایزد پناه، سخنگوى ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى در مصاحبه ‌اى تفصيلى به تشريح جزئيات «گزارش نهايى ستاد هماهنگى مبارزه با مفاسد اقتصادى» كه گزارش آن به شخص رهبر اطلاع داده شده است پرداخت و از كشف 3000 ميليارد ريال فساد اقتصادى در 11 شركت وزارت نفت خبر داد. ايزدپناه، در ادامه از كشف حدود 3000 ميليارد ريال سوء جريان مالى و فساد اقتصادى در عملكرد مالى شركت ‌هاى نفتى چون پتروپارس، مهندسى صنايع نفتى ايران، (OIEC ) شركت مهندسى و ساخت تاسيسات دريايی، شركت ‌خطوط لوله و مخابرات نفت ايران، شركت بازرگانى پتروشيمى بين‌المللی ‌(PCCI )، شركت ‌بازرگانى پتروشيمى ايران (IPCC)، شركت منطقه ‌اى ويژه اقتصادى انرژى پارس (يرليت)، شركت كالاهاى لندن، شركت پالايش نفت شيراز و اصفهان و شركت ‌هاى پتروشيمى (خارك، مبين، فجر، بوعلى سينا، تندگويان، اميركبير، كارون، مهندسى توسعه پتروشيمى) از سوى سازمان بازرسى كل كشور در بررسى وضعيت صنعت نفت خبر داد. (28)

در سال های اول دوره دوم رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی، زمانی كه سر و صدای مردم از سوء استفاده ها و چپاول های كلان مقامات ارشد دولتی و آقازاده ها بلند شده بود، پرونده پر سر و صدايی به نام «اختلاس 123 ميليارد تومانی» تشكيل شد كه در آن متهمان اصلی دو نفر به نام های مرتضی رفيق دوست (برادر محسن رفيق دوست)، وزير پيشين سپاه پاسداران و رئيس بنياد مستضعفان و فاضل خداداد بودند.

رئيس مجمع ويژه مبارزه با مفاسد اقتصادی روز سه شنبه 19 مهر ماه 1384 به خبرنگاران گفت كه متهم اين پرونده يك جوان 29 ساله، ديپلمه رياضی و فيزيك و كارمند ساده و سابق بانك توسعه صادرات است و اين فرد در سال های 80 - 79 (يعنی زمانی كه 25 - 24 ساله بوده) به اتهام تصرف غير مجاز در اموال دولتی در بانك توسعه صادرات محكوميت يافته و به خاطر برخورد هيات تخلفات اداری بانك مربوطه با وی، مجبور به استعفا شده بود كه بعد از استعفا از بانك وارد فعاليت های اقتصادی ناسالم شده است. او در شروع كار خود اقدام به ثبت 50 شركت در داخل و سه شركت در خارج نموده كه همگی اين شركت ها موهوم بوده و وجود خارجی نداشته و با انتخاب يكی از شعبه هاي بانك رفاه كارگران اقدام به گشايش اعتبار كرده است و از اين طريق در طول دو سال نزديك به 240 ميليون دلار معادل 200 ميليارد تومان از اين بانك تسهيلات دريافت كرده است و پول های به دست آورده را عمدتا صرف خريد ملك و افزايش دارايی خود كرده است. (29)

شهرام جزايری، تاجر جوانی که محاکمه او به اتهام فساد اقتصادی دستگیر شده، در دادگاهی در تهران، در دفاعيات خود گفت که مبالغ زيادی پول به عنوان کمک به برخی نمايندگان مجلس پرداخته است.

شهرام جزايری که متهم رديف اول در پرونده مفاسد اقتصادی است در ابتدای دفاعيات خود اظهار داشت: «در کارهای گسترده اقتصادی و تجاری شركت هايی كه تحت كنترل من بوده، اگر هم اشتباهی صورت گرفته، با نيت و قصد اخلال نبوده كه اميدوارم بعد از اثبات، مورد عفو قرار گيرم

جزايری ادامه داد: «من با مسئولين همكاری صادقانه داشته ‌ام و مبالغی كه به آن ها داده ‌ام بدون هيچ چشمداشتی بوده، رشوه نبوده و صرفا بر مبنای رابطه‌ دوستی و آشنايی بوده است

او در مورد نحوه ارتباط خود با نمايندگان مجلس،گفت: «من مشاور فنی كميسيون اقتصادی مجلس بوده ‌ام و خود را به عنوان خادم موثق نظام می ‌دانم

جزايری تاكيد كرد که با مسئولين، از جمله نمايندگان مجلس، ارتباط داشته اما پولی ندادم كه برايم كاری انجام شود. اگر هم چيزی از من خواسته اند به حساب آشنايی و دوستی پرداختم. رييس دادگاه در اين هنگام از شهرام جزايری خواست که بگويد به چه كسانی پول پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری ايسنا، جزايری در اين هنگام با صدای بلند گفت: «مبلغ 550 ميليون تومان به يكی از دوستان جديدم به نام آقای سيدهادی خامنه ‌ای (نماينده مجلس و برادر رهبر ايران)، مبلغ 170 ميليون تومان به آقای الهياری، نماينده كرمانشاه و همچنين مبلغی هم برای كمك به مردم تنكابن به آقای صابری، نماينده تنكابن در مجلس داده ‌ام

ايسنا، در ادامه می افزايد: جزايری با گريه ادامه داد «خدمت آيت الله محمد گلپايگانی (مسئول دفتر رهبر) مبلغی را به دفتر مقام معظم رهبری دادم. من آقا را دوست دارم ولی ايشان ما را قابل ندانستند

جزايری ياد آور شد: «به من گفتند چرا به سياسی ها كمك می ‌كنی؟ به دفتر رهبری كمك كن كه صرف امور خيريه شود. اما دفتر ايشان چك من را پس فرستادند و دو هفته بعد من دستگير شدم

جزايری در ادامه با اشاره به مبلغی كه ماهيانه برای بيمه ‌های ائمه جماعات پرداخت كرده بود، گفت: «من اينكار را به درخواست آيت الله انوری كردم و وقتی سازمان بازرسی وام‌ های شركت های زنجيره ‌ای را به من وصل كرد، خدمت آيت الله انوری رفتم و گفتم، اگر من تخلف كرده ‌ام كمكم كنيد

شهرام جزايری در مورد ارتباط خود با شاهی عربلو، عضو كميسيون اقتصادی مجلس گفت: «او به منزل ما در دوبی آمد و در ميهمانی كه شاهی عربلو و همكاران كميسيون اقتصادی مجلس مثل آقايان عزيزی، جماعتی و عبدالهی، به دعوت من در آن جا بودند، به رسم هديه و بدون هيچ نيتی به هر كدام يک دستگاه تلويزيون و يك دستگاه تلفن همراه دادم كه بعد هم جارو جنجال بپاشد كه جزايری به كميسيون اقتصادی رشوه داده است.» (30)

طبق گزارش روز دوشنبه هجدهم نوامبر 2002 خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، تعدادی از فرزندان روحانيون معروف جمهوری اسلامی و مديران تعدادی از بانک ها و سازمان های دولتی در ميان افرادی هستند که به واسطه ارتباط با اين پرونده يا دريافت پول از شهرام جزايری به زندان و جريمه نقدی محکوم شده اند.

نام مهدی مقتدايی، پسر آيت الله عبدالحسين مقتدايی، دادستان سابق کل کشور و محمد دری نجف ‌آبادی، فرزند حجت الاسلام دری نجف آبادی، وزير سابق اطلاعات و رييس فعلی ديوان عدالت اداری، در ميان محکوم شدگان است. اتهام اين دو نفر، اعمال نفوذ برخلاف حق و شركت در تحصيل مال نامشروع بوده است. (31)

جزايری، در ادامه موجی که در سال 1380 تحت عنوان برخورد با فساد اقتصادی در ايران به راه افتاد به دادگاه فراخوانده و مورد محاکمه قرار گرفت. در سال گذشته گفته شد که وی از دست مامورین فرار کرده و به خارج رفته است. سپس گفتند که سازمان اطلاعات وی را در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس دستگیر و به ایران انتقال داده است. در واقع پرونده جزایری، یکی از ان پرونده های مرموزی است که به دلیل کشکمکش و رقابت جناح های حکومتی بر روی دست قوه قضایی حکومت اسلامی مانده است؟!

 

ادعاهای فرمانده کل سپاه پاسداران در مورد قدرت تجهیزات نظامی سپاه

بنا به خبرگزاری حکومتی فارس، جمعه 26 مرداد 1386، به نقل از شبکه جهانی جام جم، سردار سرلشکر رحيم صفوی، فرمانده وقت سپاه، درباره توان و قدرت سپاه گفت: سپاه پاسداران هم اکنون يک قدرت بزرگ دفاعی و تهاجمی در سطح خاورميانه است و ما با دسترسی به فناوری پيشرفته، آموزش و تجهيز نيروهايمان به پيشرفته ترين تجهيزات دفاعی و هجومی به خوبی قادر به دفاع از سرزمين، ملت و منافع ملی خودمان هستيم، البته ما پس از اشغال نظامی افغانستان و عراق، دکترين و راهبرد خود را تغيير داديم و براساس مقابله با قدرت های فرا منطقه ای بخصوص سامانه های تهاجمات هواپايه و درياپايه سپاه را تجهيز کرده ايم. صفوی ادامه داد: هم اکنون سپاه پاسداران در بخش سامانه های موشکی بالستيک زمين به زمين با برد ۲ هزار کيلومتر به پيشرفته ترين سلاح های دوربرد هدايت شونده با سامانه های متعدد مجهز است. وی افزود: در بخش سلاح های پدافند هوايی نيز به يکی از پيشرفته ترين سلاح های موشکی پدافند زمين به هوا به نام (تور ام يک) مجهز شده ايم و سامانه های موشکی ساحل به دريای ما همه عرض و طول خليج فارس و دريای عمان را می تواند زير پوشش ببرد و هيچ ناو و شناوری از خليج فارس نمی تواند عبور کند، مگر اين که در تيررس موشک های ساحل به دريای ما قرار گرفته باشد. وی افزود: ما چندين هزار قايق تندروی موشک انداز در منطقه خليج فارس داريم و يک قدرت بزرگ دفاعی و هجومی را در خليج فارس سامان داده ايم.

فرمانده سابق کل سپاه پاسداران، درباره توان نيروی مقاومت بسيج گفت: نيروی مقاومت بسيج ۱۲ ميليون نيروی بسيجی را سازماندهی و آموزش داده که در قالب ۲۵۰۰ گردان عاشورا فعاليت می کنند. ما دفاع مسطح يا دفاع موزاييکی را در ايران سامان داده ايم. يعنی هر روستايی، هر شهری و هر مکانی که جمعيتی در آن زندگی می کنند اعضای عضو بسيج آن شهر يا جمعيت از مکان خودشان می توانند دفاع کنند.

