تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران

(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)

جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»، رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.

طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگر نظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند.

فعالانی هم چون: ۱- میلاد معینی (آزاد شده است) ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی (آزاد شده است) ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی (آزاد شده است) ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه (آزاد شده است) ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده، 39- مهدی الهیاری 40- نیما نحوی ... توسط نیروی انتظامی و امنیتی حکومت دستگیر، و در زندان زیر شکنجه قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران، برای سرکوب اعتراضات دانشجویان مبارز و عدالت خواه، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در دانشگاه ها و اطراف این مراکز علمی برقرار کرده است.

اما جنبش دانشجویی، یورش وحشیانه و موج سرکوب گسترده حکومت را بدون پاسخ نگذاشته است. در درون تعدادی از دانشگاه های سراسر ایران، علیه این یورش سرکوبگرانه حکومت، تجمع اعتراضی برپا شده است. سخنرانان این تجمعات در گرامی داشت ۱۶ آذر، با طرح مطالبات و خواست های خویش، به ویژه بر آزادی همه فعالین دستگیر شدگان حوادث اخیر، همچنین بر آزادی دستگیرشدگان فعالان زنان و جنبش کارگری، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی و پیوند خود با جنبش کارگران و زنان و مردم مبارز تاکید کردند.

حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در ایران، کشكمش اتمی و تهدیدات آمریکا را مستمسکی برای تعرض سبعانه و سرکوب کارگران، دانشجویان، زنان و فعالان ملل تحت ستم و حرکت های اعتراضی قرار داده و جامعه ایران را برای مردم آزادی خواه به یک جهنم سوزانی تبدیل کرده است. ندای آزادی خواهانه دانشجویان مبارز با سرکوب وحشیانه پلیس مواجه شده و فعالین آن به زندان کشیده اند. کارگران ایران نه تنها از حق تشکل مستقل و اعتصابات و اجتماعات اعتراضی محروم هستند، بلکه حتی دستمزد ناچیز آن ها با تاخیر چند ماهه نیز پرداخت نمی شود. ده ها تن از فعالین کارگری، پشت میله های زندان قرار دارند. آپارتاید جنسی، جمعیت میلیونی زنان ایران را از هر گونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کرده است. هزاران کودک در ایران، بدون سرپرست در خیابان ها سرکردانند و در سنین ابتدائی زندگی شان دچار آسیب ها و بیماری های سخت روحی و جسمی می شوند. صدها هزار کودک کار به دلیل فقر و نداری والدین شان از تحصیل محروم مانده و اجبارا به کارهای سخت و مضر روی آورده اند. کارگران و مهاجرین افغانی، علیرغم میل خود به میان جنگ و ویرانی افغانستان کوچ داده می شوند و...

در چنین شرایطی، جنبش دانشجویی، نسبت به این همه مسایل و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بی تفاوت نبوده و عکس العمل شایسته سیاسی و اجتماعی خود را در مقابل این همه وحشی گری های حکومت اسلامی نشان داده است.

مردم آزادی خواه، سازمان ها وتشکل های چپ و دمکراتیک و کارگری!

ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید.

زندانی کردن فعالین برابری طلب، آزادی خواه و سوسیالیست جنبش دانشجویی، تنها بخشی از یورش افسارگسیخته حکومت اسلامی در به اسارت کشیدن و زیرپا گذاشتن حقوق اولیه کارگران، زنان و مردم آزادی خواه و تحت ستم ایران است. بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و... را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم:

1- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛

2- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛

3- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛

4- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛

5- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و...؛

6- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو و ... و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:1  توسط بهرام رحمانی  | 

اطلاعیه خبری شماره ٢

تا آزادی تمامی دانشجویان دربند از «اقدام متحد» دست نخواهیم کشید!

هنوز وضعیت دانشجویان دستگیر شده ۱۳ آذر به این سو روشن نشده، ما با موج جدید دستگیری دانشجویان و خبر مرگ غیرمنتظره ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج در بازداشتگاه این شهر روبرو می شویم. مسئولان اطلاعاتی سنندج، علت مرگ او را خودکشی اعلام کرده اند. بی گمان مسئوليت مرگ اين دانشجو مستقيما برعهده‌ سران رژیم جمهوری اسلامی و نيروهای امنيتی آن است. رژیم و نيروهای امنيتی هم تاکنون به شکل رسمی واکنش نشان نداده‌اند و تنها جسد نام برده را دزدانه و شبانه در قبرستان به خاک سپرده و طبق روایت برادرش سیمان کرده اند!

در رابطه با موج دوم دستگیری ها، آنچه در خبرها آمده حاکی از این است: طی روزهای دوشنبه ٢٤ و سه شنبه ٢٥ دی ماه 1386، تعداد دیگری از فعالان دانشجوئی چپ سوسیالیست و آزادی خواه را دستگیر که اسامی برخی از آنان به شرح زیر اعلام شده است:

۱- سروش دشتستانی ۲- امین قضائی ۳- بیژن صباغ ۴- آناهیتا حسینی ۵- مرتضی خدمایلو ۶-  محمد پور عبدالله ۷- بیتا صمیمی زاد ۸- بهزاد باقری۹- سروش ثابت ۱۰- مرتضی اصلاحچی  و همچنین خبر دستگیری ساناز اللهياری نیز داده شده است.

ادامه بازداشت های دانشجویی و فشار به خانواده ها و بی توجهی به دادخواست و مراجعات وکلای دانشجویان در شرایط امروزی، نشانه وحشت و هراسی ایست که جنبش دانشجویی با پیشروی خود و درهم سویی با دیگر جنبش های اجتماعی درون کشور یعنی (کارگران، زنان، جوانان، معلمان، روشنفکران ترقی خواه، فعالان اقلیت های ملی در میان بلوچ ها، حکومت نظامی ترکمن صحرا، اعدام های گسترده در اهواز، دستگیری فعلان دانشجویی، روزنامه نگاران و دشواری وضعیت محمود صالحی و بردن دیگر باره ایشان به بیمارستان در کردستان، دستگیری فعالان سیاسی آذربایجان، فعالان کارگری و زحمت کشان شهری و روستایی) در مقابل سرمای فزاینده، گرانی و کمبود مایحتاج محرمان سراسر ایران، به نام دانشجو حرکت می کنند و این بیش از هر چیز کلیت نظام را به وحشت انداخته است.

پیشروی مادران، پدران دانشجویان و اجتماعات اعتراضی هر روزه آنان در برابر مجلس، زندان اوین، دفتر قاضی مرتضوی جلاد اوین و عقب نشینی نکردن آنان در خواست ملاقات فرزندانشان سرانجام بعد از نزدیک به ۵۴ روز، دیدار با فرزندان شان را میسر نمود.

در چنین هنگامه ای در درون کشور، برای ما فعالان و امضاء کنندگان کمپین دفاع از دانشجویان با عنوان «اقدام متحد» که طی ۶ لیست، شما را از فعالیت های خود با خبر ساخته ایم، ضمن محکوم کردن موج جدید دستگیری ها و ابراز تاسف به خانواده رنج دیده و زحمت کش ابراهیم لطف الهی در سنندج، با تمام نیرو و به یاری شما فعالان احزاب و سازمان ها و نیروهای جنبش در خارج از کشور به افشاء این جنایات خواهیم پرداخت. ما به سهم خویش تلاش می ورزیم که تا لحظه آزادی تمامی این عزیزان در بند از پای ننشینیم و به پشتوانه همکاری و همراهی شمایان کمپین «اقدام متحد» و جلب حمایت و پشتیبانی بین المللی را ادامه دهیم!

٢٨ دی ۱۳۸۶برابر با ۱٨ ژانویه ٢٠٠٨

امیل تماس: bamdadpress@ownit.nu و gbgandishe@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:1  توسط بهرام رحمانی  | 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

با آغاز فصل سرما و کمبود و یا قطع گاز و با گران شدن نان و دیگر مایحتاج روزمره مردم، به ویژه مردم استانهای مرکزی، شمال، آذربایجان و کردستان، در معرض خطر قرار دارند. بر اساس گزارشات رسمی، در طول کمتر از سه هفته بیش از دویست نفر در اثر سرما و یا گاز گرفتگی جان خود را از دست دادهاند. این بحران، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه به زیست و زندگی مردم بی توجه است.

در چنین شرایطی، مامورین نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، اعتراضات بر حق دانشجویان، کارگران، زنان و مردم آزادی خواه را به شدیدترین وجهی سرکوب می کنند. بنا به گزارش خبرگزاری ها فقط در سال 2008، مقامات قضایی جمهوری اسلامی، دست کم 23 نفر را به دار آویختهاند.

- تصوير تکان دهندهای از صحنه حلق آويز کردن «حسن حكمت دمير»، يک تبعه ترکیه و عضو یک سازمان کردی(پژاک) در سایتهای اینترنتی منتشر شده است. در اين صحنه هولناک، جنایت کاران جمهوری اسلامی، این فرد مجروح را كه به اسارت سپاه پاسداران در آمده و روی برانكار مخصوص حمل مجروحان قرار دارد، حلق آويز میكنند. این فرد تبعه ترکیه را در حالی اعدام کردند که وی قبل از بازداشت، مدتی را در برف و سرمای شدید بسر برده و هر دو پایش را در اثرسرمازدگی از دست داده بود و در طی دوران بازداشت هم در حالی که به درمان و استراحت نیاز داشت، تحت بازجویی و آزارهای روحی و جسمی قرار گرفته بود. «حسن حکمت دمیر»، در روزهای گذشته و در زندان شهر خوی اعدام شده است. پیشتر سازمان عفو بین الملل خواستار مداوا و لغو حکم اعدام وی شده بود.

- در حالی که بیش از 45 روز از بازداشت ده ها فعال دانشجویی آزادی خواه و چپ میگذرد، خبرهای تازه حاکی از آن است که عده دیگری از فعالین جنبش دانشجویی و یا خانواده آن ها دستگیر و زندانی کردهاند.

- بر اساس گزارش وبلاگها و رسانه های دانشجویی، ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی روز دوشنبه 24 دی 1386 (14 ژانویه 2008) 12 تن دیگر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و چپ را در تهران دستگیر کردهاند. خانوادههاي بازداشت شدگان، هنوز اطلاعی از علت بازداشت و مکان نگهداری آنها ندارند. دانشجويان بازداشت شده عبارتند از: مرتضی اصلاحچی، دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه، آناهيتا حسينی، دانشجوی دانشگاه تهران، سروش ثابت، دانشجوی علوم کامپيوتر دانشگاه شريف، محمد پورعبدالله، مهندسی شيمی دانشگاه تهران، ساناز اللهياری خواهر مهدی اللهياری، امين قضايی، سروش دشتستانی، بيتا صميمی زاده، بيژن پورصباغ، کاوه عباسيان، مرتضی خدمايلو و بهزاد باقری.