وی ادامه داد: از اين طريق نيروی مقاومت بسيج يعنی اين ۱۲ ميليون نفر می توانند دفاع از کوی و برزن، دفاع از روستای خودشان و دفاع از محل خودشان را ساماندهی کنند، ولی ما در ۵ لايه ارتباطات مخابراتی و الکتريکی با همه نيروهای بسيج تعامل داريم.

وی درباره توان نيروی زمينی سپاه گفت: سپاه پاسداران در بخش نيروی زمينی هم اکنون از پيشرفته ترين تجهيزات زرهی، مکانيزه، موشک های زمين به هوا و از قدرت مانور بسيار بالايی برخوردار است، به گونه ای که گردان های نيروی زمينی سپاه گردان هايی هستند که هم می توانند با هلی کوپترها بجنگند و هم با واحدهای زرهی و موشک هايی که بسيار پيشرفته تر از موشک های تاو قديم است.

پيشرفته ترين تانک ها در سطح مرکاوای اسرائيل يا تانک های آبراهام آمريکايی را مورد هدف قرار دهند، يعنی به راحتی در واحدهای زرهی اسرائيلی يا آمريکايی که پيشرفته هستند نفوذ می کند. (32)

 

بودجه نهادهای سیاسی - تبلیغی مذهبی

در حالی که در دو سال گذشته، با افزایش بی سابقه قیمت نفت، فقط از منبع فروش نفت خام حدود 120 میلیارد دلار به خزانه حکومت اسلامی سرازیر شده است، این درآمد از منبع فروش نفت خام در دو سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، چندین برابر دوره های قبل بوده است. اما با وجود این، دستمزدها هیچ تناسبی با تورم و گرانی فزاینده نداشته و اکثریت مردم ایران فقیر و فقیرتر شده اند. بی کاری به رقم بالایی رسیده است. گرانی و تورم نیز کمرشکن شده است. در واقع سهم مردم از این درآمد عظیم، جز فقر و نداری و سرکوب چیز دیگری نبوده است. اما بودجه نهادهای مذهبی، به طور بی سابقه ای بالا برده شده است.

ارقام بودجه نهادهای سياسی و مذهبی در لايحه سال 1385:

سازمان تبليغات اسلامی 111 ميليارد و 930 ميليون؛ مرکز تحقيقات کامپيوتری علوم اسلامی 2 ميليارد تومان؛ بنياد دايره المعارف اسلامی 2 ميليارد تومان؛ موسسه دايره المعارف فقه شيعه 2 ميليارد تومان؛ مرکز جهانی علوم اسلامی 19 ميليارد و 783 ميليون تومان؛ مجمع جهانی اهل بيت 5 ميليارد و 418 ميليون تومان؛ مجمع جهانی تقرب مذاهب اسلامی 2 ميليارد و 945 ميليون تومان؛ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی 38 ميليارد و 325 ميليون تومان؛ مرکز خدمات حوزه های علميه 23 ميليارد و 36 ميليون تومان؛ مرکز خدمات حوزه علميه قم 35 ميليارد تومان؛ حوزه های علميه خواهران 10 ميليارد و 154 ميليون تومان؛ مرکز مديريت حوزه علميه 6 ميليارد تومان؛ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی 3 ميليارد و 500 ميليون تومان؛ شورای هماهنگی تبليغات اسلامی 2 ميليارد و 555 ميليون تومان؛ دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم 23 ميليارد و 880 ميليون تومان؛ نهاد نمايندگی مقام معظم رهبري در دانشگاه ها 12 ميليارد و 138 ميليون تومان؛ کتابخانه آيت الله مرعشی 1 ميليارد و 166 ميليون تومان؛ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی 3 ميليارد و 313 ميليون تومان؛ سازمان تبليغات اسلامی 29 ميليارد و 971 ميليون تومان؛ سازمان صدا و سيما 326 ميليارد و 520 ميليون تومان؛ کميته امداد امام خمينی 1007ميليارد و 645 ميليون تومان؛ برنامه نظارت شورای نگهبان 10 ميليارد و 560 ميليون تومان؛ شورای نگهبان 18 ميليارد و 439 ميليون تومان؛ اعتبار طرح های مربوط به سفرهای مقام رهبری 175 ميليارد تومان؛ اعتبار طرح های مربوط به سفر رئيس جمهور 70 ميليارد تومان؛ نهاد رياست جمهوری (کمک به افراد حقيقی و حقوقی) 60 ميليارد تومان؛ جمع کل 1982 ميليارد و 548 ميليون تومان.

ارقام و اعداد لايحه بودجه سال 1385 در ظاهر حاكی از افزايش 23 درصدی بودجه كل كشور نسبت به سال 84 است (195 هزار و 657 ميليارد تومان برای سال 85 نسبت به 158 هزار و 998 ميليارد تومان مصوب سال 84)

این در حالی است که وزرات آموزش و پرورش و بهداشت و درمان با کسر بودجه روبرو است. ايسنا، 22 آبان ماه 1386، درباره کسر بودجه آموزش و پرورش نوشت، معاون برنامه ‌ريزى و توسعه مديريت نيروى انسانى آموزش و پرورش با اشاره به كسرى بودجه دو هزار و 100 ميليارد تومانى آموزش و پرورش، گفت: قطع پاداش 56 ميليارد تومانى نيروهاى مناطق محروم، قطع پاداش 176 ساعت دوره ‌هاى ضمن خدمت معلمان و همچنين كاهش 10 درصدى اعتبارات مالى حق‌ التدريس از راه ‌هاى جبران اين كسرى است كه مجموع اين موارد تنها 216 ميليارد تومان از كسرى بودجه آموزش و پرورش را جبران می ‌كند.

معاون برنامه ‌ريزى و توسعه مديريت نيروى انسانى آموزش و پرورش، در ادامه سهم آموزش و پرورش كشورهاى جهان از بودجه عمومى را به طور ميانگين بيش از 16 درصد و در برخى كشورها 20 درصد خواند و در پاسخ به سئوال ايسنا، مبنى بر ميزان اين سهم در ايران، گفت: در سال 1370 سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومى حدود 19 درصد و به طور ميانگين در سال‌ هاى 73 تا 80، 6/15 درصد بود، اما در برهه‌ هاى بعدى به تناسب مشكلات دولت و با توجه به متغيير بودن قيمت نفت كه اولين تاثير آن بر روى آموزش و پرورش است، اين عدد به شكل قابل محسوسى نوسان پيدا كرد.

وى، با اشاره به اين كه سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومى در سال‌هاى 82 تا 84 به كم تر از 10 درصد رسيد، اين سهم را با توجه به رشد بودجه ‌اى آموزش و پرورش در سال هاى 85 و 86 حدود 12 درصد برشمرد.

محدث خراسانى، در پاسخ به سئوال ايسنا مبنى بر ميزان دقيق كسرى بودجه آموزش و پرورش عنوان كرد: آموزش و پرورش دو هزار و 167 ميليارد تومان در بخش ساير فصول و حدود 300 ميليارد تومان نيز در فصل اول يعنى بخش حقوق معلمان و در مجموع دو هزار و 400 ميليارد تومان كسرى بودجه دارد. (33)

بخش پایانی - در بحران شماره بعد

لینک به بخش نخست (بحران شماره 4)

لینک به بخش دوم (بحران شماره 6)

منبع: سایت بحران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:57  توسط بهرام رحمانی  | 

 

از بس واسه هیچ و پوچ رنج کشیدیم دیگه ذله شدیم

واسه زندگی کردن پاک آس و پاسیم؛

هیچ وقت نشده که یه ساعت فرصت فکر کردن داشته باشیم

می­خواهیم تابش آفتاب را حس کنیم:

می­خواهیم گل بو کنیم

 

این شعر را کارگران اعتصابی آمریکا در اوایل قرن نوزده می­خواندند. اکنون از 8 مارس 1908 که زنان کارگر نساجی نیویورک در اعتراض به ساعات کار طولانی، دست­مزد کم، متوقف کردن کار کودکان و بهبود شرایط کار و زندگی بهتر، دست به اعتصاب زدند، صد سال می­گذرد.

 

کارفرما تلاش کرد از همبستگی سایر کارگران با اعتصابیون جلوگیری کند، درهای کارخانه را بست که سرانجام در اثر آتش سوزی، 129 کارگر زن اعتصابی جان باختند و تنها تنی چند از اعتصابیون از این آتش­سوزی جان سالم به در بردند. مبارزه کارگران جهان، به ویژه زنان و حقوق برابر آنان با مردان با جدیت در انترناسیونال اول و دوم پیگیری می­شد.

 

کلارا زتکین،، یکی ار رهبران کمونیست آلمانی، در دومین کنفرانس بین­المللی زنان سوسیالیست در تاریخ 27 اگوست 1910 در کپنهاک دانمارک که در آن 100 زن نماینده از 17 کشور شرکت کرده بودند، پیشنهاد 8 مارس به عنوان «روز جهانی زن» را داد که مورد تصویب قرار گرفت. قرار شد در 8 مارس هر سال زنان به خیابان بیایند و در راستای تحقق حقوق خود دست به راهپیمایی بزنند.

 

بعد از یک سال مبارزه، جنبش جهانی زنان در مبارزه تنگاتنگ با جنبش سوسیالیست کارگری محورهای مبارزه خود را چنین اعلام کرد:

1-     مزد برابر برای کار برابر 2- برابری در بازار کار 3- و تقویت مبارزه علیه تبعیض.

 

بعدها موارد دیگری هم­چون مبارزه برای فرصت­های شغلی برابر، حق رای برای زنان، حمایت قانونی و تامین اجتماعی به آن اضافه شد. بنابراین، هشت مارس، روز جهانی زن، در اثر مبارزه مشترک و پیگیر گرایش سوسیالیست کارگری درون جنبش کارگری علیه هرگونه ستم و نابرابری و استثمار سرمایه­داری و طبقاتی تحقق یافته است.

 

در حالی ما به استقبال صدمین سال هشت مارس می­رویم که هنوز زنان، حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی حقوق برابر در ازای کار برابر با همکاران مرد خود ندارند و در سراسر جهان به طور نسبی در برابر کار برابر بین 50 تا 90 درصد مزد مردان به زنان پرداخت می­شود. فقر در جهان «زنانه» شده است. کار کسالت­آور خانگی بسیاری از زنان را خانه­نشین کرده است و یا پس از کار روزانه آن­ها باید به کارهای خانه نیز برسند. مردسالاری که زاییده سیستم سرمایه­داری و طبقاتی است از قدرت ویژه و حتی از حمایت­های بی­دریغ دولت­ها نیز برخوردار است.