احتمالا شمار دیگری از فعالان دانشجویی نیز دستگیر شدهاند، اما از سرنوشت هیچ یک از بازداشت شدگان خبری در دست نیست. با این بازداشت های جدید تعداد دانشجویان زندانی در سراسر ایران، بالغ بر 60 نفر شده است.

- علاوه بر اینها، لیلا حیدری، همسر بهروز صفری، از فعالین سیاسی آذربایجان، مندرس عمرزاده، پدر دانشجوی زندانی دانشگاه مهاباد، فرزاد عمرزاده، چهار تن از اعضای خانواده فعال سیاسی کردستان، احمد جواهری و فاطمه گُفتاری، مادر یاسر گُلی، دانشجوی دربند سنندجی از جمله کسانی هستند که در روزهای اخیر به دلیل اعتراض به زندان و شکنجه نزدیکان خود، دستگیر و زندانی شدهاند.

- خانوادههای دانشجویان بازداشت شده، پس از 45 روز اعتراض و تلاش، سرانجام روز 15 ژانویه 2008 در زندان اوین، موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند. به گفته خانواده دانشجویان، تعدادی از بازداشت شدگان از دو روز پیش به سلول های 2-3 نفره منتقل شده اند و سایرین هم چنان در سلول انفرادی نگهداری میشوند.

- همچنین، خانواده مهدی گرایلو (دانشجوی دانشگاه تهران)، سهراب کریمی از دانشجویان کرد بازداشت شده و نادر احسنی، با وجود حضور در زندان اوین، امکان ملاقات با فرزندان خود را بدست نیاوردند. مسئولین وزارت اطلاعات به خانواده این سه دانشجو اعلام کردند که «آنها ممنوع الملاقات هستنداز وضعیت سعید حبیبی از فعالان دانشجویی بازداشت شده، هم چنان اطلاعی در دست نیست.

- «امیر مهرزاد»، دانش آموز 17 ساله که در جریان برگزاری مراسم روز دانشجو در 13 آذر بازداشت شده بود، در بند 209 زندان اوین به سر میبرد. «امیر مهرزاد» را بیش از 45 روز در سلول انفرادی زندان اوین قرار داده بودند و اکنون دادگاه جمهوری اسلامی، برای وی وثیقه 80 میلیون تومانی تعیین کرده است و تنها در صورت تامین وثیقه این نوجوان آزاد خواهد شد.

- بنا به توصیه پزشک معالج «محمود صالحی»، این چهره سرشناس جنبش کارگری می بایست جهت انجام آزمایشات مربوط به قلب، مجددا به بیمارستان توحید سنندج انتقال داده شود، اما انتقال وی به بیمارستان توحید صورت نگرفت. آزمایشات لازم در بهداری زندان صورت گرفت. منصور اسانلو، رییس سندیکای کارگران شرکت واحد نیز هم چنان زندانی است.

در اعتراض به همين وضعيت، تشکلهای دانشجويان 37 دانشگاه ایران با صدور بيانيهای به موج جديد سرکوب فعالين دانشجویی اعتراض کرده و از جمله نوشتهاند: «پس از ديدار وزير علوم دولت نهم طی هفته های اخير با برخی تاثيرگذاران پشت پرده سياست، که دستی بر مذهب دارند و ردايی در حوزه و چشمی بر قدرت، افزايش حجم فشار در دانشگاه ها و احضار و تعليق و بازداشت فعالين دانشجو گسترش يافته و شائبه تولد اراده ای در ايجاد محدوديت های مضاعف و موج جديد سرکوب در دانشگاه را دامن زده است

در ادامه اين بيانيه با اشاره به بازداشت گسترده دانشجويان در سالروز 16 آذر، و «آنچه اين روزها در دانشگاه های کشور می گذرد»، آمده است: «به سرکوبگران عقل ستيز بايد گفت که اقدام به برگزاری سمينار، سخنرانی و مناظره و هرگونه عمل مشابه در دانشگاه با پيش فرض «وجود خرد نقاد خودبنياد» نزد دانشجويان در نهاد مدرن دانشگاه است که فرض وجود «آزادی بيان» و «انتقاد آزاد» در آن بديهی است. سايه افکندن هرگونه تقيد و شرطی بر اين ارکان مسلم نهاد دانشگاه عنصر بالندگی و خلاقيت خردمدار دانشجو را خدشه دار خواهد ساخت. و جنگيدن با اين عناصر و ارکان گرچه آسمان آرمان های دانشجوی آزادی خواه را اندک زمانی غبارآلود می کند، اما ايمان و روح آرمانگرای او از فرياد مطالباتش سر نمی تابد و تقدير محتوم نام و عاقبتی ننگين و ميراثی ويران را نثار خردستيزان خواهد نمود

سرکوب آزادی ها و فضای اختناق در جامعه ما روز به روز در حال گسترش است. همه شواهد نشان می دهند که سرکوب، سانسور، بی عدالتی از یک سو و تورم و گرانی و فقر و فلاکت تمام جامعه ایران را فراگرفته و به مرز غیرقابل تحملی رسیده است. عامل اصلی این وضعیت جمهوری اسلامی ایران است.

فشار و خفقان سیاسی و فقر و بی عدالتی حکومت اسلامی، همه گير شده است. سياهی و ظلمات جامعه را به نابودی و پوچی کشانده است. رعب و وحشت تاکان دهنده و هولناک است. در چنین وضعیتی حتی بسیاری از نویسندگان، غلاوه بر سانسور شدید حکومتی، به خودسانسوری نیز دچار شده اند. به طور کلی زندگی در حاکمیت جمهوری اسلامی، لرزه بر اندام هر انسانی می اندازد. این وضعیت غیرقابل تحمل است. بی شک باید برای تغییر اوضاع در عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نفع رفاه و شادی و آزادی های فردی و اجتماعی جامعه ایران تلاش و مبارزه را گسترده تر کرد.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، ضمن حمایت و پشتیبانی از مبارزاتی که در داخل و خارج کشور برای آزادی فعالین دانشجویی، کارگری، زنان و روزنامه نگاران از زندان های مخوف جمهوری اسلامی در جریان است؛ از تمامی انسان های آزادی خواه، تشکل های نویسندگان و روزنامه نگاران جهان، سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، تشکل ها و نهادهای دمکراتیک سیاسی و اجتماعی، و همچنین اعضای کانون نویسندگان ایران (در تبعید) دعوت می کنیم که تشدید فضای اختناق و سانسور و سرکوب در ایران را محکوم کنند و از هر طریق ممکن برای آزادی دانشجویان، زنان، کارگران، روزنامه نگاران دربند و همه زندانیان سیاسی تلاش کنند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

26 دی 1386 - 16 ژانویه 2008

www.iwae.org

kanoon_dt@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 13:20  توسط بهرام رحمانی  | 

حکومت اسلامی ایران، فقر و فلاکت اقتصادی و سانسور و اختناق سیاسی فزاینده ای را بر جامعه ایران تحمیل کرده است. این حکومت، همچنین تاکنون اعتراضات بر حق کارگران، زنان، دانشجویان و مردم حق طلب را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب نموده است.

اکنون نیز سرمای جانکاه و سوزناکی با آغاز زمستان و بحران گاز به ویژه در استان های شمال و شمال غربی و مرکزی به انواع دردها و رنج های مردم این کشور افزوده شده است. فراتر از آن، در اثر سرما عده ای جان خود را از دست داده اند و حتی بحران نان نیز در حال گسترش است. عامل اصلی همه این سیه روزهای مردم، حکومت اسلامی است. از این رو، باید به «چه باید کرد؟» و در پایه ای ترین سطح به خودسازمان دهی اجتماعی که در آن توده های مردم حضور فعالی داشته باشند و به سرنوشت خویش حاکم باشند، به ویژه در شرایط موجود مورد بحث و بررسی قرار داد و راه های عملی و موثری را نیز برای رهایی جامعه ایران از جهنم حکومت اسلامی، پیش پای جامعه گذاشت.

بی توجهی دولت به مشکلات و مسایل مردم، به حدی عیان است که حتی صدای اعتراض برخی از نمانیدگان مجلس ارتجاع را نیز بلند کرده است. جمعی از نمايندگان مجلس، خواستار احضار مسئولين نفت و گاز به مجلس شدند تا در جلسه غیر رسمی درباره مشکلات پيش آمده برای مردم بر اثر سرما توضيح دهند.

به گزارش خبرگزاری دولتی فارس، این گروه از نمایندگان در تماسی با هيئت رئيسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به مشکلات ناشی از برودت هوا و افت فشار گاز و به وجود آمدن مشکلاتی برای مردم استان های مازندان، گيلان، گلستان، اردبيل، کردستان، آذربايجان غربی و شرقی و ديگر نقاط کشور و همچنين افزايش قيمت وسايل گرمازا و نان در برخی از شهرها، خواستار توصیح دولت شده اند. گزارش های خبرگزاری های دولتی ايران حاکی است که بسياری از مردم شهرهای استان مازندران، گيلان، سمنان و گلستان با افت فشار و قطع گاز، آب، برق و افزايش شديد قيمت نان روبرو هستند. در قائم شهر نيز مردم معترض با حمله به فرمانداری اين شهر به وضعيت موجود شديدا اعتراض کردند. 

اين گزارش ها می افزايند مردم استان مازندران در زمينه قطع گاز با مشکلات بيش تری روبرو هستند و صف های طويلی برای دريافت نفت در شهرستان های اين استان تشکيل شده است.

بدنبال اين اتفاقات محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران که دولت وی متهم به «سوء تدبير در اين بحران» شده است به صورت غيرمنتظره وارد ساری، مرکز استان مازندران شد و در جلسه ستاد بحران استان های شمالی ايران شرکت کرد.

محمود احمدی نژاد، در پايان اين نشست گفته است: «با تلاش نيروهای وزارت نفت و شرکت ملی گاز اين مشکل در حال بر طرف شدن است و تا سه شنبه هفته آينده وضع عادی می شود.» رييس جمهوری ایران، دلايل ايجاد مشکلات گاز را « سرمای بی سابقه، نقص فنی در شبکه های گاز رسانی و مشکلات فنی ايجاد شده در گاز وارداتی» عنوان کرد. وی افزود: «با کاهش گاز مصرفی در استان های ديگر و انتقال گاز به استان های شمالی کمبود گاز در اين استان ها بر طرف می شود.»

از سوی دیگر، بنا به اقرار مهدی هاشمی، نماينده ويژه رييس جمهوری ایران، از مجموع ۳۰ استان کشور، ۲۸ استان به صورت کم و زياد با مسئله افت فشار روبرو هستند. وی از قطع پنج ميليون متر مکعبی گاز صنايع ذوب آهن و فولاد مبارکه خبر داد و افزود از طريق استان تهران برای جبران کمبود نان روزانه ۲۰۰ تن نان به استان مازندران انتقال خواهد يافت.

اما هیچ کدام از این اقدامات و وعده و عیدهای احمدی نژاد و دیگر مسئولات حکومت اسلامی، تاکنون نتیجه ای نداده است و وضع روزبروز بدتر هم شده است. برای مثال، به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، مهرانگيز مروتی نماينده خلخال و كوثر، به عنوان سومين ناطق پيش از دستور جلسه علنی روز يك شنبه 23 دی ماه مجلس شورای اسلامی، برای مردم اشک تمساح ریخت و گفت: امروز من با ديدگانی خونبار و احساس مسئوليتی سنگين بر دوش خود فرياد می ‌‌آورم كه ای مسئولين كشور به داد مردم خلخال و كوثر برسيد، ای كسانی كه در جای گرم و امن سر بر بالين می ‌گذاريد آيا می ‌دانيد سوز سرمای 30 ‌درجه زير صفر يعنی چه؟

وی، با اشاره به بسته بودن راه اسالم به خلخال، افزود: آيا بارها از رسانه ‌های مختلف بسته بودن راه اسالم به خلخال را نشنيده ايد؟ پس چرا اين همه كم‌ لطفی و بی‌ توجهی در حق اين مردم شريف و نجيب روا می ‌داريد اگر برف و سرما در اقصی نقاط كشور بی ‌سابقه است در مناطق كوهستانی استان اردبيل امری متداول است؛ پس چرا كم ترين تدبيری كه در شرايط اضطراری حتی نانوانی ‌های منطقه نيز از پخت نان مستاصل نشوند انديشيده نشده است.

خبرگزاری حکومتی مهر، 23 دی نوشت: امیدوار رضایی نماینده مسجد سلیمان در جلسه علنی روز یک شنبه مجلس در تذکری آئین نامه ای گفت: این شهر به عنوان اولین دارنده گاز طبیعی، فاقد گاز شهری است و کودکان مسجد سلیمانی در حالی که زیر پای آن ها گاز وجود دارد، از سرما می‌لرزند... مسجد سلیمان در دامنه زاگرس قرار گرفته و دارای سرما و افت طاقت فرسایی است و کودکان این شهر از سرما گریزان هستند. رضایی، همچنین گفت: گاز سمی از زمین درحال نشست در این شهر است و این امر موجب ناراحتی ساکنان این شهر شده است. 

به گزارش سایت حکومتی آفتاب، چند روز پیش فخرالدین حیدری نماینده مجلس از شهرستان ‌های سقز و بانه، گفت در حال حاضر حدود 70 درصد از ساکنین شهرهای سقز و بانه فاقد گاز هستند و این در حالی است که برودت هوا در این شهرها 20 درجه زیر صفر است.

وی افزود، مسئولان امر در استان کردستان و شرکت ملی گاز ایران قول داده بودند که با اتصال خط لوله حلب‌- بیجار امسال شهرستان ‌های سقز و بانه قطعی گاز نداشته باشند اما متاسفانه این وعده محقق نشد و امسال نیز مانند چند سال گذشته در این دو شهر شاهد قطعی گاز هستیم. حیدری، تصریح کرد جای تعجب است مسئولان وزارت نفت هر روزه با افتخار بحث قراردادهای صادرات گاز را مطرح می کنند اما از تامین گاز برای مصارف داخلی عاجز هستند.

مصاحبه روز جمعه 21 دی ماه احمدی ‌نژاد و دستور وی برای کشيدن يک خط گاز جديد برای شمال کشور هم آب پاکی را روی دست همه ريخت. اين وعده سرخرمن، که درد امروز مردم را درمان نمی کند، يعنی مردم شمال و غرب کشور فعلا بايد خودشان فکری به حال سرما و قطعی گاز بکنند و دولتی که به فکر تولید سلاح اتمی است، برای جهان رهنمود صادر می کند و برای سران جهان نامه می نويسد تا به آن ها درس اداره کشور بدهد، هيچ راه حل کوتاه مدتی برای حل اين مشکل ندارد. بنابراین، اگر مردم حق طلب به طور متحد و همبسته فکری به حال خود و جامعه نکنند زمستان سختی همراه با فجایع انسانی در پیش خواهند داشت.

طبق گزارش ها در بسياری از شهرهای شمال و شمال غرب کشور، مردم در سرمای 20 تا30 درجه زير صفر گاز ندارند، نانوايی ها تعطيل است و مردم با گرسنگی و سرما دست و پنجه نرم می کنند. البته وزير نفت در مصاحبه اش با شبکه اول سيمای جمهوری اسلامی راه حل کاملا کارشناسی شده ای - که از وزير کابينه احمدی نژاد غير از اين  هم توقعی نيست- ارائه داد تا مشکل کمبود گاز حل شود. او وقیحانه و بی شرمانه پيشنهاد کرد که هر  ايرانی يک بخاريش را خاموش کند تا به بقيه هم گاز برسد! مگر اکثریت مردم ایران، به ویژه کارگران و مردم محروم چند اتاق و سرسرا و بخاری دارند که یکی را هم خاموش کنند؟

جالب تر آن که در صحبت های وزير نفت هيچ نشانه ای از عذر خواهی به دليل مشکلات پيش آمده هم وجود نداشت و اتفاقا تا جايی که وقت اجازه می داد به دفعات از کارمندان شرکت گاز تشکر کرد!

در هر صورت مقامات جمهوری اسلامی اقرار کرده اند که در حال حاضر از 30 استان ایران 28 استان به صورت متناوب با افت شدید یا قطع جریان گاز روبرو هستند و در برخی شهرهای نیز آب و برق قطع شده است.

همچنین خبرها از استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی و شرقی و لرستان نیز حاکی از ادامه بارش برف سنگین و سرمای شدید است و در برخی شهرهای نیز جریان گاز قطع شده است.

از شهرهای سقز، مریوان، بانه، سروآباد و بیجار نیز خبر می رسد که سرمای شدید در این شهرها بروز کرده و در برخی مناطق نیز جریان گاز قطع شده است.

از سوی دیگر گزارش ها حاکی ست که قیمت مایحتاج ضروری از جمله نان و سوخت در بسیاری از شهرها به شدت افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، بنا به اقرار مدیر شرکت ملی گاز حداقل 500 هزار خانوار ایرانی در استان های شمالی در معرض افت فشار و یا قطعی گاز قرار دارند. هم اکنون سه هفته است که صنایع مختلف کشور به دلیل کمبود گاز و گرانی شدید گازوئیل و کمبود آن با توقف خط تولید دست به گریبان هستند. برخی از صنایع به دلیل کمبود گاز به حالت تعطیل درآمده است.

قطع گاز در بخش يا اغلب نقاط  مختلف شهر های شمال غرب ايران، به ويژه شهرهای  مراغه، اهر، جلفا، هادی شهر، مغان، مشکين شهر، خلخال، مياندوآب، بيله سوار، مهاباد، اشنويه و  پيرانشهر و برخی از روستا ها هم چنان ادامه دارد.

سرمای توام با زمين لرزه های خفيف در شهرهای تبريز، سيه رود، کليبر، مهربان، صوفيان، نير و بيله سوار نيز بر دامنه نگرانی و اضطراب شهروندان افزوده است.

قطع راه ها ارتباطی در مناطق شهری و روستايی در شمال غرب ايران انتقال سوخت، مواد غذايی و کمک های امدادی را مختل کرده است، به طوري که به اقرار خود مسئولان بيش از 200 کيلومتر از راه های روستايی در آذربايجان شرقی بسته شده است. همچنين راه های روستايی بيش از 100 روستا در آذربايجان شرقی مسدود شده و تنها در شهرستان مراغه با بسته شدن 60 راه روستايی در محاصره برف و کولاک قرار گرفته و راه ارتباطی 64 روستا در استان زنجان همچنان بسته است که اداره راهداری در حال بازکردن راه ها است.

با توجه به بسته شدن راه های ارتباطی صد ها روستا، انتقال دارو  و نيز بيماران به مراکز درمانی ناممكن شده است. بسياری از روستائيان که نياز به خدمات پزشکی و دارويی دارند، با وجود قطعی گاز و بسته شدن راه روستايی خطر تشديد بيماری و حتی مرگ جان آن ها را تهديد می کند.

لوله های آب آشاميدنی بسياری از روستاها و برخی از شهرنشينان بر اثر شدت سرما قطع شده است. بسياری از افرادی که با چنين مشکلی مواجه هستند در سرمای طاقت فرسا با دستانی يخ زده، با گالن ها و ظروفی اقدام به انتقال آب به منازل خود می کنند.

با تعطيلی نانوايی هايی که با گاز کار می کردند صف هايی در برابر فروشندگان نان به وجود آمده و گاه قيمت يک عدد نان لواش که از شهرها و استان های همجوار تهيه شده به چند برابر قيمت يا 100 تومان به فروش می رسد.

افت شدید دما و بارش سنگین برف در چند دهه اخیر کم سابقه بوده است و حتی بیابان های کویر لوت ایران نیز از نعمت برف بی نصیب نمانده و بعد از نزدیک به پنجاه سال سفید پوش شده است.

اساسا این بحران موجود را علاوه بر بارش برف سنگین و سرمای شدید باید در سیاست های اقتصادی حکومت اسلامی مورد بررسی قرار داد. یعنی با وجود این که حکومت اسلامی، فقط در دو سال گذشته بیش از 130 میلیارد دلار از منبع فروش نفت به خزانه اش واریز شده است اما، برای زیرساخت های اساسی از جمله در صنعت گاز اقدامات ضروری انجام نداده است. دلایل و ریشه های اصلی این وضعیت که در طول سه هفته، کشور به این حد از بحران سوخت و نان رسید را باید در سیاست های چپاولگری و دزدی، فساد و اختلاس ارگان های مختلف اداری و مدیریتی و امنیتی از بالاترین مقامات تا رده های پایین حکومت اسلامی جست و جو کرد.

ادامه وضعیت نامناسب جوی در حالی است که هم چنان جریان گاز در برخی شهرهای استان های شمالی و استان های آذربایجان و کردستان و...، قطع است و مردم برای دریافت سوخت و دیگر نیازمندی های خود با مشکلات جدی روبرو هستند و از سوی دیگر مسئولین حکومت نسبت به این مسئله مانند بسیاری از مسایل دیگر بی تفاوت اند خودسازمان دهی مردم اهمیت صد چندانی پیدا می کند. یعنی مردم با به وجود آوردن تشکل های خود در محلات می توانند خود را در سطح محله و شهر و کشور سازمان دهی کنند تا از یک سو، نمانیدگان آن ها با مسئولان حکومت وارد بحث و مذاکره بشوند و از سوی دیگر، برای توزیع مایحتاج خود جمعی تصمصم بگیرند و جمعی هم اقدام کنند. همچنین اعتراضات به شکل سازمان دهی شده و هدفمند برگزار شود نه احساسی و خود به خودی. این سازمان دهی قدرت مردم را در مقابل تامین مایحتاج ضروری و در مقابل سرکوبگر های حکومت بالا می برد. در پایین این «چه باید کرد؟» را بیش تر مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

قربانیان بحران گاز

در پی بارش برف سنگين و افت شديد دما در ايران، استفاده از وسايل گاز سوز افزايش بيش تری پيدا کرده است و گزارش ها نشان می دهد که گاز گرفتگی نيز بيش تر شده است.