 

برای اولین بار در ایران، زنان عضو حزب کمونیست ایران، در سال 1921 روز جهانی زن را در انزلی جشن گرفتند. اتحادیه غیبی زنان در انقلاب مشروطیت فعال بود و شبکه­ای از زنان در شهرهای مختلف تشکیل داده بود و تظاهرات بسیاری را سازمان می داد. به ویژه در انقلاب 1357 مردم ایران، زنان جان­فشانی­های زیادی از خود نشان دادند اما پس از پیروزی انقلاب و با قدرت­گیری گرایش ارتجاعی اسلامی، حمله به زنان آغاز شد و بیست و نه سال است که سرکوب سیستماتیک زنان توسط حکومت اسلامی در جریان است. اما زنان، مرعوب این فضای رعب و وحشت حکومت اسلامی نشده­اند و هم­چنان به مبارزه آزادی­خواهانه و برابری­طلبانه خود ادامه می­دهند.

 

نگاهی کوتاه به کارنامه سیاه و خرافی پرست این حکومت نشان می دهد که:

حکومت اسلامی زن ستیز است، در همه زمینه­ها. زنان حق طلاق ندارند. زنان فاقد هر حقی در مورد فرزندان خویش­اند. حتی سرپرستی فرزندانشان... الیگارشی آخوندی تبعیض در دانشگاه­ها را جنبه قانونی داده است و تحت عنوان سهمیه جنسیتی حقوق طبیعی زنان صاحب اندیشه را تضییع می­کند.

 

به بهانه آخوند ساخته «مفاسد اجتماعی» و «بد حجابی»، زنان ایران همواره مورد توهین، تحقیر و ایذاء و آزارهای روانی و جسمی قرار می­گیرند. در زمینه­های حقوقی و ارث، زنان نیم مردان محسوب می­شوند. زنان از فعالیت در بسیاری مشاغل و رقابت در عرصه­های اجتماعی، سیاسی و ورزشی منع شده­اند.

 

امروز مبارزه در جهت رهایی زن، یکی از عرصه­های مهم آزادی جامعه است. به بیان دیگر اگر در جامعه­­ای زنان آزاد و حقوق برابر با مردان نداشته باشند در آن جامعه، آزادی گوهری نایاب است.

 

ما روز هشت مارس را به همه زنان و مردان آزادی­خواه و برابری­طلب شادباش می­گوییم و از مبارزات شجاعانه و حق­طلبانه آنان پشتیبانی می­کنیم. به امید این که جامعه­ای در ایران بسازیم که عاری از هرگونه سرکوب و سانسور، ستم و تبعیض، و بهره­کشی باشد.

 

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

مارس 2008

kanoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 10:9  توسط بهرام رحمانی  | 

آنچه که در زیر ملاحظه می­کیند سخنان بهرام رحمانی در میدان سرگلستوری و «مینت توریت» است:

 

من از طرف خودم و از طرف کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران، از همه شما به خاطر حضورتان در این تظاهرات آن هم در این هوا سرد و بارانی تشکر می­کنم.

 

ما حدود یک ساعت دیگر از این میدان که هزاران نفر در اطراف حلقه زده­اند و توجه­شان به این حرکت ما جلب شده است؛ پس از راهپیمایی در خیابان­های مرکزی و شلوغ شهر، به حرکت خود در «مینت توریت»، خاتمه خواهیم داد.

 

حرکت­های پشتیانی از جنبش دانشجویی ایران در داخل و خارج کشور، با دستگیری دانشجویان در 11 آذر ماه امسال آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد. تاکنون نیروهای آزادی­خواه، نهادهای دمکراتیک، سازمان­ها، احزاب چپ و سوسیالیست اقدامات متنوعی را برای آزادی دانشجویان و کارگران دربند سازمان­دهی و برگزار کرده­اند. از جمله به درخواست دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب، یک کمپین سراسری در 28 دسامبر 2007، در خارج کشور برگزار شد که ما و نیروها و سازمان­های آزادی­خواه و کمونیست در همین میدان آکسیونی را برگزار کردیم که در آن حدود 300 نفر شرکت کرده بودند. دومین فراخوان دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب برگزاری کمپین سراسری 16 فوریه بود. حرکت امروز ما که با فراخوان تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران برگزار می­شود، در ادامه کمپین­هایی است که برای آزادی فعالین جنبش دانشجویی، کارگران، زنان و روزنامه­نگاران در جریان است. بنابراین، یک وجه مبارزه روتین و دایمی ما به عنوان حزب کمونیست ایران در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی حکومت کارگری با روابط و مناسبات شورایی، برگزاری آکسیون­هایی با هدف افشای حکومت اسلامی در نزد افکار عمومی مردم جهان و جلب حمایت و پشتیبانی از جنبش­های برابری­­طلب و عدالت­خواه جامعه ایران است.

 

پرچم آزادی­خواهانه و عدالت­خواهانه­­ای که امروز جنبش دانشجویی برافراشته است پرچم مردم آزادی­خواه و سرکوب شده کل جامعه ایران است. دانشگاه سنگر مهمی برای آزادی و برابری، و مرکزی برای بیان خواست­ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیشرو و رادیکال است. از سال 1332، به دنبال کودتای 28 مرداد و به ویژه پس از حمله 16 آذر نیروهای حکومت نظامی شاه به دانشگاه تهران و کشتن سه تن از دانشجویان، 16 آذر به روز دانشجو معروف شد. دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب و سوسیالیست هر سال 16 آذر را به یک روز اعتراضی بر علیه حکومت و در دفاع از مطالبات صنفی - سیاسی خود و جامعه تبدیل می­کنند.

 

بدین ترتیب، حکومت پهلوی از 16 آذر 1332 نتوانست جای پایی در دانشگاه­های ایران داشته باشد. دانشجویان در انقلاب 1357 مردم ایران، شرکت فعال داشتند. حکومت اسلامی که از دل چرکین حکومت پهلوی بیرون زده بود سرکوب خونین انقلاب بهمن را با حمله ترکمن صحرا، کردستان، حمله به تجمعات زنان، کارگران، دانشجویان، انحلال احزاب و سازمان­هایی سیاسی، بستن رسانه­ها و... آغاز کرد. حکومت اسلامی، با طرح ارتجاعی «انقلاب فرهنگی» دانشگاه­ها را در سال 1359 بست. در واقع حکومت پهلوی که در سرکوب انقلاب مردم و جنبش­های اجتماعی ناکام مانده بود حکومت اسلامی به وحشی­ترین و خشن­ترین شکلی به سرانجام رساند. حکومت اسلامی هنگامی که در سال 62 دانشگاه­ها را باز کرد ده­ها هزار نفر از اساتید و دانشجویان چپ و سکولار و سوسیالیست دانشگاه­های سراسر کشور را پاکسازی کرده بود و خرافات مذهبی را نیز در دروس درسی گنجانده بود. سران حکومت اسلامی، ارگان سرکوبی را به نام «دانشجویان خط امام» به وجود آوردند تا نقش کنترل پلیسی را در دانشگاه­ها ایفا کند. آن­ها ارگان مشابهی را نیز به نام «خانه کارگر» و «شوراهای اسلامی کار»، در کارخانه­ها و کارگاه­ها برای کنترل کارگری به وجود آوردند. دانشجویان خط امام بعدها به «دفتر تحکیم وحدت» تغییر نام داد.

 

دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب و سوسیالیست موجودیت علنی خود را در سال 1382 به نمایش گذاشتند. در خرداد ماه سال 1382، اعتراضات گسترده­ای در دانشگاه­های تهران آغاز شد و سپس به بسیاری از دانشگاه­های شهرهای کشور نیز رسید. دانشجویان دانشگاه تهران، یک حرکت اعتراضی را در کوی دانشگاه تهران برگزار کردند. جنبش دانشجویی که از 18 تیر 1378 با حمله به دانشگاه تهران و تبریز، وارد اعتراض پنج روزه شد، شدیدا سرکوب گردید به بازبینی خود پرداخت. این جنبش در آن دوران، به تدریج از توهمات دو خردادی، نهضت آزادی، مشارکتی و... دور شد. دانشجویان در این سال، برای اولین بار بر علیه کلیت حکومت اسلامی موضع گرفتند. و ارزیابی­شان از جریان «اصلاح طلبی» درون حکومت نیز این بود که هیچ دستاوردی به جز تداوم خفقان و سرکوب و فقر و فلاکت نداشته است. دانشجویان چپ و سوسیالیست برای اولین بار حضور موثر خود را در اعتراضات نشان دادند. در 16 آذر همان سال، برای اولین بار دانشجویان چپ پلاکاردهای سرخ «آزادی، برابری»، «سوسیالیسم یا بربریت»، «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» و پلاکاردهایی که در حمایت از جنبش کارگری و جنبش زنان برافراشته بودند بسیار برجسته بود. با وجود خفقان و سانسور شدید دانشجویان سوسیالیست سایت­ها، نشریات، وبلاگ­های خود را تاسیس کردند. دانشجویان چپ و کمونیست از جمله نظریات مارکس، انگلس، لنین و... جنبش کارگری و انقلاب را در سطح گسترده­ای تبلیغ کردند. این سیر تحولات جنبش دانشجویی از همین تاریخ با سرعت هر چه بیش­تری به پیشروی خود ادامه داد. هر روز تعداد زیادی از دانشجویان به این جریان پیوستند. همچنین در دانشگاه­های زیادی در سراسر کشور، دانشجویان چپ اعلام موجودیت ­کردند. نقش دانشجویان چپ و سوسیالیست در 16 آذر 1383 نسبت به سال قبل گسترده­تر بود. در آن سال خاتمی، رییس جمهور وقت به مناسبت 16 آذر به دانشگاه تهران آمده بود که سخنرانی وی توسط دانشجویان چپ به محاکمه حکومت و خاتمی تبدیل شد، به طوری که خاتمی با اهانت و فحاشی به دانشجویان سالن چمران دانشکده فنی را ترک کرد. 16 در سال 1384 و 1385 با شعارهای چپ و برابری­طلبانه برگزار گردید. در این دوران مرزبندی جنبش چپ دانشجویی با گرایشات لیبرال و رفرمیست نیز شفاف­تر شد. همچنین در این دو سال گذشته، دانشجویان چپ، دو بار احمدی­نژاد رییس جمهوری تیرخلاص زن حکومت اسلامی را از دانشگاه فراری داده­اند و تصاویر او را در مقابل چشمانش سوزانده­اند.

 

حکومت اسلامی در مقطع 16 آذر امسال، با دستگیری فعالین و رهبران چپ جنبش دانشجویی این تصور را داشت که جلو برگزاری حرکت­های اعتراضی 16 آذر را بگیرد. اما این تصور سران حکومت خوش خیالی بیش نبود و با شکست مواجه شد. زیرا دانشجویان تمام دانشگاه­های کشور برای آزادی رفقای خود و در محکومیت حکومت حرکت­های گسترده­ای را سازمان دادند. بدین ترتیب، جنبش دانشجویی گام مهم دیگری به سوی سیاست­های رادیکال و چپ و سوسیالیستی برداشت.

 

در روزهای اخیر دو حرکت دانشجویی بسیار برجسته بوده است. در تجمع اعتراضی روز چهارشنبه گذشته، دانشجویان دانشگاه شیراز، هزاران دانشجو شرکت داشتند. این تجمع اعتراضی از ساعت 9 صبح با خواست­هایی نظیر برکناری «صادقی» رییس دانشگاه و دانشگاه پادگان نیست و... شروع شد و تا ساعت 6 بعد از ظهر ادامه یافت.