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز، 21 دی ماه، خبر داد: جنازه سه مرد جوان در کنار محور سمنان- شاهرود پیدا شد. جنازه آن ها در یک چادر مسافرتی و نزدیک پادگان 40 دختر کشف شده است. شواهد نشان می‌دهد این سه مرد جوان به خاطر استنشاق گاز منواکسید کربن ناشی از گاز پیک نیک در چادر، جان باختند. قربانیان، علیرضا، موسی و جواد نام داشتند و به ترتیب 26، 28 و 30 ساله بودند.

خبرگزاری ايسنا، به نقل از دکتر عبدالرحمان رستميان، رييس محتمع بيمارستان خمينی، نوشت که به دليل سرمای بيش از حد هوا در تهران ميزان شکستگی ها در اين فصل نسبت به زمان مشابه در سال ۱۳۸۵، صد در صد افزايش نشان می دهد.

تلويزيون حکومت اسلامی، به نقل از آتش نشانی شهر تهران گزارش داد که در روز شنبه 22 دی ماه، ده نفر در شهر تهران به علت گاز گرفتگی جان سپرده و 22 نفر نيز از مرگ حتمی نجات پيدا کردند.

بر اساس گزارش ها، در يک هفته گذشته در ايران 270 مورد گاز گرفتگی گزارش شده اما از تعداد دقيق مرگ و مير ناشی از گاز گرفتگی گزارشی کاملی منتشر نشده است.

به گزارش آتش نشانی تهران، در يک خوابگاه دانشجويان دختر در اقدسيه تهران نيز حادثه گاز گرفتگی رخ داده و چهار دانشجو از مرگ نجات پيدا کردند.

بنا به گزارش «ايرنا»، خبرگزاری حکومتی ايران، 20 نفر نيز در استان خراسان رضوی بر اثر گاز گرفتگی جان باختند. در زنجان نيز، ايسنا، از مرگ يک خانواده سه نفره در صبح روز یک شنبه خبر داد.

گاز گرفتگی بر اثر استنشاق گاز منواکسيد کربن رخ می دهد که رنگ و بو ندارد و اکسيژن خون را مصرف می کند و مانع رسيدن اکسيژن به مغز و بافت ها می شود و افراد را به از پای در می آورد.

ايرنا، 23 دی ماه، به نقل از مسئول ستاد فرماندهى آتش نشانى و خدمات ايمنى شهردارى اصفهان نوشت: با مرگ دو زن، آمار مرگ و ميرهاى ناشى از گاز گرفتگى در اصفهان به ‪ ۱۷ نفر رسيد.

فرهاد رضوانی، رييس اداره فوريت های پزشکی اورژانس کشور يک شنبه شب 23 دی ماه، به خبرگزاری فارس گفت: «بر اساس آخرين آمار موجود طی ۲۴ ساعت گذشته ۲۱ نفر به علت واژگونی خودرو جان خود را از دست دادند که از اين تعداد چهار نفر بر اثر سرمازدگی جان باختند.»

وی گفت:«بيش ترين مشکل در محور جاده هراز و محور قزوين - رشت بود که با همکاری هلال احمر، راهداری، پليس راه و اورژانس تاکنون حدود ده هزار نفر از افراد در راه مانده در ساختمان های راهداری اسکان يافته اند.»

پليس راه ايران روز يک شنبه هشدار داده بود که به دليل بارش برف حدود ۵۰ خودرو در جاده تهران - شمال زمين گير شده اند و در صورتی که به آن ها سوخت و امکانات نرسد، احتمال بروز خطر برای سرنشينان آن ها وجود دارد.

خبرگزاری حکومتی فارس، 24 دی ماه، به نقل از سرپرست سازمان پزشكی قانونی كشور نوشت: بر اساس آ‌مارهای موجود در سازمان در روزهای 16 تا 21 دی،‌ 68 نفر از هموطنان بر اثر مسموميت با گاز CO جان خود را از دست دادند. عابدی خاطرنشان كرد: 43 نفر از فوت‌شدگان بر اثر مسموميت با گاز CI را مردان و 25 نفر را زنان تشكيل می دهند.

دستكارى تنظيم كننده (رگلاتور) گاز، يك خانه مسكونى در شهرك قلعه حسن گرگان نيز انفجار اين خانه را به دنبال داشت. اين حادثه تلفاتى نداشت، اما موجب مجروح شدن تعدادى از افراد خانواده شد.

پدر خانواده اى در استفاده از وسايل گازسوز، خانه اى را در جنوب تهران به آتش كشيد. در اين حادثه چند تن سوخته و راهى بيمارستان شدند. پدر خانواده با نصب كپسول به آبگرمكن خانه قصد گرم كردن آب را داشت كه دقايقى بعد كپسول تركيد و خانه آتش گرفت. ساعاتى بعد با تلاش مأموران آتش نشانى حريق مهار شد، اما سه تن از اعضاى خانواده به علت سوختگى شديد به بيمارستان منتقل شدند.

روزنامه کيهان، 24 دی ماه، آماری از کشته شدگان بر اثر گاز گرفتگی در استان آذربايجان شرقی را منتشر کرد و نوشت که طی ۲۳ روز گذشته ۷۱ نفر در اين استان جان باخته اند.

کيهان، همچنين از انفجار يک خانه در خلخال بر اثر قطع و وصل گاز، خفگی چهار عضو يک خانواده در تهران نيز خبر داده است.

اين روزنامه در خبر ديگری از گاز گرفتگی ۲۵ دانش آموز ورامينی در روز يک شنبه خبر داده و نوشته است: «صبح روز یک شنبه به دليل نشت گاز منوکسيد کربن از لوله بخاری گازی انرژی که يک ماه پيش در اين مدرسه نصب بود، دانش آموزان اين مدرسه دچار گازگرفتگی شدند.»  

 

تاثیر بحران گاز بر قراردادهای بین المللی و مشکلات صنایع و خدمات شهری

ترکمنستان، روزانه حدود ۲۴ میلیون متر مکعب گاز به ایران صادر می کرد که هفته گذشته به دلیل آنچه بروز مشکلاتی فنی می خواند صادرات را قطع کرده است.  

روزنامه اعتماد ملی، یک شنبه 23 دی ماه، در گزارشی با عنوان «چانه زنی بر سر لوله های خالی» خبر داد که «قرارداد خط لوله فروش گاز به پاکستان هم زمان با ادامه بحران گاز در کشور امضاء می شود.»

اين روزنامه نوشته است: «در زمستانی که کشور دچار بحران گسترده و بی سابقه گاز شده و مردم مناطق گسترده ای از نيمه شمالی کشور در يخبندانی که در ۵۰ سال گذشته بی سابقه خوانده شده است کنار بخاری های خاموش نشسته اند و در حالی که ايران قادر نيست مطابق تعهد بين المللی جوابگوی صادرات روزانه ۲۰ ميليون متر مکعب گاز به ترکيه باشد، سه کشور ايران، پاکستان و هند بر سر خريد گاز ايران از طريق خط لوله صلح مشغول چانه زنی هستند.»

اعتماد ملی، در گزارشی ديگر نيز خبر داد که «بحران گاز جدی تر از آنچه که به نظر می رسيد گسترش يافته است و اکنون پس از قطع آن در شهرهای مختلف و بروز مشکلات بسيار، بحران قطع گاز کارخانه های صنعتی و تامين نان مصرفی مردم را نشانه گرفته است.»

خبرگزاری ایسنا، 21 دی ماه خبر داد: بهره ‌برداری از چندين واحد صنعتی خوزستان به‌دليل نبود برق به تعويق افتاد. رييس سازمان صنايع‌ و معادن استان خوزستان گفت تامين نشدن گاز و برق، بزرگ ترين مشكل واحدهای صنعتی است.

نورالله حسن زاده گفت، متاسفانه به دليل نبود انرژی برق مورد نياز واحدهای صنعتی، بهره‌ برداری از چند واحد صنعتی به تعويق افتاده است. وی افزود، ‌هم اكنون چند واحد صنعتی در شهرك شماره 2 اهواز كه در حوالی شهر اهواز واقع شده، به دليل نبود انرژی برق مورد نياز به بهره ‌برداری نرسيده است.

وی، با اشاره به فراگير بودن مشكل برق در شهرك های صنعتی خوزستان، گفت: متاسفانه در شهرك صنعتی رامهرمز برای بهره‌ برداری از واحدها به دليل نبود انرژی برق مورد نياز دچار مشكل شده‌ ايم.

مردم بم، در سرمای شديد با نبود برق به سر می برند. مدير امور برق شهرستان بم علت قطع برق را که تاکنون نيز ادامه دارد يخ زدگی خطوط برق، توزيع و انتقال و مصرف بالای برق اعلام کرد.

ايرانپور، افزود: فقط برق اضطراری بيمارستان پاستور، يک جايگاه سوخت بنزين و سازمان آب اين شهر وصل است... مصرف بيش از حد برق طی چند روز گذشته موجب از کار افتادن ده دستگاه ترانسفورماتور و هفت دستگاه تابلو توزيع برق شده است. مدير امور برق شهرستان بم خسارت تجهيزات شبکه و تاسيسات جانبی برق را دو ميليارد ريال برآورد کرد.

مديرعامل شركت اتوبوس رانی تهران و حومه، از توقف بيش از ٢ هزار دستگاه اتوبوس گازسوز به خاطر افت فشار گاز خبر داد. بيژنی، در گفتگو با ايسنا، گفت: مجموعا ٧ ايستگاه CNG برای تامين گاز مورد نياز اتوبوس های گازسوز تهران وجود دارد كه از اين تعداد ٤ ايستگاه به خاطر افت فشار گاز غيرفعال شده و از ٣ ايستگاه مابقی نيز تنها، ٥٠ درصد فعال است و به طور ميانگين تنها ٥/١ ايستگاه فعال برای حدود ٢ هزار و ٧٠٠  دستگاه اتوبوس تهران وجود دارد.

وی، با بيان اين كه در پی افت فشار گاز، ٧٠ درصد اتوبوس های گازسوز شركت واحد دچار مشكل سوخت گيری شده اند، افزود: به عبارتی ديگر بيش از ٢ هزار اتوبوس گازسوز در تهران به خاطر افت فشار گاز غيرفعال و از چرخه خدمات رسانی به مردم خارج شده است.

مديرعامل شركت اتوبوس رانی تهران و حومه يادآور شد: همچنين با توجه به اين كه اتوبوس های گازسوز از استانداردهای لازم برخوردار نيست، لذا گاه دچار يخ زدگی می شود و در مجموع هم اكنون برای تامين گاز و استفاده از اين اتوبوس ها در وضعيت ضعيفی به سر می بريم.

حسين گل آبادی مسئول نمايندگی قطارهای مسافربری رجا، به خبرگزاری ایسنا، گفته است که سرمای شديد هوا باعث يخ زدگی گازوييل در قطارها شده است و به همين دليل قطارها با مشکل مواجه اند.

لازم به یادآوری است که قبل از این در سال های اخیر، به ویژه به دلیل واردات بیش از حد برخی اقلام نظیر لباس، کفش، شکر و غیره باعث رکود در عرصه تولیدات داخلی و در برخی مواقع نیز به تعطیلی واحدهای تولیدی در بخش هایی از صنایع ایران شده و کارگران آن ها نیز بیکار و سرگردان شده اند. اکنون به نظر می رسد با بحران گاز و برق، بهانه خوبی به صاحبان صنایع بحرانی داده است تا از این موقعیت استفاده کنند و با تعطیلی کارگاه ها و کارخانه های در بحران، سرمایه خود را در بخش تجاری و وارداتی که پرسودتر است به کار اندازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:6  توسط بهرام رحمانی  | 

    بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

ایران یکی ار ثرومندترین کشورهای منطقه خاورمیانه است. تنها در دو سال گذشته بیش از 130 میلیارد دلار از طریق فروش نفت خام وارد خزانه حکومت اسلامی شده است و به این رقم حدود 15 تا 20 میلیارد دلار صدور اقلام غیرنفتی را هم باید اضافه کرد. اما با این وجود، مردم ایران به سرعت به سوی فقر سوق داده می شوند. سهم مردم از این درامد کلان، جز فقر و سیه روزی چیز دیگری نیست. این مبالغ به افزایش بودجه آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، و حقوق سوسیالی برای کمک به نیازمندان، بیمه بیکاری، بازنشستگی، جاده سازی، صنایع مادر، تحقیقات و پژوهشس های علمی، پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران و ... منجر نشده است. پس این ثروت های هنگفت به جیب چه کسانی واریز می شود؟ و به چه عرصه هایی اختصاص داده می شود؟ جواب این سئوالات و سئوالاتی از این قبیل را مردم رنج دیده ایران به خوبی می دانند. زیرا این مردم قبل از هر تحلیل اقتصادی و سیاسی به ما خواهند گفت که جیب آخوندها بسیار گشاد است هر چی پول و طلا و چیزهای ارزشمندی در آن بریزید جا می گیرد. چشم و دل آن ها هرگز از ثروت اندوزی چه با تبلیغات خرافی و شیون و زاری، و چه با دزدی و چپاول و چه با سرکوب و زور و خشونت سیر نمی شود. بنابراین، سران حکومت اسلامی، به هرگونه وحشی گری متوسل می شوند تا حاکمیت خود را نگاه دارند.

گروه بزرگ تازه به دوران رسیده سرمایه داران، یعنی «آقازاده» ها که انحصار تجاری را در دست دارند و در عرصه واردات بی حساب و کتاب لباس، کفش، شکر، گوشت های فاسد، قرص های مخرب «شادی بخش»، مواد مخدر و غیره نیز فعالند، کارخانه ها را یکی پس از دیگری به تعطیلی می کشانند و کارگران آن را به میان بیکاران چندین میلیونی پرتاب می کنند که یک دلیل اصلی بسته شدن صنایع عمده ایران، همین واردات بی حساب و کتاب آفازاده ها و نزدیکان حاکمان قداره بند است. چندین میلیون جوان صرفا توسط چند قاچاقچی مواد مخدر معتاد نشده اند، بلکه سیاست سیستماتیک باندهای حکومت در این میان نقش عمده ای به اعتیاد کشاندن جوانان ایفا می کنند. این اعمال غیرانسانی، هم برای باندهای حکومت پول ساز است و هم هر تعداد از جوانان معتاد می شوند عملا از مبارزه واقعی بر علیه حکومت دور می شوند.

مهم تر از همه تلاش برای دست یابی به سلاح های مخرب، کلی خرج برای حکومت اسلامی در بردارد. نیروگاه بوشهر، بیش از سی سال است که توسط کارشناسان روسی در دست احداث است و هنوز هم تمام نشده است. میلیاردها دلار صرف این نیروگاه و نیروگاه های دیگر می شود که به درد جامعه نمی خورد. اگر بخشی از این هزینه های کلانی که صرف نیروگاه های اتمی شده است صرف صنعت نفت و گاز و احداث سد و غیره می شد اکنون در سرمای شدید 30 - 15 درجه زیر صفر به دلیل قطع گاز نمی لرزیدند. برای مثال، در سوئد که زمستان سرد و طولانی است؛ برف سنگین نیز به ویژه در شمال این کشور که به قطب شمال نیز نزدیک است می بارد دست کم در سی سال گذشته، فاجعه ای که اکنون در ایران اتفاق افتاده در این کشور اتفاق نیافتاده است. زیرا دولت سوئد مجبور است بخش عمده بودجه کشور را به زیر ساخت جامعه و رفاه مردم اختصاص دهد. بنابراین، اکثریت مردم ایران می دانند که پول های نفت و اقلام غیرنفتی به کجا می رود. بعلاوه ایران کشوری است که به لحاط نفتی در ردیف دوم و گاز در ردیف نخست ذخایر جهان را داراست. در حالی که با سرد شدن هوا جاده ها بند آمده است و گاز بسیاری از مناطق قطع شده است. تعدادی در اثر سرما جان خود را از دست داده اند.

در زیر به نمونه هایی از سیاست های اقتصادی و سیاسی حکومت اسلامی بر علیه جامعه، در دو هفته اخیر اشاره می کنیم.

 

1- بنا به گزارش سایت حکومتی عصر ایران، در حالی که رئیس جمهور گفته است در سرمای اخیر هیچ کسی آسیب ندیده، گزارش ها حاکی ست تا این لحظه، دست کم 7 نفر بر اثر یخ زدگی و 3 نفر به دلیل سقوط بهمن جان داده اند و تعداد بیش تری نیز دچار آسیب های دیگر شده اند.

از سوی دیگر، برغم اعلام عجیب وزیر نفت مبنی بر این که فقط گاز دو شهر قطع شده، خبرهای رسیده از سراسر کشور حاکی از آن ده ها شهر کشور از جمله چند مرکز استان مانند ارومیه، گرگان و ساری دچار قطعی گاز هستند.

برخی نواحی آمل، بابل، بابلسر، نکا، بهشهر فریدونکنار، جویبار و کیاکلا و بندپی غربی و شرقی ، اردیبل (با 30 درجه زیر صفر)، خلخال، مشکین شهر، سقز، و خرم آباد، پلدشت و کوهدشت نیز دچار قطعی گاز شده اند.

این مشکل نه تنها باعث بحران گرمایش در این شهرها شده، بلکه در حال تبدیل به بحران نان نیز هست به گونه ای که در مناطقی مثل گرگان، قیمت یک قرص نان تا 300 تومان نیز افزایش یافته است.

خبرهای رسیده از زنجان نیز حاکی از آن است شدت یخبندان در این شهر و جاده های منتهی به آن به حدی بوده است که خودروی های امدادی قادر به تردد در جاده برای نجات مسافران نبوده اند که در نهایت تیپ 2 زرهی زنجان وارد عمل شده و با نفربرهای زرهی اقدام به عملیات نجات کرده و جان مسافران را از خطر حتمی رهانیده است.

تعداد مسافران در راه مانده زنجان، به حدی زیاد بوده است که علاوه بر اسکان موقت آن ها در مساجد و تکایا و مهمانپذیرها، مردم نیز خانه های خود را به روی مسافران سرما زده باز کردند و آن ها را پناه دادند.

از انزلی نیز خبر می رسد که در داخل این شهر یک متر برف برزمین نشسته است. دمای هوا در بسیاری از نقاط کشور تا 30 درجه زیر صفر رسیده به گونه ای که سوخت رسانی هم دچار مشکل شده و در برخی مناطق محموله های گازوئیل نیز دچار انجماد شده است.

گزارش های دیگر حاکی از آن است که با وجود سرمای هوا، جریان گاز در برخی شهرهای استان های مازندران، گیلان، گلستان، خراسان، زنجان، لرستان، کرمانشاه، اردبیل، کردستان و آذربایجان غربی هم چنان قطع است و در برخی شهرها نیز آب و برق قطع شده و فعالیت نانوایی ها در شماری از شهرها نیز توقف شده است.

در شهرهای مشكین شهر، نمین و خلخال در استان اردبیل دمای هوا 26 درجه زیر صفر گزارش می شود، در حالی گاز این شهرها قطع شده و مردم با کمبود شدید نان روبرو هستند و از استان گیلان نیز خبر می رسد که قیمت مایحتاج عمومی به شدت گران شده است.

در شهرستان «قاین» در استان خراسان نیز 1 نفر بر اثر یخ زدگی جانش را از دست داده و ارتباط اهالی 64 روستا در استان زنجان با مرکز این استان قطع شده است.

به دنبال قطع گاز و بروز مشکلات جدی برای مردم در شهرهای استان مازندران، روز چهارشنبه 19 دی ماه مردم قائمشهر در مقابل فرمانداری، هلال احمر و اداره گاز این شهر دست به تجمع زده و خواستار رفع مشکلاتشان شدند.

مردم معترض قائمشهر ضمن بستن خیابان ها نسبت به بی توجهی مسئولین دولتی و همچنین افزایش قیمت نیازمندی های خود از جمله امکانات پزشکی اعتراض کردند. گفته می شود که بر اثر سرمای هوا و افزایش شمار بیماران در شهر قائمشهر، بر شمار مراجعه کنندگان به بیمارستان ها و مراکز درمانی این شهر افزوده شده است.

روز 20 دی نیز مردم خمشگین به فرمانداری قائمشهر حمله کردند و با شکستن در و پنجره وارد فرمانداری شدند.

بنا به گزارش ایسنا، مديرعامل شركت گاز لرستان، از بحرانى بودن وضعيت قطعى گاز در استان خبر داد و گفت: در حال حاضر قطعى گاز در شش شهر از جمله خرم آباد، نورآباد، الشتر، كوهدشت، پلدختر و زاغه گزارش شده است. گاز ساير شهرها نيز در حال قطع شدن است... در صورت ادامه سردى هوا در چند ساعت آينده شاهد قطعى گاز سراسر استان خواهيم بود.

مشاور استاندار تهران، از تعطيلى مقاطع ابتدايی، راهنمايى و دبيرستان هاى شهر و شهرستان هاى استان تهران در نوبت صبح و عصر روز چهارشنبه 19 دی خبر داد.

معاون امور عمرانى استاندارى و جانشين ستاد بحران گيلان، افت فشار گاز و قطع برق حداقل 90 روستا را تاييد کرد.

بخشدار دستگردان طبس، از محاصره 20 روستاى اين بخش در بين برف و سرما خبر داد و گفت: هيچ اطلاعى از 10 روستاى محاصره شده در برف اين بخش نيست و وضعيت در 10 روستاى ديگر كه داراى ارتباط تلفنى با مركز بخش هستند، فوق‌العاده بحرانى است و اهالى اين روستاها در معرض آسيب جدى هستند.