 

قبل از این نیز بیش از سه هزار نفر از دانشجویان دانشگاه­های صنعتی، آزاد و غیرانتفاعی شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفی، آموزشی و سوء­مدیریت و... پس از سه روز تحصن در دانشگاه آزاد، شنبه و یک­شنبه هفته گذشته در یکی از خیابان­های اصلی شاهرود تجمع کردند و پیگیری خواسته هایشان شدند.

 

تجمع دانشجویان که از ساعات ابتدایی روز شنبه آغاز شده بود تا ساعات پایانی شب ادامه یافت. نیروهای گارد ویژه ضد شورش، نیروهای امنیتی و پلیس شاهرود در اطراف تجمع دانشجویان مستقر شده بودند. در این لحظات، «کاظم جلالی» نماینده شاهرود در مجلس هفتم، در بین دانشجویان حاضر شد و سعی نمود با راضی کردن دانشجویان به تجمع، پایان داده شود اما موفق نشد. رفته رفته مردم نیز به این حرکت اعتراضی دانشجویان پیوستند. ساعت 8 شب، دانشجویان به سوی دانشگاه راهپیمایی نمودند و در صحن دانشگاه صنعتی به اعتصاب خود ادامه دادند. در روز یک­شنبه نیز دانشجویان در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود، به اعتراض خود ادامه دادند. علاوه بر این دو حرکت اعتراضات در دانشگاه­های شهر دیگر نیز به عناوین مختلف در جریان بوده که همگی نشان­دهنده قدرت رهبران و فعالین این جنبش در سازمان­دهی و هدایت حرکت­های اعتراضی است.

 

یکی از ویژه­گی­های مهم فعالین جنبش دانشجویی در سال­های اخیر، جهت­گیری طبقاتی آنان است. شرکت آن­ها در اعتراضات کارگری و برگزاری کمپین­هایی در دانشگاه­ها برای آزادی محمود صالحی، این رهبر جنبش کارگری ایران که از 20 فروردین سال گذشته در زندان بسر می­برد و با وجود بیماری شدید، حتی مانع معالجه وی می­شوند؛ منصور اسانلو با وجود این که چشم وی مورد عمل جراحی قرار گرفته، اما او را از زندان آزاد نمی­کنند؛ یا حضور فعالین جنبش دانشجویی در اعتراضات زنان. امروزه برگزاری هر چه با شکوه­تر گرامی داشت­های 16 آذر، روز دانشجو، هشت مارس، روز جهانی زن، اول ماه مه روز جهانی کارگر، امر مبارزه مهم و روتین جنبش دانشجویی در دانشگاه­های سراسر ایران است. به عنوان نمونه، می­توان به دستگیری 14 دانشجو توسط نیروهای امنیتی در جریان اعتصاب کارگران شرکت واحد تهران اشاره کرد. همه این اقدامات جهت­گیری سوسیالیستی دارد و شعارهایی نظیر «سوسیالیسم یا بربریت»، «لغو آپارتاید جنسی»، «جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری و زنان است»، «مرگ بر دیکتاتور»، «آزادی برابری» و... نیز به شکل زنده­تری این جهت­گیری جنبش دانشجویی بر علیه ستم و استثمار سرمایه­داری در اتحاد با جنبش کارگری را به نمایش می­گذارند.

 

امروزه جنبش­های اجتماعی ایران به جایی رسیده­اند که سرکوب هم جانبه آن­ها مانند سال­های 60 و 70 امکان­پذیر نیست. بنابراین،اقدامات وحشیانه حکومت اسلامی بر علیه فعالین این جنبش­ها و بگیر و به بندهایی که با هدف آفریدن رعب و وحشت در جامعه راه انداخته است نه نقطه قوت سران این حکومت، بلکه بر عکس ترس آن­ها را به نمایش می­گذارد.

 

لازم به تاکید است که بیست و نه سال تجربه مبارزاتی در زیر سانسور و خفقان و سرکوب حکومت اسلامی،  نشان داده است که سران این حکومت، با زبان خوش خواست­ها و مطالبات جنبش­های اجتماعی به خصوص جنبش دانشجویی را نمی­پذیرند. بنابراین، با سیاست­های اعتدالی و رفرمیستی و لیبرالی نمی­توان این حکومت را به عقب­نشیتی وادار کرد. تنها با استراتژی سوسیالیستی و با اتخاذ سیاست­های رادیکال و با اتحاد و قدرت اجتماعی توده­ها، باید خواست­ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به حکومت اسلامی تحمیل کرد و از این طریق راه را برای انقلاب اجتماعی هموار ساخت.

 

یک مسئله دیگری که در این روزها اتفاق افتاده و کومه­له­(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) نیز در این مورد اطلاعیه­ای منتشر کرده، حمله ارتش سرکوبگر دولت فاشیستی ترکیه به کردستان عراق با هدف سرکوب «پ.ک.ک» است. رفیق رحیم، در این مورد صحبت کردند. بنابراین، من فقط کوتاه به این مسئله اشاره می­کنم.

 

دولت ترکیه اهداف فراتری را از این یورش نظامی به کردستان عراق، علاه بر سرکوب «گریلاهای پ.ک.ک» تعقیب می­کند. اولا، جمهوری ترکیه از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا و حامیانش سهم بیش­تری می­خواهد. دوما، انتخابات شهر نفت­نیز کرکوک برای دولت ترکیه مهم است. سوما، یکی دیگر از اهداف دولت اسلامی ترکیه از این حمله، جواب­گویی به رقابت­های سیاسی داخلی خود و همچنین با ارتش است. و به علاوه نهایتا چهارم، این که دولت ترکیه در تلاش است از تثبیت دولت کرد در کردستان عراق جلوگیری کند. زیرا این مسئله برای دولت ترکیه که حدود هجده میلیون از شهروندان این کشور کرد زبان هستند، گران تمام می­شود. این حمله نظامی ترکیه که با چراغ سبز آشکار دولت آمریکا آغاز شده است با سکوت حکومت مرکزی عراق، حکومت سوریه، حکومت اسلامی و حکومت­های منطقه روبرو شده است منافع مشترک آن­ها در سرکوب مبارزه بر حق مردم کرد در این منطقه بحرانی خاورمیانه را به نمایش می­گذارد. بنابراین، جنبش­های آزادی­خواهانه و حق­طلبانه مردم چهار بخش کردستان، نه در بده و بستان با دولت­ها، بلکه حضور فعال در همراهی با مبارزه سراسری کارگری سوسیالیستی این کشورها بر علیه حکومت­های مرکزی، از جمله به حق تعیین سرنوشت خویش می­رسند. در هر صورت ما به عنوان کومه له و حزب کمونیست ایران، این حمله نظامی دولت ترکیه به کردستان عراق و سرکوب «پ.ک.ک» را صریحا محکوم می­کنیم و از حق تعیین سرنوشت مردم کردستان ترکیه به دست خویش، حمایت می­کنیم. همچنین ما، خواهان خروج فوری و بی­قید و شرط همه نیروهای سرکوبگر ترکیه از کردستان عراق هستیم.

 

در این میان، فوری­ترین خواست و مطالبه جامعه ما، آزادی فوری و بدون قید و شرط همه دانشجویان دربند و آزادی محمود صالحی این رهبر جسور و دل سوز طبقه کارگر ایران، منصور اسانلو، رییس اتحادیه کارگران شرکت واحد و دیگر دستگیرشدگان جنبش کارگری و جنبش زنان و همه زندانیان سیاسی با هر باور و عقیده­ای است.

 

اجازه بدهید سخنان خودم را با گرامی­داشت یاد «ابراهیم لطف اللهی» دانشجوی سنندجی که در بازداشتگاه اداره اطلاعات حکومت اسلامی در سنندج بر اثر شکنجه جان باخت، به پایان ببرم.

 

سرنگون باد حکومت اسلامی ایران، زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!

 

یکم مارس 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22:16  توسط بهرام رحمانی  | 

گزارش تظاهرات 1 مارس 2008 استکهلم

 

روز یکم مارس 2008 تظاهراتی با فراخوان «کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران»، در شهر استکهلم برگزار شد. در تظاهرات روز یکم مارس که تصاویری از آن ضمیمه گزارش است با وجود این که هوای سرد و بارانی بود بسیاری از انسان­های آزادی­خواه و برابری­طلب، فعالین سیاسی و اعضا و هواداران حزب کمونیست ایران در آن شرکت کرده بودند.

 

در بخشی از فراخوان کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران، خطاب به مردم آزادی­خواه آمده بود:

«ده­ها نفر از دانشجویان چپ و آزادی­خواه در آستانه «روز دانشجو» توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی به زندان کشیده شده و تحت شدیدترین شکنجه و آزار روحی و جسمی قرار دارند. حکومت اسلامی، با دستگیری دانشجویان چپ و آزادی­خواه در جریان اعتراضات 16 آذر و بعد از آن، در نظر داشت بسان دیکتاتوری سلطنتی خاندان پهلوی، جلو حرکت رو به رشد جریان چپ و رادیکال در جنبش دانشجویی و پیوند مبارزاتی آن با جنبش کارگری و حرکت­های آزادی­خواهانه را بگیرد. نیروهای سرکوبگر رژیم در آستانه 16 آذر حکومت نظامی اعلام نشده را در دانشگاه­ها برقرار کرده و صحنه دانشگاه را به یک پادگان نظامی تبدیل نمود.

 اما با وجود حکومت نظامی اعلام نشده و با وجود سرکوب شدید، دانشجویان چپ و آزادی­خواه در دانشگاه­های شهرهای مختلف ایران تجمعات اعتراضی برپا کرده و ضـمن گرامی­داشت روز دانشجو، بار دیگر بر ضرورت اتحاد و پیوند حرکت آزادی­خواهانه دانشجویان با مبارزات طبقه کارگر و جنبش­های پیشرو جامعه تاکید کردند و ندای رسالت تاریخی جنبش دانشجویی در برافراشتن پرچم شعارها و مطالبات رادیکال و انقلابی را رساتر کردند.

 

در بخش دیگری از این فراخوان می­خوانیم:

«تشكیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران، بخشی از این تلاش مداوم بوده و ما به سهم خود برای ادامه و گسترش کمپین مبارزه برای آزادی دانشجویان چپ و آزادی­خواه و فعالین کارگری در بند مجدانه تلاش نموده و برای تداوم یک حرکت اعتراضی سراسری برای آزادی دانشجویان و فعالین کارگری زندانی شده کوشش خواهیم کرد. در این راستا روز اول مارس در شهر استکهلم تظاهراتی را علیه حکومت اسلامی و در دفاع از دانشجویان دستگیر شده و همچنین در حمایت از محمود صالحی و منصور اسانلو و فعالین کارگری زندانی شده برپا خواهیم کرد. از همه شما مردم آزادی­خواه و جریانات چپ و مترقی دعوت می­کنیم که به این حرکت اعتراضی علیه دیکتاتوری و سرکوب حکومت اسلامی بپیوندید....»  