این ها گوشه هایی از اخباری است که در رسانه های حکومتی انعکاس یافته است قطعا واقعیت ها خیلی بیش تر از این اخباری است که در رسانه ها حکومتی آمده است.

 

2- بنا به گزارش رسانه های ایران، بر اثر بروز سرمای شدید در تهران، 3 کارتن خواب در خیابان های این شهر جانشان را از دست داده اند. در حالی است که برخی گزارش ها از مرگ حداقل 25 بی سرپناه طی یک هفته گذشته در تهران خبر می دهند.

خبرگزاری حکومتی فارس، نوشت: به دليل سرماي شديد هوا در اردبيل چهارشنبه شب 9 ژانویه 2008، 2 نفر از هموطنان جان خود را از دست دادند. در اين حادثه ناگوار يك زن ميان سال و يك مرد كهن سال به دليل سرما و بيرون ماندن از فضای خانه جان خود را از دست دادند.

كارشناسان پزشكی قانونی علت اصلی مرگ اين 2 نفر را يخبندان و برودت هوا دانسته‌ اند و اعلام شده است جسد آن ها در حال كالبدشكافی است.

 

3- روزنامه سرمایه، 20 دی 1386- 10 ژانویه 2008، نوشت: مصرف گاز طی روزهای اخير و محدوديت ‌هايی كه برای سوخت نيروگاه‌های كشور وجود دارد موجب شد تا شركت توانير روشنايی معابر اصلی و بزرگراه‌ های كشور را تا پايان زمستان امسال 50 درصد كاهش دهد. اين در حالی است كه پيش از اين وزارت نيرو اعلام كرده بود كه امسال سوخت نيروگاه‌ ها با محدوديت مواجه نخواهدشد.

به گفته برخی از كارشناسان وزارت راه و ترابری، كاهش 50 درصدی روشنايی بزرگراه ‌ها و معابر اصلی كشور منجر به افزايش تصادفات جاده ‌ای خواهد شد.

 

4- حکومت اسلامی، در نخستین روز سال جدید 2008، 13 نفر از جمله یک زن جوان و مادر دو کودک خردسال را بدار آویخت. زن اعدام شده راحله زمانی نام دارد و مادر دو کودک پنج و سه ساله است. اجرای حکم اعدام وی، قبلا بر اثر برخی اعتراضات به تاخیر افتاده بود.

به گفته سازمان عفو بین الملل، تعداد اعدام ها در سال 2006 در ایران 177 مورد بوده که در سال 2007 به نزدیک به 300 نفر رسیده است.

این آمار تنها مواردی را شامل می شود که خبر آن در رسانه های حکومتی منعکس شده و مسلما شمار واقعی اعدام ها بیش از این ها است. در حالی که در اکثر کشورهای جهان مجازات اعدام یا لغو شده و یا عملا به اجرا گذاشته نمی شود، اما در حکومت اسلامی، با وجود هشدارها و محکومیت های بین المللی، شمار اعدام ها دو برابر شده است.

ميزان بالای محکومين به اعدام در ايران، اين کشور را جزو سه کشوری که بيش ترين اعدام‌ ها را در جهان انجام ‏می ‌دهند قرار داده است.‏

این در حالی است که در ماه دسامبر ۲۰۰۷،‌ شصت و دومين نشست مجمع عمومی سازمان ‏ملل رای به توقف اجرای حکم اعدام در جهان داد و ابراز اميدواری کردند که همه کشورهای جهان احکام اعدام را از قوانین خود خذف کنند. نه تنها حکومت اسلامی به رای اعتراض کرد، بلکه با این شیوه های وحشیانه اعدام نیز دهن کجی بزرگی به این قوانین نشان می دهد.

روزنامه جمهوری اسلامی، 10 ژانویه 2008، از اعدام پنج نفر ديگر در کشور خبر داده است. به نوشته اين روزنامه، دادگستری خراسان جنوبی اعلام کرده که سه نفر به اتهام «قاچاق مواد مخدر» صبح روز چهارشنبه در بيرجند اعدام شده اند.

روزنامه جمهوری اسلامی، محل  دو اعدام ديگر را تنکابن اعلام کرده و نوشته است: «صبح روز سه شنبه دو تن از قاتلين به نام های محمدرضا صادقی راد و علی کرد رودگرمی در عباس آباد تنکابن به اتهام قتل اعدام شده اند.»

 

5- بر اساس گزارش روزنامه حکومتی «قدس»، در روز دوم ژانويه ۲۰۰۸، برابر با ۱۲ دی ماه ۱۳۸۶، قضات شعبه دوم دادگاه ‏کيفری استان فارس دو مرد به نام های «طيب» و «يزدان» را به اتهام تجاوز به عنف به اعدام به شيوه پرتاب ‏از بلندی محکوم کردند. چهار متهم ديگر نيز به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم شدند.

بر طبق اين گزارش، با اعتراض متهمان به حکم مجازات خود پرونده برای رسيدگی نهايی به‎ ‎ديوان عالی ‏کشور فرستاده شد که قضات ديوان عالی کشور پس از بررسی حکم آن ها‏‎ ‎را تاييد کردند.‏

‎در حال حاضر پرونده برای انجام مقدمات اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنايی شيراز ‏فرستاده شده است‎.‎

 

6- در زاهدان، دست راست و پای چپ 5 نفر را به اتهام «محاربه» قطع کردند. به دستور آیت الله شاهرودی، رییس قوه قضائیه حکومت اسلامی، دادگاه حکومت اسلامی در سیستان و بلوچستان دست و پای 5 نفر را قطع کردند تا مردم محروم و ستم دیده این منطقه را مرعوب سازند. شایان ذکر است که بیش از 90 درصد مردم این استان، با فقر و بیکاری و زندگی غیرقایل تحملی دست و پنجه نرم می کنند و هر بار نسبت به این بی حقوقی خود اعتراض کرده اند با سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی حکومت اسلامی روبرو شده اند.

حجت الاسلام «ابراهیم نکونام» که با حکم ویژه آیت الله شاهرودی، مامور قلع و قمع مردم سیستان و بلوچستان گردیده بود، اتهام این افراد را «محاربه و فساد فی الارض» عنوان کرده است. 48 ساعت قبل از این جنایت هولناک نیز، نکونام، دو تن را در این منطقه بحرانی در انظار عمومی به دار آویخته بود.

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز یک شنبه (ششم ژانویه) به نقل از دادگستری کل سیستان و بلوچستان نوشته است که این احکام در راستای «مبارزه بی ‌امان با مخلان امنيت و گروگانگيران و سارقين مسلح» صادر شده و با «حضور و نظارت کامل تيم پزشکی» اجرا شده است.

 در گزارش ایسنا آمده، دادگستری کل سیستان و بلوچستان اتهامات این پنج نفر را به نام های «م.ع. جلالی»، «ع.ب.ريگی»، «ا. ريگی»، «ع.ر.رودينی» و «د. پهلوان»، “محاربه، افساد فی ‌الارض از طريق راهبندی مسلحانه، مشارکت در سرقت مسلحانه، آدم ‌ربايی مسلحانه و به هم زدن امنيت مردم» ذکر کرده است.

 

7- به دنبال قتل جوانی 18 ساله در بندر ترکمن توسط ماموران انتظامی حکومت اسلامی، مردم این شهر طی روزهای گذشته دست به اعتراضات گسترده ای زدند.

جوان 18 ساله ای با نام «حسام الدين خديور» اهل روستای «چاپاقلی» که همراه با 2 نفر از دوستانش برای صید به دریا رفته بودند بر اثر برخورد قایقشان با قایق ماموران انتظامی به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان جانش را از دست می دهد.

به دنبال قتل این جوان، مردم خشمگین به فرمانداری شهر یورش بردند و اقدام به شکستن شیشه ها و خودرو و قایق های فرمانداری نمودند و نسبت به مرگ این جوان اعتراض کردند.

گزارش ها حاکی ست که در حال حاضر، حالت فوق العاده نظامی در این بندر برقرار است و شمار زیادی از ماموران سرکوبگر در سطح این شهر مستقر هستند.

 

8- روزنامه کيهان، 10 ژانویه 2008، به نقل از وزير اطلاعات نوشته است:  دانشجويان بازداشت شده در فاصله روزهای ۱۲ تا ۱۶ آذر امسال «عناصر اصلی مارکيست ها» هستند.

به نوشته اين روزنامه، غلامحسين محسنی اژه ای با اشاره به اين که «پرونده دانشجويان در حال بررسی است گفته که «افرادی از جريانات وابسته به مارکسيست ها شناسايی و عوامل اصلی آن ها دستگير شده اند که پرونده اين افراد در حال رسيدگی است.»

بيش از 40 دانشجوی دانشگاه های مختلف کشور در فاصله روزهای ۱۲ تا ۱۶ آذر امسال بازداشت شدند که هنوز حدود 30 تن از آن ها زندانی هستند تاکنون خانواده و وکلای آنان اجازه ملاقات با اين دانشجويان را پيدا نکرده اند.

شریعتمداری، نماینده رهبر حکومت اسلامی در کیهان، همانند همیشه این بار برای دانشجویان دستگیر شده توطنه چینی می کند.

 

9- شمس الدین حامد، رئیس اداره مهاجرین ولایت «هرات» در غرب افغانستان، روز چهارشنبه 19 دی ماه در گفتگو با شبکه خبری «بی.بی.سی»، گفت:  جمهوری اسلامی 160 مهاجر افغان را علی رغم بارش شدید برف از ایران اخراج کرده و آنان را به مرز فرستاده است.

رئیس اداره مهاجرین ولایت «هرات»، گفت: این مهاجران روز چهارشنبه در حالی از ایران اخراج شدند که بیش از 60 سانتی متر برف در منطقه مرزی «اسلام قلعه» باریده بود و در صورتی که اقدام فوری به عمل نمی آمد امکان مرگ تمامی آنان وجود داشت.

اخراج مهاجران افغانی از ایران در حالی صورت می گیرد که حتی دولت افغانستان از حکومت اسلامی خواسته است در فصل زمستان از اخراج اتباع این کشور از ایران خودداری کند. حکومت اسلامی ایران، با سیاست های فاشیستی در سال جاری پناهندگان افغانی را دستگیر و زندانی کرده و به زور به جهنم افغانستان روانه کرده است. این اقدام حکومت اسلامی، غیرانسانی و مغایر با قوانین کنوانسیون ژنو است. اما متاسفانه به دلیل این که همه دولت های جهان مواد این کنوانسیون را زیر پا گذاشته اند اعتراضی نیز به حکومت اسلامی در سرکوب و زندان و اخراج پناهندگان افغانی نمی کنند و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در امور پناهندگان نیز، بیش تر نظاره گر قربانی کردن پناهندگان در جهان و به ویژه در ایران است.