 

چند روز قبل از برگزاری این تظاهرات ارتش سرکوبگر ترکیه وارد کردستان عراق شد و تلفات زیادی را بر مردم محروم این منطقه وارد کرد. کومه­له­­(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)، نسبت به این اقدام تجاوزگرانه ارتش ترکیه عکس­العملل نشان داد و در تاریخ 28 فوریه با انتشار اطلاعیه­ای فراخوان داد که تظاهرات استکهلم با هدف محکوم کردن دولت ترکیه، از ساعت 12 ظهر آغاز شود.  

در بخشی از فراخوان نمایندگی كومه له­(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) در خارج از کشور، در باره با تجاوز ارتش ترکیه به کردستان عراق چنین آمده است:

«پس از 2 ماه بمباران و تهدید به عملیات نظامی، حدود یک هفته است كه ارتش جنایت­كار و اشغالگر تركیه بار دیگر و در سطحی گسترده از مرزهای كردستان عراق عبور كرده و با حمایت نیروی هوایی و بمباران مكرر منطقه، وارد عمق ده­ها كیلومتری خاک كردستان عراق شده است.

ارتش تركیه در جریان یورش خود علیه مردم بی­دفاع كردستان و گریلاهای «پ.ک.ک» كه در كردستان و در مرزهای ایران و عراق مستقر هستند، از هیچ جنایت و استفاده از هر نوع سلاحی خودداری نکرده است.

رسانه­های حلقه به گوش قدرت­های بزرگ در سطح گسترده ای در مقابل این یورش و اقدامات ارتش تركیه سكوت اختیار كرده و دولت­های اروپایی و آمریكا و کشورهای منطقه در هماهنگی عملی راه را برای سركوب آزادی و سلب آسایش زندگی مردم این منطقه هموار کرده­اند.

در چنین وضعیت دشواری كه مردم كرد در این بخش از كردستان با آن رو به رو هستند و هماهنگی بین­المللی برای سركوب آن در جریان است، فریاد برآوریم و توطئه سكوت در مقابل این سیاست تجاوز كارانه و غیرانسانی را خنثی نمائیم.

به همین مناسبت روز شنبه 1 ماه مارس ساعت 12 ظهر به وقت اروپای مركزی تظاهراتی در میدان مركزی شهر استكهلم در كشور سوئد برگزار می­شود.

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:46  توسط بهرام رحمانی  | 

تجمع و راه پیمایی برای آزادی دانشجویان دستگیرشده  (زینت هاشمی)
Image hosted by allyoucanupload.comدر ادامه ی حرکات اعتراضی و نیز در پشتیبانی از دانشجویان در ایران،.
بهرام رحمانی کمیته خارج کشورحزب کمونیست ایران نیز اقدام به برپایی یک تجمع در میدان مرکزی استکهلم و راه پیمایی بطرف پارلمان سوئد کرده است این تجمع در روز شنبه اول مارس، ساعت یک و نیم بعدازظهر در میدان سرگل خواهدبود. دراین مورد زینت هاشمی گفتگویی دارد با بهرام رحمانی از مسئولان برگزاری این تجمع.

براي شنيدن اين گفتگو اينجا را کليک کنيد

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 22:56  توسط بهرام رحمانی  | 

مردم آزادیخواه!

دهها نفر از دانشجویان چپ و آزادیخواه در آستانه "روز دانشجو" توسط نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به زندان کشیده شده و تحت شدیدترین شکنجه وآزار روحی و جسمی قرار دارند. رژیم جمهوری اسلامی با دستگیری دانشجویان چپ و آزادیخواه در جریان اعتراضات 16 آذر و بعداز آن، در نظر داشت بسان دیکتاتوری سلطنتی خاندان پهلوی، جلو حرکت روبه رشد جریان چپ و رادیکال در جنبش دانشجویی و پیوند مبارزاتی آن با جنبش کارگری و حرکتهای آزادیخواهانه را بگیرد. نیروهای سرکوبگر رژیم در آستانه 16 آذر حکومت نظامی اعلام نشده را در دانشگاهها برقرار کرده و صحنه دانشگاه را به یک پادگان نظامی تبدیل نمود.

اما با وجود حکومت نظامی اعلام نشده و با وجود سرکوب شدید، دانشجویان چپ و آزادیخواه در دانشگاههای شهرهای مختلف ایران تجمعات اعتراضی برپا کرده و ضـمن گرامی داشت روز دانشجو بار دیگر بر ضرورت اتحاد و پیوند حرکت آزادیخواهانه دانشجویان با مبارزات طبقه کارگر و جنبشهای پیشرو جامعه تاکید کردند و ندای رسالت تاریخی جنبش دانشجویی در برافراشتن پرچم شعارها و مطالبات رادیکال و انقلابی را رساتر کردند.

همرزمان!

مبارزه متحدانه دانشجویان، کارگران و مردم آزادیخواه ایران و حمایت و همبستگی بین المللی تنها راه ما برای عقب راندن رژیم جمهوری اسلامی و آزادی دانشجویان و کارگران زندانی شده است. در حمایت از دانشجویان چپ و آزادیخواه در خارج کشور نیز کمپین و حرکتهای اعتراضی و شبهای همبستگی برگذار شده و همچنین برخی از اتحادیه های کارگری، جریانات چپ و نهادهای بین المللی از فراخوانهای دانشجویان چپ و آزادیخواه در ایران حمایت کرده اند، همه اینها به سهم خود اقدامات مثبتی هستند که تداوم آنها تاثیرات مستقیم در گسترش مبارزه و آزادی دانشجویان دستگیر شده خواهد گذاشت.

تشكیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران بخشی از این تلاش مداوم بوده و ما به سهم خود برای ادامه و گسترش کمپین مبارزه برای آزادی دانشجویان چپ و آزادیخواه و فعالین کارگری در بند مجدانه تلاش نموده و برای تداوم یک حرکت اعتراضی سراسری برای آزادی دانشجویان و فعالین کارگری زندانی شده کوشش خواهیم کرد. در این راستا روز اول مارس در شهر استکهلم تظاهراتی را علیه رژیم جمهوری اسلامی و در دفاع از دانشجویان دستگیر شده و همچنین در حمایت از محمود صالحی و منصور اسانلو و فعالین کارگری زندانی شده برپا خواهیم کرد. از همه شما مردم آزادیخواه و جریانات چپ و مترقی دعوت می کنیم که به این حرکت اعتراضی علیه دیکتاتوری و سرکوب جمهوری اسلامی بپیوندید.

بگذار همصدا با فراخوان 16 فوریه از جانب دانشجویان چپ و آزادیخواه و همصدا با کارگران و مردم مبارز ایران و همصدا با فراخوان سازمانهای بین المللی اتحادیه های کارگری در 6 مارس، صدای اعتراض و انزجار خود علیه خفقان و دیکتاتوری جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان رسانده و آزادی بدون قید و شرط همه دانشجویان و کارگران زندانی را خواستار شده و نهادهای انساندوست و مراجع بین المللی را به حمایت و همبستگی جدی با آنها فرا بخوانیم.

ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط همه دانشجویان دستگیر شده در اعتراضات اخیر هستیم!

ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو و سایر فعالین کارگری هستیم!

زمان: شنبه اول مارس 2008 ساعت تجمع یک و نیم بعداز ظهر

مکان: تجمع در میدان مرکزی استکهلم و راهپیمایی به طرف پارلمان سوئد

Stockholm- Sergels Torg- Tåg till mynttorget(riksdagen)

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!

کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران

18 فوریه 2008

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 22:40  توسط بهرام رحمانی  | 

 بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu

صدمین سالگرد هشت مارس، روز جهانی زن به زودی از راه می رسد. هشت مارس، یک دستاورد مهم سوسیالیسم کارگری در صد سال پیش است. تاریخی که دستاوردهای زیادی برای زنان و امر برابری بین زن و مرد به ارمغان اورده است.
در روز ۸ مارس ۱۸۷۵، زنان کارگر نساجی شهر نيويورک، با خواست ۱۰ ساعت کار دست به اعتراض و تظاهرات زدند که این حرکت توسط  پليس شدیدا سرکوب گردید. در سال ۱۹۰۸، حزب سوسياليست آمريکا با تشکيل «کميته ملی زنان» خواهان حق رای برای زنان در انتخابات شد. در همان سال، کارگران زن بافنده با شعار ممنوعيت کار کودکان و کسب حق رای برای زنان دست به اعتراض و راهپیمایی زدند. در ادامه این مبارات پیگیر کارگران نساجی در سال ۱۹۰۹، روز ۸ مارس به عنوان روز ملی زن در آمريکا اعلام شد. در سال ۱۹۱۰، کنگره بين الملل سوسياليست ها که در شهر «کپنهاک» پایتخت دانمارک بر گزار گردید، کلارا زتکين، این زن کمونیست و از اعضای برجسته و سرشناس حزب سوسيال دموکرات آلمان، ۸ مارس را به پاس مبارزات خستگی ناپذير زنان کارگر نساجی نيويورک، به عنوان روز جهانی زن به کنگره پيشنهاد کرد. این پیشنهاد با استقبال نمایندگان کنگره روبرو شد و به تصويب کنگره رسيد.
در گرامی داشت ۸ مارس در سال ۱۹۱۱، در برخی از کشورها به ویژه در دانمارک، سوئد، آلمان، استراليا و...، راهپیمایی های با شکوهی برگزار شد که زنان و مردان آزادی خواه به ویژه سوسیالیست ها و کارگران در آن ها شرکت فعال داشتند. این مبارزات و گرامی داشت روز جهانی زن، سال به سال گسترش یافت و با انقلاب شکوهمند اکتبر 1917 روسیه، جهشی در امر جنبش زنان در سراسر جهان پدید آمد. سرانجام  ۸ مارس در سال ۱۹۷۵، از سوی سازمان ملل متحد، به عنوان روز زن پذیرفته شد. بنابراین، هشت مارس، با پیگیری و مبارزه بی وقفه جنبش کارگری سوسیالیستی به سیستم سرمایه داری و دولت های حامی آن تحمیل شده است.
اکنون از آن تاریخ حدود صد سال می گذرد و مبارزه بر علیه ستم بر زنان و برای برقراری برابری بین زن و مرد در همه شئونات اجتماعی ادامه دارد.

هشت مارس و کلارا زتکین
کلارا زتکین، یکی از پیشگامان سوسیالیست جنبش کارگری و مدافع پیگیر برابری زن و مرد در 150 سال پیش در روستایی نزدیک لایپزیک آلمان، چشم به جهان گشود.
خانواده کلارا، سال 1872 به شهر لایپزیک نقل مکان کردند. وی در آن جا به عضویت حزب سوسیال دمکرات درآمد.
او، در لایپزیک از سال ۱٨۷۶، در سمینار ها و جلسات آگوست اشمیت شرکت می کرد. کلارا در فاصله تحصیلاتش در جلسات انجمن اموزش کارگران لایپزیک شرکت می جست و به سخنان انقلابی روسی «اوسیپ زتکین» که بعدها شریک زندگی اش شد گوش فرا می داد.
در سال 1878، بیسمارک فعالیت سوسیال دمکرات های آلمان را غیرقانونی اعلام کرد و فعالیت سیاسی این حزب ممنوع شد. در اثر قانون ضد سوسیالیستی بیسمارک، حدود 1350 روزنامه و کتاب ممنوع گردید و حدود 900 نفر از اعضای حزب سوسیال دمکرات دستگیر و زندانی و یا تبعید شدند. در چنین شرایطی، کلارا و همسرش نیز مجبور شدند راه تبعید را در پیش بگیرند. آن ها در سال ۱٨٨۲، به به پاریس رفتند و در آن جا در سال ۱٨٨۲ و ۱٨٨۵ دو فرزند به نام های ماگزیم و کوستیا را به دنیا آوردند. منزل آن ها، محل ملاقات انقلابیون مهاجر روسی بود.
اواسط ژوئیه ۱٨٨۹ در پاریس، کنگره موسس بین الملل دوم برگزار گردید که کلارا در تدارک این کنگره نقش تعیین کننده ای داشت. وی در کنگره تنها منشی و مترجم نبود، بلکه در تاریخ ۱۹ ژوئیه اولین و بزرگ ترین سخنرانی خویش درباره «مساله زن» را انجام داد. این زن جوان، در برابر ۴۰۰ نفر از رهبران احزاب سوسیالیست و رهبران اتحادیه های کارگری سرتاسر اروپا که در میان آن ها تعداد کمی از نمایندگان شرکت کننده زن بودند پشت بلندگو قرار گرفت تا در باره آزادی زنان سخنرانی کند.
کلارا، در سخنرانی خود به امر برابری زن و مرد پرداخت و تاکید نمود که برابری زنان با مردان با برافکندن دولت طبقاتی از طریق مبارزه طبقاتی تامین می گردد. او ، همچنین تاکید کرد که ترویج ایده های سوسیالیستی در بین زنان، ضروری تر از  طرح عام ایده های آزادی زنان است. بنابراین، کلارا همکاری با زنان بورژوا را مردود دانست و تبعیض بر زنان را تبعیضات سرمایه داری نامید که باید از طریق انقلاب اجتماعی سرمایه داری را سرنگون کرد تا تبعیض و ستم بر زنان نیز رفع گردد.
با وجود تشویق سخنرانی کلارا، در عین حال کنگره در بخش هائی کار زنان را ممنوع اعلام کرد. برای بسیاری از سوسیال دمکرات­ها زنانی که از مزدی ناچیز برخوردار بودند به عنوان «رقیب؟» مردان کارگر به حساب می آمدند.
۲۹ ژانویه ۱٨٨۹ همسر کلارا در سن ٣۹ سالگی در اثر بیماری ای درگذشت. کلارا، با دو فرزند خود به آلمان برگشت و در شهر اشتوتگارد اسکان گزید. در آن جا با ناشر سوسیال دمکرات «یوهان هاینریش دیتز» آشنا شد. دیتز، در سال ۱٨۹۲ مسئولیت تحریریه ارگان جنبش زنان سوسیالیست را به نام «برابری» را به کلارا سپرد. این ارگان تحت رهبری کلارا، نشریه ای بود که هر دو ماه یک بار با تیراژی در حدود ۲۰۰۰ منتشر می شد به مشهورترین روزنامه زنان سوسیالیست با تیراژی در حدود ۱۲۵۰۰۰ در سال ۱۹۱۴ بالغ گردید. کلارا، از 1892 تا 1917 سردبیری نشریه «برابری» را به عهده داشت. وی، رهبری سازمان زنان سوسیال دمکرات را نیز عهده دار بود.
در آن زمان برخی از رهبران احزاب سوسیال دمکرات و اتحادیه های کارگری موافق کار زنان نبودند، کلارا نظر آن ها را به نقد می کشید و بر اشتغال زنان و حقوق برابر آنان با مردان تاکید می کرد. از احزاب سوسیالیست می خواست که به دفاع از این حق زنان برخیزند. او، بر این باور بود که کار زنان ضروری است، چرا که استقلال اقتصادی زنان پیش شرط رفع ستم بر زنان است.
در آگوست سال ۱۹۰۷ در اشتوتگارد، ٨٨۴ نماینده از سازمان های کارگری اروپا، آسیا، آمریکا، استرالیا و آفریقا دور هم جمع شدند و کنگره بین المللی سوسیالیست ها را برگزار کردند. یک روز قبل از این نشست ۵٨ زن از ۱۵ کشور اولین کنفرانس بین المللی زنان سوسیالیست را برگزار نمودند و در آن درباره بسیاری از مسائل از جمله درباره حق رای زنان با یکدیگر تبادل نظر کردند.
کلارا، اداره و سازمان دهی اولین کنفرانس بین المللی زنان با شرکت نمایندگانی از 15 کشور را بر عهده داشت. این کنفرانس تصمیم گرفت که همکاری و هماهنگی نیروهای زنان سوسیالیست جهان را سر و سامان دهد. نشریه «برابری» نیز به عنوان یک ارگان بین المللی در نظر گرفته شد. مسئولیت امور زنان در بین الملل دوم نیز به عهده کلارا زتکین گذاشته شد.
کلارا، بر این باور بود که «زنان کارگر می بایست در این باره آگاه باشند که نمی توانند حق رای را با یک مبارزه میان جنسیتی به دست آورند، بلکه تنها این امر از طریق مبارزه طبقاتی تمامی کسانی که استثمار می شوند بدون استثنا در جنسیت امکان پذیر است.» با انقلاب نوامبر ۱۹۱٨، زنان آلمان موفق شدند حق شهروندی خویش را در رابطه با حق رای به دست آورند.
وی، به عنوان رئیس هیات تحریریه نشریه حزب کمونیست آلمان «کا پ د» انتخاب گردید و در سال ۱۹۲۰ با توجه به نظرات لنین، محورهای اساسی کار کمونیستی زنان را طرح ریزی کرد. 
زمانی که «اس پ د» به عنوان فراکسیون مجلس رایش در اوت ۱۹۱۴ وام های جنگی پادشاهی را تائید نمود در آن زمان کلارا به اقلیتی انقلابی تعلق داشت که به برنامه انترناسیونال سوسیالیستی رزا لوگزامبورگ، کارل لیبکنشت و فرانس مرینگ مومن وفادار مانده بود.
با تلاش های کلارا در ماه مارس ۱۹۱۵ در برن سوسیالیست های بین الملل در یک کنفرانس ضد جنگ دور هم جمع گردیدند.
کلارا، با گرایش رفرمیستی حزب سوسیال دمکرات آلمان شدیدا اختلاف داشت و بر علیه آن مبارزه درون تشکیلاتی می کرد و سرانجام 3 آگوست 1914، به دلیل دفاع حزب سوسیال دمکرات آلمان با سیاست های جنگ طلبی، از آن حزب کناره گرفت و مبارزه سیاسی خود را در جناح انقلابی سوسیال دمکراسی آلمان، با رزا لوگزامبورگ و کارل لیبکنخت ادامه داد.
وی، در یکی از جلسات حزب «او اس پ د» جدائی نهائی خویش را از سوسیال دمکراسی اعلام نمود و گفت: «دقیقا ۴۰ سال است که من برای ایده­ های سوسیالیستی می­ جنگم و همان قدر هم سن من است... می­خواهم تا زمانی که می توانم موثر باشم در همین موضع قرار داشته باشم و مبارزه کنم. آن هم جائی که زندگی است و نه جائی که ضعف و حل شدن مرا احاطه کند. من نمی خواهم که بگذارم به اندیشه و روح زنده ام مرگ سیاسی دمیده شود... تنها این سو و آن سوئی وجود دارد: «کاپیتالیسم یا سوسیالیسم.»
زتکین، در هیات رهبری امور بین المللی حزب کمونیست قرار گرفت. در پانزدهم ژانویه 1919، زمانی که رفقای همرزمش، لیبکنخت و رزا لوکزامبورگ پس از تحمل شکنجه های شدید، به طرز فجیعی توسط ماموران دولت آلمان جان باختند؛ کلارا، سوگنامه مشهوری را به یاد رفقای جانباخته اش نوشت.
بدین ترتیب، کلارا تصمیم گرفت به حزب کمونیست آلمان ملحق شود. حزبی که وی در آن به همراه پاول لوی در سال ۱۹۲۰ به عنوان اولین نمایندگان کمونیست در مجلس رایش (پارلمان آلمان) انتخاب شدند. کلارا در این مجلس، فراخوان همبستگی با شوروی را داد و در همان سال خود به شوروی سفر کرد. او در این سفر، تحت تاثیر خودآگاهی مردم شوروی قرار گرفت. مردمی که با وجود سال ها جنگ و جنگ داخلی و تحریم های خارجی و گرسنگی آماده بودند سرنوشت خویش را مستقیما به دست خویش رقم بزنند.
زمانی که در سال ۱۹۲۱ بعد از شکست قیام کمونیستی ماه مارس، در مرکز صنایع آلمان، کمیته کمک های سرخ برای پشتیبانی قربانیان دستگاه قضائی طبقاتی ایجاد گردید کلارا به کمیته مرکزی این کمیته پیوست.
او تا سال 1924، در ارگان های مرکزی حزب کمونیست آلمان فعال بود و از 1927 تا 1929 عضو کمیته مرکزی حزب بود. در سال ۱۹۲۵ کلارا، به عنوان رئیس سازمان کمک های سرخ بین المللی که در سرتاسر جهان شعبه هائی داشت انتخاب گردید. در کنار این مسئولیت وی هم چنین دیگر مسئولیت های بین المللی را برای کمک به کارگران، زنان، اتحادیه های دوشیزگان و ... به عهده داشت.
کلارا، در ۲۰ یونی ۱۹۲٣ در گزارش خود به پلنوم کمیته انترناسیونال کمونیستی می نویسد: «پرولتاریا در زمان فاشیسم یک دشمن بسیار خطرناک و وحشتناک را در پیش روی خود دارد و فاشیسم قوی ترین و متمرکزترین دشمن است و در واقع فاشیسم بیان کلاسیک حمله گسترده و کلی بورژوازی جهان در این لحظه و مقطع می­باشد... حاملین فاشیسم اقشار اجتماعی گسترده می باشند و آنان حتی درون پرولتاریا هم نفوذ کرده اند. تنها اگر ما بفهمیم که فاشیسم تلاش دارد بر پهنه گسترده اجتماع تاثیری شعله برانگیز و مخرب به جای بگذارد پس خواهیم خواست که با کسانی که امنیت موجودیت قبلی خود و غالبا اعتقاد به نظم امروز را از دست داده اند مبارزه کنیم.»
کلارا، در بين سال های 1920 تا 1933، به عنوان نماینده حزب کمونیست در ریچستاک (پارلمان)، آلمان مبارزه سياسی خود را پیش برد. در تاریخ ٣۰ اوت ۱۹٣۲ کلارا سخت بیمار و تقریبا نابینا شده بود به عنوان رئیس قدیمی مجلس رایش را افتتاح کرد. مجلس پر از فاشیست های یونیفورم پوش بود که ٣۷،۴ درصد مجلس را تشکیل داده و قوی ترین فراکسیون بودند. کلارا در سخنرانی خود شدیدا به فاشیست حمله کرد. هم چنین از سوی حزب نازی به مرگ تهدید شده بود، اجلاس پارلمان آلمان را افتتاح کرد.
او با وجود وضعیت جسمانی بحرانی، بیش از یک ساعت در حال ایستاده سخنرانی تاریخی خود را ایراد کرد. او، ضمن این که فاشیزم را به عنوان «درنده خوترین شکل حکومت سرمایه داری انحصاری» محکوم کرد، تاکید کرد که سازمان های ضد فاشیست نباید رنج مضاعف میلیون ها زن را که ناشی از نابرابری جنسيتی ست نادیده بگیرند. کلارا، در این سخنرانی مشهور خود، آرزو کرد که زنده باشد و آلمان سوسیالیست را به چشم ببیند!
کلارا، در سال 1932، طی یک سخنرانی، خواستار جبهه واحد کارگری بر علیه فاشیسم گردید. سرانجام با قدرت گیری فاشیست ها در  سال 1933، بار دیگر اجبارا راهی تبعید شد و به مسکو رفت.
سال 1917، کلارا در بنیان گذاری اتحاد سوسیال دمکرات های آلمان که تشکیلاتی مستقل از حزب سوسیال دمکرات بود شرکت کرد. وی در سال 1919 که حق انتخابات پارلمانی برابر مردان و زنان برقرار شد او، نمایندگی حزب کمونیست در پارلمان را به عهده گرفت و از بلندگوی مجلس در مبارزه با گرایشات راست استفاده کرد. در میان اعضای انترناسیونال کمونیستی، کلارا همواره به عنوان پیشتاز مبارزه برای آزادی زنان باقی ماند.
کلارا زتکین در تاریخ ۲۰ ژوئن ۱۹٣٣، در آرشانگلوسکوج مسکو، در سن 76 سالگی در گذشت. ۴۰۰۰۰۰ انسان در خانه اتحادیه های مسکو با وی وداع گفتند. یاد او به عنوان یک کمونیست و فعال عرصه زنان در تاریخ همواره زنده و گرامی است. دولت آلمان شرقی سابق به یاد کلارا، بارها تمبرهایی را منتشر کرد.