 

10- پنج قایق متعلق به نیروی دریایی سپاه پاسداران حکومت اسلامی ایران، روز یک شنبه 7 ژانویه 2008، کشتی های جنگی آمریکا در تنگه هرمز را تهدید کردند.

گزارش ها حاکی ست که کشتی های سپاه پاسداران حکومت اسلامی تا فاصله 200 متری کشتی های جنگی آمریکا نزدیک شدند و در پیام های رادیویی سربازان آمریکایی را تهدید کردند.

به دنبال این اقدام، «کاندولیزا رایس»، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه 8 ژانویه در مصاحبه با شبکه خبری «بی.بی.سی»، این اقدام سپاه پاسداران را خطرناک و تحریک آمیز توصیف کرد و تاکید نمود که ارتش آمریکا از منافع خود و متحدانش در منطقه خلیج فارس دفاع خواهد کرد.

«گوردون جاندرو»، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا نیز از حکومت اسلامی خواست از اقداماتی  تحریک آمیز که ممکن است وقایع  خطرناکی در پی داشته باشد خودداری کند.

«جورج بوش»، رئیس جمهور آمريکا، روز سه شنبه 18 دی ماه 1386- 9 ژانویه 2008، در یک کنفرانس خبری اقدام قایق های سپاه پاسداران حکومت اسلامی علیه کشتی های جنگی آمریکا در تنگه هرمز را اقدامی تحریک آمیز توصیف کرد و گفت: پيام امروز من به مقامات حکومت ایران اين است که نبايد اين کار را می کردند.

«رابرت گيتس»، وزير دفاع آمريکا نیز اقدام قایق های سپاه پاسداران حکومت اسلامی را نگران کننده خواند و به خبرنگاران گفت: بهتر است مقامات حکومت ایران با قبول مسئولیت، بگويند که اين حادثه ديگر تکرار نخواهد شد.

سيدمحمد على حسينی، سخنگوى وزارت امور خارجه حکومت اسلامی ایران، در گفتگو با «ايسنا»، درباره موضوع شناورهاى گشتى ايرانى و ناو آمريكايى در تنگه هرمز، گفت: اين يك مساله عادى است كه هر از گاهى براى طرفين اتفاق می ‌افتد و بعد از شناسايى دو طرف، قضيه حل و فصل می ‌شود. حسينى همچنين تعداد شناورهاى ايرانى را پنج فروند و تعداد ناو آمريكايى را يك فروند عنوان كرد. در حالی که مقامات آمريكايى با بيان اين كه اين حادثه حدود ساعت 5 بامداد روز يك شنبه 7 ژانویه به وقت محلى اتفاق افتاد تعداد ناوها را سه ناو يو.اس.اس پورت رويال، يو اس.اس.هاپر و يو.اس.اس اينگراهام ذكر كرده اند كه در مسير خود در خليج فارس بوده ‌اند كه شناورهاى ايرانى به انداختن بسته‌ هايى مقابل آن ها در آب اقدام می ‌كنند.

 

11- این واقعه زمانی روی می دهد که جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، صبح چهارشنبه 18 دی ماه - 9 ژانویه سفر هشت روزه خود به خاورمیانه را آغاز کرد. در حالی که در ماه های اخیر پس از گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا مبنی بر توقف فعالیت های اتمی توسط حکومت اسلامی، لحن سران دولت آمریکا و حکومت اسلامی آن چنان ملایم تر شده بود که حتی بحث مذاکرات را نیز به میان کشیدند. در هر صورت اقدام نیروی دریایی سپاه می توانست عاملی برای آغاز درگیری میان ایران و آمریکا شود. زیرا این اتفاقات بهانه ای برای آغاز هرجنگی است.

جرج بوش، روز سه شنبه، در سفری هشت روزه به خاورمیانه از کشورهای اسراییل، کویت، بحرین، امارات عربی متحده، عربستان سعودی و مصر دیدار می کند. بوش هم چنین طی این سفر، برای نخستین بار، به کرانه غربی رود اردن نیز سفر می کند.

سفر رییس جمهوری آمریکا به منطقه شش هفته پس از کنفرانس آناپولیس آمریکا صورت می گیرد. در آن کنفرانس رهبران اسراییلی و فلسطینی پذیرفته بودند که گفتگوهای صلح را بار دیگر از سر گیرند. اما تاکنون نه تنها هیچ گونه پیشرفتی در این مورد دیده نشده است بر عکس، حملات ارتش اسرائیل به فلسین نیز افزایش یافته است. بنابراین، یکی از اهداف سفر بوش به خاورمیانه، پیگیری تصمیمات کنفرانس آناپولیس است.

موضوع مهم دیگری که در سفر جرج بوش مطرح است موضوع عراق است. قرار است بوش در کویت با ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق، و همچنین رایان کروکر، سفیر ایالات متحده در بغداد، دیدار کند.

موضوع دیگر هدف بوش، مذاکره با روسای دولت های منطقه در رابطه با حکومت اسلامی است. مسئله مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق، کمک حکومت اسلامی به گروه های شیعه عراق و پرونده هسته ای حکومت اسلامی، ار جمله مسایل مورد بحث بوش با سران این کشورها است.

در این میان منوچهر متکی، وزیر امور خارجه حکومت اسلامی، سفر جرج بوش را به خاورمیانه تلاشی «تبلیغاتی» خواند که با هدف «دخالت» در روابط کشورهای منطقه طراحی شده است.

 

در چنین شرایطی حکومت اسلامی، هم چنان محمود صالحی، منصور اسانلو، فعالین جنبش زنان و جنبش دانشجویی را در سیاه چال ها نگاه می دارد. بار دیگر محمود صالحی از زندان به بیمارستان منتقل شده است و حال وی وخیم است. تلاش های گسترده ای در داخل و خارج کشور برای آزادی وی و دیگر فعالین و رهبران جنبش های یاد شده و هم چنین آزادی همه زندانیان سیاسی در جریان است.

در شرایطی که مردم بسیاری از شهرهای ایران، در اثر سرما و قطع سوخت به فلاکت دیگری دچار شده اند، دور از انتظار نیست که این مردم جان به لب رسیده هم چون مردم قائمشهر به دلیل کمبود نان و سوخت، دست به اعتراض و شورش بزنند. در هر صورت بالاتر از سیاهی رنگی نیست و کارد به استخوان مردم رسیده است. بر این اساس حق طبیعی مردم و در پیشاپیش همه طبقه کارگر و اتحاد و پیوند جنبش های دیگر با جنبش کارگری است که صف آن چنان قدرتمند اجتماعی خود را در مقابل حکومت اسلامی به وجود آورند که هرگونه حمله و گستاخی را از مامورین سرکوبگر سلب نمایند و راه را برای تحولات اساسی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هموار سازند. مردم باید سرنوشت خویش را به دست خویش رقم بزنند. آن هایی که تا دیروز منتظر دخالت آمریکا و متحدانش در ایران برای «برقراری دمکراسی» دوخته بودند و به مردم وعده دخالت آمریکا را می دادند امروز سرگیجه سیاسی گرفته اند. زیرا  هم سران کاخ سفید و هم رهبر حکومت اسلامی رسما به همدیگر چراغ سبز نشان داده اند. خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی برای اولین بار صریحا گفته است که اگر رابطه با آمریکا برای ما مفید باشد من مستقیما پیش قدم می شوم، در حالی که تا دیروز هر کسی از عوامل و عناصر و جناح های درون حکومت از مذاکره با آمریکا حرف به میان می آورد با غضب ایشان روبرو می شد؟! روشن است که معاملات پشت پرده سران حکومت اسلامی و آمریکا دستاوردهای مهمی برایشان در برداشته است. از این رو، تهدید گستاخانه و تحریک آمیز نیروی دریایی سپاه پاسداران حکومت اسلامی ایران و «خویشتنداری» نیروی دریایی آمریکا در مقابل این گستاخی نمی تواند تاثیری در روند این معاملات بگذارد. در چنین موقعیتی انسان های متوهم متوجه شده اند که نه رقابت و کمشکش سران این دو حکومت و نه معاملاتشان کم ترین ربطی به منافع مردم ایران و مردم آمریکا ندارد. رفع هرگونه خطر جنگ و محاصره اقتصادی به نفع مردم ایران و به نفع مبارزه بر علیه حکومت اسلامی است. بنابراین، مردم آزادی خواه و برابری طلب ایران، باید با اتحاد و همبستگی خود، به مقابله همه جانبه ای بر علیه این حکومت جانی برخیزند و به قدرت اجتماعی و مبارزه طبقاتی خویش باور داشته باشند. تاریخ نشان داده است که اگر جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری با هدف تغییر و با افق و چشم انداز سوسیالیستی وارد عرصه مبارزه جدی با ستم گران و استثمارگران و حکومت جانی آن ها شوند این حکومت و حامیان بین المللی آن قادر نخواهند بود مانع پیشروی جنبش های اجتماعی شوند.

مسلم است که بدون مبارزه پیگیر و هدفمند جنبش های اجتماعی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی با استراتژی سوسیالیستی، جامعه ما غیر از این که از سرکوب و اختناق و سانسور و فقر و فلاکت اقتصادی رها نخواهد یافت، بلکه حکومت اسلامی، با ماجراجویی ها و سیاست های تحریک آمیز خود به احتمال قوی جامعه ما را به سوی کمشکش و درگیری های ملی و مذهبی و حملات خارجی و محاصره اقتصادی سوق خواهد داد.

نباید بگذاریم حاکمان جانی حکومت اسلامی، بیش از این جامعه ما را به درون فلاکت اقتصادی و خشونت و جنگ و کشتار بکشانند.

 

بیستم دی 1386 - 10 ژانویه 2008

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:6  توسط بهرام رحمانی  | 

          بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu  

 

در ماه های اخیر، مشکلات و معضلات کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، فزونی یافته است. دلایل اصلی این وضعیت در مسایل عدیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. از مسایل امنیتی، زندانی بودن سخنگوی کمیته هماهنگی، تهدیدهای امنیتی برخی از فعالین آن، فشارهای اقتصادی که مانع برگزاری جلسات و مجامع عمومی همه اعضای آن می شود، گرایشات مختلف درون آن و عدم تجربه و سنت در عرصه تشکل یابی کارگران و... همچنین دخالت های غیرمسئولانه سکتاریستی و تزها و تئوری های ذهنی و صرفا روشنفکرانه برخی گروه های حاشیه ای و رفرمیستی نیز مشکلات این تشکل کارگری را تشدید کرده است.

 

مسلما، مهم ترین چالش های پیشروی جامعه ایران در سال 2008، صف بندی های جدید طبقاتی جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی مردم کردستان و دیگر جنبش های تحت ستم برابری طلب سراسر ایران با حکومت اسلامی از یک سو و شفاف تر شدن مرزبندی های این جنبش ها با گرایشات بورژوایی از سوی دیگر است.