رابطه سیاسی نزدیک و دوستانه لنین و کلارا
در سال 1907، کلارا در جریان کنگره سوسیالیست ها با سوسیال دمکرات های روسیه و به ویژه لنین از نزدیک آشنا گردید که این آشنایی به دوستی نزدیک و عمیقی منجر شد که تا آخر عمرشان این دوستی ادامه یافت.
لنین، از پیشنهادها و نظريات کلارا در مورد رهایی زنان، استقبال کرده بود. کلارا زتکین، درباره «لنین و مسئله زنان»، نوشته است:
«لنین بارها مسایل مربوط به حقوق زنان را با من به بحث گذاشت. بدیهی است که وی اهمیت زیادی برای جنبش زنان قایل بود. جنبشی که در نظر او یک جزء حیاتی جنبش توده‌ای بود و در شرایطی می توانست در پیروزی این جنبش قاطع عمل کند. لازم به گفتن نیست که لنین برابری اجتماعی کامل زنان را به مثابه یک مساله‌ اساسی می دید. مساله ای که هیچ کمونیستی نمی ‌‌توانست آن‌را نادیده بگیرد.
ما اولین گفتگوی طولانی خود در این مورد را در پاییز ۱۹۲۰ در کرملین انجام دادیم. لنین پشت میزی پوشیده از کتاب و کاغذ نشسته بود که به میز کار و مطالعه وی اشاره داشت.
پس از خوش آمدگویی به من گفت: ما باید یک جنبش بین ‌المللی به تمام معنا قدرتمند زنان را بر مبنای تئوری های بنیادی روشن بر پا داریم. بدیهی است که بدون تئوری مارکسیسم نمی توانیم عمل مناسبی در این باره داشته باشیم. ما کمونیست ها به شفافیت مقولات پایه ‌ای نیاز داریم. ما باید خط قاطعی میان خود و احزاب دیگر بکشیم. کنگره‌ دوم بین‌الملل ما متاسفانه به انتظارات در مورد مباحث مربوط به زنان پاسخ نداد. مساله را مطرح کرد اما به موضع گیری مشخصی نرسید. کمیته ‌ای هنوز مسئول این امر است و قرار است قطعنامه ها، تزها و دستور‌العمل هایی طرح ریزی کند. اما تا این‌جا پیشرفت کمی کرده است. شما باید به ‌پیش برد این امر کمک کنید ...
لنین با اعتقاد و سر زندگی عمیقی صحبت می کرد. می توانستم احساس کنم که هر کلمه ‌ای از قلبش نشات می گیرد. حالت صورتش نیز این احساسم را تشدید می‌کرد...» (از متن «لنین و مساله زنان»)
***
در این صد سال مبارزه جنبش سوسیالیستی برابری زن و مرد توانسته است در دنیای غرب، برخی از خواست ها و مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خویش را به سرمایه داری و دولت های حامی سرمایه تحمیل کند. اما باز هم در کشورهای پیشرفته صنعتی هنوز متوسط دستمزد زنان در ازای کار برابر کم تر از دستمزد مردان همکارشان است. همچنین نقش زنان در سیاست، به اقلیتی از زنان فعال محدود است. هنوز کار خانگی به عهده زنان است. خشونت علیه زنان خاتمه نیافته است. بنابراین، سرمایه داری نمی خواهد زن و مرد در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از حق و حقوق یکسان و برابری برخوردار باشند. زیرا عموما این برابری به نفع سیستم سرمایه نیست.
در آستانه صدمین سالگرد هشت مارس، میلیون ها زن همانند برده به کار گرفته می شوند. تبعیض، تحقیر، خشونت و فقر و فلاکت بیش تری متوجه زنان است. سیستم سرمایه داری همواره گرایش ارتجاعی مردسالاری را باز تولید می کند. هنوز گرایشات خرافی ملی و مذهبی، این گرایشات عقب مانده بورژوازی زندگی را بر زنان سخت و دشوار کرده است. در اثر این نابرابری و فشارها خودکشی در میان زنان بالاتر از مردان است. در بیکارسازی ها نخست زنان مزدبگیر بیکار می شوند. در جنگ ها، زنان مورد تجاوز جنگ طلبان قرار می گیرند. هر ساله صدها هزار زن باردار در کشورهای عقب نگاه داشته شده و در حال توسعه، هنگام زایمان به دلیل کمبودها پزشکی و بهداشتی جان خود را از دست می دهند و هم چنین نوزادشان را.
اگر در کشورهای غربی در اثر مبارزه پیگیر مشترک کارگران زن و مرد، بخشی از مطالبات زنان به دولت ها تحمیل شده است اما در قاره هایی هم چون آفریقا و آسیا، زنان زیر فشار کار خانگی، مردسالاری و فقر که زاییده سیستم سرمایه­داری هستند کمرشان خم شده است. بسیاری از آن، در دوران جوانی، دچار پیری زودرس می­شوند. در کشورهایی که قوانین ارتجاعی اسلامی حاکم است زنان حتی به عنوان یک انسان کامل به رسمیت شناخته نمی شوند. «زن از دنده چپ آدم آفریده شده است؟» بنابراین، باید زیر سلطه و کنترل شدید مرد قرار گیرد. قوانین اسلام و قرآن که در نزد مسلمانان کتاب «مقدس آسمانی؟» نام گرفته، در مورد زنان هولناک است. براساس آیه های قرآن، زنانی که قواعد اسلامی را رعایت نکنند و در مقابل شوهر خود نافرمانی نشان دهد در آن دنیا، یعنی به «جهنم؟» رفته و در عذاب ابدی خواهند بود؟! در قوانین اسلامی، حتی کشتن زن توسط مرد به دلایل «ناموسی» مجاز شناخته می شود.
در کشورهایی هم چون ایران، زنان با معضلات و مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند. در این کشور، حکومتی قرون وسطایی حاکم است که هیچ گونه آزادی و برابری را به رسمیت نمی شناسد و در این میان زنان نه تنها با سرکوب سیستماتیک حکومت اسلامی روبرو هستند، بلکه در اثر قوانین اسلامی آن، مردسالاری نیز رشد عجیب و غریبی پیدا کرده و ستم کشی و فرودستی زن در جامعه و خانواده به مرز غیرقابل تحملی رسیده است
حکومت اسلامی ایران، یکی از جانی ترین حکومت های جهان است که نیمی از شهروندان جامعه هفتاد میلیونی ایران را از حقوق انسانی و اجتماعی و سیاسی خود محروم کرده است. این حکومت جانی، حتی در ابتدایی ترین و خصوصی ترین مسئله زنان از جمله در انتخاب رنگ و مدل لباس آن ها نیز دخالت می کند. زن مجبور است در هر شرایطی، حجاب اسلامی اجباری را در گرما و سرما، در محیط کار و خیابان و منزل رعایت کند. در حکومت اسلامی، هیچ دختر و زنی احساس امنیت نمی کند. در کشوری که نمایندگان بلامنارع «خدا»، حاکم هستند هیچ مرجعی وجود ندارد که زنان ستم دیده و دردمند برای دادخواهی به آن جا مراجعه کنند. حتی اگر زنی در این کشور، مورد تجاوز قرار گیرد در صورت مراجعه به ارگان های «قانونی؟»، احتمال دارد که به سنگسار محکوم گردد. از این رو، بسیاری از زنانی که مورد تجاوز قرار می گیرند اجبارا سکوت اختیار می کنند و به انواع و اقسام بیماری های روحی و جسمی و مقاربتی مبتلا می گردند. بیش ترین ترس و وحشت دختران و زنان ایران، از ارگان های سرکوب حکومت اسلامی است.
در مورد ميزان قتل های ناموسی در ايران آمارهای متفاوتی ارائه می شود. برخی مسئولان بيست درصد و برخی ديگر سی درصد قتل هايی را که در کشور انجام می گيرد در زمره قتل های ناموسی تخمين زده اند. بر اساس بررسی «انجمن جامعه شناسان ايران»، در فاصله سال های ۷۶ تا ۸۰ در ايران، بيش از هفت هزار قتل انجام گرفته که ۴۰۰ مورد آن قتل های ناموسی بوده اند. کارشناسان و حقوقدانان می گويند اين آمارها فقط نمايانگر بخشی از قتل های ناموسی است که در ايران انجام می گيرد.
ماده ۶۲۰ قانون مجازات اسلامی، در گسترش قتل های ناموسی بسیار موثر بوده است. «برابر ماده ۶۲۰، هرگاه مردی زن خود را در يک رختخواب با يک مرد اجنبی ببيند و او را بکشد از مجازات قتل بری است.» قاتلان با اتکاء به همین قانون آدمکشی، همواره دلیل جنایت خود را «ناموسی» معرفی می کنند.
در افکار پوسیده اسلامی، مردسالار و سنتی، زن ناموس و مایملک مرد است. اگر زنی در دفاع از جسم خود مرتکب جنایتی شد محاکمه می شود. درحالی که اگر مرد زنش را به عنوان دفاع و حفظ شرف و ناموس پرستی به قتل برساند قانون شوهر را محق می داند.
عوامل بسیاری در بروز خشونت دخیل است فقر، تبعیض، محرومیت های اقتصادی، فرهنگ و سنت، فشار های اجتماعی، نداشتن قدرت و اختیار، دیدن تصویرهای خشن و سرکوبگرانه و عدم پشتوانه های قانونی و حمایتی کافی از زن و نگاه تبعیض آمیز به جنس زن و مهم ترین از همه حکومت اسلامی و قوانین آن باعث تداوم خشونت در ایران است.
اما با وجود سرکوب سیتماتیک زنان در ایران، زنان و مردان آزادی خواه و سوسیالیست و برابری طلب مرعوب این فضای رعب و وحشتی که حکومت به وجود آورده است نشده اند و هم چنان به مبارزه خود ادامه می دهند. گرایش سوسیالیستی کارگری در ایران یک واقعیت انکارناپذیر و یک جنبش زنده و بالنده است که تاثیر آن را در جنبش های غیرکارگری هم چون جنبش دانشجویی نیز به طور آشکار و علنی مشاهده می کنیم. امروز مبارزه بر علیه حکومت اسلامی و قوانین ارتجاعی و ضد زن آن، تلاش برای جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش، امر و مشغله روزمره اکثریت جامعه ایران است. ایران کشوری است که نزدیک به 70 درصد آن را نیروی جوان تشکیل می دهد. نیرویی که تشنه آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است. از این رو، جامعه ایران آبستن حوادث گوناگون است.
در صدمین سالگرد هشت مارس، آمارهای تکان دهنده ای در رابطه با سرکوب و ستم بر زنان منتشر می شود. آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، تخمین زده است که هر ساله 5000 زن در سراسر جهان توسط خانواده های خود به دلایل ناموسی به قتل می رسند. از هر 5 زن یک زن در زندگی خود مورد تجاوز و یا در معرض تهدید به تجاوز قرار می­گیرند. دست کم یک زن از سه زن در سراسر جهان مورد ضرب و جرح، سوء استفاده جنسی یا به گونه ای در طول زندگی خود مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفته است. براساس پیام «بان کی مون» دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت «روز جهانی جمعیت» 11 جولای 2007 - 20 تیر 1386: «امروزه بیش از نیم میلیون زن هر ساله طی بارداری و در هنگام وضع حمل جان می سپارند که 99 درصد آنان در کشورهای در حال توسعه هستند. تعداد بیش تری دچار دشواری های جدی تری می شوند که می تواند اثر شدیدتر بر کیفیت زنان و خانواده های آنان داشته باشد. تقریبا تمامی این رنج ها و مرگ و میرها قابل پیشگیری هستند. یا دوگلاس آلکساندر، وزیر توسعه بین المللی بریتانیا، در کنفرانس جهانی مرگ و میر زنان هنگام بارداری (18 اکتبر 2007 - 26 مهر 1386) گفته است: «... برای هر دو میلیون دلاری که برای مبارزه با مرگ و میر ناشی از زایمان و بارداری خرج می شود، می توان از 270 هزار بارداری ناخواسته و 300 هزار سقط جنین جلوگیری کرد و جان 160 مادر و 22 هزار نوزاد را نجات داد.»
بدین ترتیب، اگر دولت ها رقم کوچکی از بودجه میلیتاریستی و نظامی گری خود بکاهند و به بهداشت و سلامتی جامعه جهانی به ویژه زنان اختصاص دهند از مرگ و میر حتمی صدها هزار مادر و نوزاد جلوگیری خواهد شد.
در هشت مارس، روز جهانی زن، قدرت­مندتر از سال های گذشته، زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب و سوسیالیست دوش به دوش هم، صدای اعتراض خود بر علیه ستم و تبعیض و نابرابری بر زنان رساتر کرده و فریاد خواهند زد: بدون آزادی زن، در هیچ جامعه ای آزادی واقعی برقرار نخواهد شد! زنان و مردان سوسیالیست و برابری طلب در تجمعات و راهپیمایی های هشت مارس، تاکید خواهند کرد که بدون استراتژی سوسیالیستی و مبارزه پیگیر بر علیه سرمایه داری و حکومت های حامی سرمایه، ستم بر زنان محو نخواهد شد.
در جنبش زنان، گرایشات مختلفی فعالیت دارند و هر کدام از این گرایشات با باورها و جهان بینی خود به امر زنان و مبارزه آن ها می نگرند. اساسا مبارزه فمینیستی نیز محدود و مبارزه ای است که دست به عمق مناسبات سرمایه داری، یعنی این ریشه ستم و تبعیض و استثمار نمی برد. بنابراین، مبارزه در عرصه زنان با اهداف و استراتژی سوسیالیستی امر مهم مبارزه طبقاتی است. تنها با استراتژی سوسیالیستی می توان جامعه ای آزاد و برابر و انسانی و جامعه ای عاری از هرگونه تبعیض و ستم و استثمار ساخت. و به معنای واقعی در کلیه عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی رابطه برابری بین زن و مرد برقرار کرد.
در هشت مارس امسال، به مناسبت صدمین سالگرد هشت مارس، پرچم سوسیالیسم را هر چه بیش تر به اهتراز درآوریم و یاد عزیز کلارا زتکین، این کمونیست پیگیر رهایی زنان در جهان و بنیان گذار هشت مارس را با ادامه راه او، گرامی بداریم!

* برگرفته از نشریه جهان امروز شماره 2003، نيمه  دوم بهمن 1386 - نيمه  دوم  فوریه 2008

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:48  توسط بهرام رحمانی  | 

درباره نمایش «انتخابات» حکومت اسلامی ایران

حکومت اسلامی، بار دیگر همچون سالهای تاکنونی، خیمه شب بازی معروف به انتخاباتاش را راه انداخته است. هدف حکومت اسلامی، نه اهمیت دادن به آرا مردم و نه احترام گذاشتن به حقوق آنان است، بلکه این حکومت، فقط و فقط بدنبال کسب مشروعیت سیاسی - حقوقی خویش در انظار عمومی و بینالمللی است.

حکومت اسلامی، در تمامی سالهای حاکمیت سیاه خویش، بخوبی نشان داده است که به هیچ اصل انسانی پایبند نیست و به رای و آزادیهای مدنی وقعی نمینهد.

در حکومت اسلامی، همه کاندیداها باید مسلمان و به ولایت فقیه وفادار باشند. پس در این کشور، روشنفکران غیردینی، انسانهای سکولار، برابریطلب، آزادیخواه، چپ و سوسیالیست، اقلیتهای «ملی» و «مذهبی» هیچ حقی ندارند.

صلاحیت کاندیداها بعد از آن که از سوی وزارت اطلاعات و وزارت کشور و ... تایید شد، به شورای نگهبان که بیشتر اعضای آن منتخب ولایت فقیه هستند، ارجاع داده میشود تا آنها افراد مورد نظر حاکمیت را تعیین کنند و سپس از مردم بخواهند که به نمایندگان منتخب آنها که از دهها صافی گذرانده شدهاند رای بدهند. به کلام دیگر، در واقع نه «انتخابات»، بلکه «انتصابات» حکومت اسلامی از رییس جمهوری تا مجلس و شوراهای اسلامی شهر و روستا را دوازده «گلادیاتور» شورای نگهبان زیر نظر «رهبر» تعیین میکنند و بقیه مراحل آن یک صحنهسازی نمایشی، بیش نیست.

ابعاد تصفیه چنان گسترده است که بسیاری از چهرههای شناخته شده این حکومت نیز از ورود به صحنه رقابت حذف شدهاند. آمار 2200 نفری رد صلاحیت ‌شده‌اند و تاکنون تنها 814 نفر را تایید صلاحات کردهاند. حتی بیش از 60 نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی نیز رد صلاحیت شدهاند. در واقع اکثریت کرسیهای مجلس هشتم، به «سرداران سپاه» و «مامورین امنیتی» اختصاص یافته تا با قدرت آنان در عرصه اقتصادی و امنیتی کشور، هماهنگی داشته باشد.

در تبلیغات کاندیداهای این انتصابات، بحثی و خبری در رابطه با آزادی قلم و بیان و تصویر، تشکلهای صنفی، سیاسی، لغو آپارتاید جنسی، لغو مجازاتهای سبعانه اعدام، سنگسار و قصاص، آزادی زندانیان سیاسی، و غیره هیچ جایی ندارد. در تبلیغات این کاندیداها، بحثی از افزایش دستمزدهای مزدبگیران متناسب با تورم و گرانی، برقراری بیمه بیکاری برای همه بیکاران، بیمههای اجتماعی برای شهروندان نیازمند که براساس آمار مجلس شورای اسلامی جمعیتی بالغ بر 13 - 12 میلیون نفر را شامل میشود و یا اختصاص بودجه کافی به آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و تحقیقات علمی و... شنیده نمیشود.

کشور ما، هم اینک بزرگترین زندان خبرنگاران جهان محسوب میشود، روزی نیست که خبر از دستگیری و زندان و قتل و اعدام و تجاوز نباشد. جامعه ما تحت حاکمیت اسلامی فاجعه بار است. فرهنگ سیاه و خرافی حکومت اسلامی تا جزئیترین روابط اجتماعی ریشه دوانده است. فاجعه از پشت فاجعه نشان از شوربختی مردم تحت حاکمیت اسلامی است. شرکت در خیمه شب بازی معروف به انتخاب چنین حاکمیتی مشروعیت بخشیدن به همه سرکوبها و غارتها و تجاوز به جان و مال مردم ماست.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، بر اساس منشور و اساسنامه اش که «دفاع از آزادی بیحد و حصر قلم، بیان و تصویر» را در دستور کار خود دارد، نمایش انتصابات حکومت اسلامی را پیشاپیش مردود میداند و از همه مردم رنج دیده و آزادیخواه میهنمان میخواهد به تزویر و فریبکاری حکومت اسلامی تحت عنوان «انتخابات» تن ندهند و به مسبب اصلی فقر و جنایت و سرکوب «نه» بگویند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

یکم اسفند 1386 - بیستم فوریه 2008

Kannoon_dt@yahoo.com

www.iwae.org

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 10:15  توسط بهرام رحمانی  |