 

شکی که در این دوره مبارزه برای آزادی فوری محمود صالحی، منصور اسانلو، دانشجویان دستگیرشده و فعالین جنبش زنان و مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی از اولویت ویژه ای برخوردار است. اما در عین حال تاکید به آزادی بیان و قلم، اعتصاب و تشکل مستقل از دولت نباید تحت تاثیر این اولویت ها به حاشیه رانده شود، بلکه باید پارالل پیش برود. در واقع اگر جامعه ما، تشکل های قوی طبقاتی در مقابل حکومت اسلامی هار و تا دندان مسلح ایجاد نکند و توازن قوا را به نفع خود تغییر ندهد، هر پیشروی قابل برگشت بوده و فعالین جنبش های اجتماعی نیز همواره در معرض خطر تهدید و ترور، سرکوب و دستگیری، زندان و شکنجه خواهند بود. بنابراین، جامعه ما به برپایی تشکل های واقعی کارگران، زنان، دانشجویان با افق و چشم انداز سوسیالیستی مانند نان شب نیاز مبرم دارد. از سوی دیگر، پیوند واقعی و عملی این جنبش ها با همدیگر آن صف قدرتمند طبقاتی را به وجود می آورد که هیچ نیرویی توان ایستادگی در مقابل آن را ندارد. قدرت این جنبش ها در تشکل و مبارزه هدفمند و جهت دار است، نه حرکت های خود به خودی.

 

آزادی تشکل حق مسلم کارگران و همه جنبش های اجتماعی است. اساس قدرت طبقه کارگر به عنوان یکی از طبقات اصلی جامعه در تشکل و اتحاد و همبستگی طبقاتی و مبارزه متحد و متشکل آن است. همچنین حق طبیعی کارگران است که چه نوع تشکلی و با چه اهدافی را به وجود بیاورند. کارگری که صبح تا شب کار می کند اما آن چه که به عنوان دستمزد به دست او می رسد کفاف زندگی خود و خانواده اش را نمی دهد بهتر از هر کس دیگری می داند که ستم و استثمار سرمایه داری چیست؟ و کارگران بهتر از هر کس دیگری می دانند که باید تشکل خود را به وجود آورند تا از طریق آن با اتحاد و همبستگی خود در مقابل تضییقات و فشارهای سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه بایستند. تنها سلاح کارگران در مقابل یورش سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه به سطح معیشت و زندگی آن ها و آزادی هایشان، مبارزه متشکل و متحد و هدفمند است. کارگران با تشکل توده ای خود در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دخالت می کنند و از این طریق خود را برای تحولات سرنوشت ساز تاریخی آماده می نمایند.

 

هر انسان کمونیست و هر جریان کمونیستی که شبانه روز نیروی خود را برای تشکل یابی و مبارزه هدفمند کارگران اختصاص می دهد و از هر درجه تشکل یابی کارگران نه تنها استقبال می کند، بلکه امکاناتی را نیز برای تسهیل تشکل یابی کارگران بدون کوچک ترین چشم داشتی در اختیار فعالین این عرصه قرار می دهد و از اعضا و فعالین خود نیز می خواهد در آن فعال باشند. حتی اگر به لحاط نظری انتقادی هم به سیاست های آن تشکل و فعالین آن داشته باشد.

 

مسلما، هیچ دولتی و حزبی و سازمانی حق ندارد سیاست های خودش را بر تشکل های کارگران تحمیل کند. این تشکل ها از طریق مجامع عمومی خود برنامه و اساسنامه و سیاست های خود را تدوین و تصویب می کنند و نمایندگان خود را نیز انتخاب می نمایند. دولت موظف است تشکلی که کارگران به وجود آورده اند به ثبت برساند و به هیچ وجه حق دخالت در امور داخلی آن را ندارد. اساسا یک ویژه گی مهم تشکل مستقل کارگری این است که باید مستقل از دولت باشد. تشکلی که با اجازه و دخالت دولت به وجود آید فعالین آن چه بخواهند و چه نخواهند نهایت امر تشکل شان به مرور زمان به زایده دولت تبدیل خواهد شد. اما حضور احزاب را نمی توان در این تشکل ممنوع کرد. چرا که عضویت در تشکل کارگری فردی است و فرد هم حق دارد عضو فلان حزب باشد و در فلان کانون فرهنگی و دمکراتیک فعالیت نماید نباید مانعی در عضویت آن در تشکل کارگری وجود داشته باشد. مانع درست کردن برای اعضای احزاب و سازمان ها در تشکل کارگری، عملا زیر پا گذاشتن حق آزادی فعالیت افراد است. اما سازمان ها و احزاب نباید به خودشان اجازه بدهند تشکلی که کارگران برپا کرده اند یا به زیر سلطه سیاست های خود بکشانند و یا درون آن اختلاف و تفرقه بیاندازند. ظاهرا همه این اصل را می پذیرند که نباید تشکل کارگران را تحریب کرد. اما برخی از گروه های حاشیه ای و غیرمسئول عملا به شیوه های نادرستی برای پیشبرد اهداف خود در درون «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری»، متوسل می شوند و با راه انداختن تبلیغات علیه فعالین آن تشکل، اختلافات جزئی درون این تشکل ها را به سوی یک بحران عجیب و غریب سوق می دهند که احتمالا انشعاب و انحلال چنین تشکلی را در پی دارد.

 

مدت هاست که گروه های چند نفره حاشیه ای و غیرمسئول خودشیفته با تزها و تئوری عجیب و غریب شان حرکت مستمری را بر علیه «کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری» آغاز کرده اند. در حالی که این گروه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:29  توسط بهرام رحمانی  | 

با آرزوی سال نو و برابر برای همه!
مقدمه
سالی که گذشت سیستم سرمایه داری، هم چنان عنان گسیخته تعرض خود را به دستاوردهای بشری در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ادامه داد. استثمار غیرانسانی نیروی کار، توزيع ناعادلانه درآمدها، مناسبات نابرابر بين دو جنس، تخریب محيط زيست، عدم امنیت شغلی، محدودیت های بهداشتی، آموزش و پژوهش و غيره بیش از گذشته به سیاست عمومی سرمایه داری جهانی و دولت های حامی سرمایه تبدیل گردید. از سوی دیگر، مبارزه طبقه کارگر با سیستم سرمايه داری که منطق اصلی اش استثمار و انباشت سود است گسترش یافت.
در آخرين ماه های سال ۲۰۰۷ بهای هر بشکه نفت ۹۰ تا ۱۰۰ دلار در نوسان بود. افزایش این طلای سياه و امکان اوج گيری باز هم بيش تر آن، از فشارهای تورمی بر مزدبگیران نکاست و از این افزایش کلان قیمت نفت، چیزی عاید شهروندان کشورهای صادرکننده نفت از جمله ایران، نشد.
افزایش بی سابقه بهای نفت، رشد فوق العاده صادرات و ذخائر ارزی چین، کاهش ارزش دلار و بحران بانکی و مستغلاتی آمریکا در سال ۲۰۰۷ اقتصاد جهانی را با تحولاتی کم سابقه روبرو ساخت. در کنار بالارفتن بهای نفت خام، افزایش فوق ‌العاده ذخائر ارزی و صادرات چین را می ‌توان مهم ترین رویداد اقتصادی سال ۲۰۰۷ جهان دانست. اواخر تابستان ۲۰۰۷ اعلام شد که ذخیره ارزی چین، به بیش از هزار میلیارد دلار رسیده است. دست کم یک چهارم این مبلغ به سرمایه گذاری در صنایع و شرکت ‌های خارجی اختصاص یافت.
کارشناسان اقتصادی پیش بینی‌ کردند که چین برای نخستین بار عنوان «قهرمان صادرات جهان» را از انحصار آلمان خارج خواهد کرد. آلمان تا سال ۲۰۰۶ با حدود ۸۰۰ میلیارد دلار صادرات، همواره مقام نخست جهان را در این عرصه داشت.
در ماه نوامبر ۲۰۰۷، ارزش هر یورو به یک و نیم دلار رسید. بعضی از کارشناسان  این را نشانه پایان دوران رهبری دلار بر بازار جهانی دانستند.
در این میان دولت آمریکا، اين مرکز نظم نوین جهانی امپرياليستی، هم چون گذشته تلاش کرد کشور دیگری را کیسه بوکس خود قرار دهد تا به جنایات خود در خاورمیانه سرپوش بگذارد. و آن، تهدید بمباران نقاطی از ایران و محاصره اقتصادی این کشور بود. حکومت اسلامی نیز از این فرصت برای سرکوب هر چه شدیدتر فعالین جنبش های اجتماعی بهره برد. آمریکا که پس از فروپاشی شوروی تلاش کرد سلطه و هژمونی خود را از طریق میلیتاریسم و لشکرکشی در جهان تثبیت کند و خود در راس جهان یک قطبی قرار گیرد ناکام ماند. چرا که به جای جهان دو قطبی سابق - بلوک شرق و غرب - دوران جنگ سرد،  دست کم به جهان چهار قطبی، یعنی ايالات متحده آمریکا و کانادا، اتحادیه اروپا، ژاپن و چین تبدیل شده است. بنابراین، این آرزوی سیاست مداران آمریکا به یک آرزوی دست نیافتنی بدل شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:40  توسط بهرام رحمانی  | 

با تبریک سال نو میلادی۲۰۰۸!
جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»، رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده  و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.

 

طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگر نظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی  را دستگیر کرده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:13  توسط بهرام رحمانی  | 

این روز که با فراخوان «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» در داخل و خارج کشور برگزار شد در استکهلم نیز این حرکت با حضور بیش ٢٥٠ نفر از ایرانیان آزادی خواه و انسان دوست و عدالت خواه در هوای سرد و بارانی در مرکز شهر استکهلم و با جلب توجه هزاران نفر با شعارهای «همه دانشجویان زندانی آزاد باید گردند»، «محمود صالحی، منصور اسانلو، محسن حکیمی و... آزاد باید گردد»، «فعالین جنبش زنان آزاد باید گردد»، «سرنگون باد حکومت اسلامی ایران»، «زنده باد سوسیالیسم» و... برگزار شد. سه کانال تلویزیونی که برنامه های خود را رو به ایران پخش می کنند از این حرکت گزارش تهیه کردند. شرکت کنندگان علاوه بر شعارها، تصاویر زیادی نیز از محمود صالحی، منصور اسانلو، دانشجویان زندانی، اعدام و... در دست داشتند. همچنین خانم زینت هاشمی خبرنگار رادیو پژواک (رادیو دولتی سوئد - بخش فارسی) گزارشی برای پخش از این رادیو تهیه کرد.

در فراخوان این آکسیون آمده بود:

«حکومت اسلامی ایران در مقطع ١۶ آذر، روز دانشجو، بیش از ۴٠ فعال دانشجویی چپ دانشگاه های مختلف ایران را دستگیر و زندانی کرده است. ١۶ آذر روزی است که ماموران نظامی رژیم سلطنتی شاه با به اهتراز در آوردن پرچم سه رنگ شاهنشاهی، به دانشگاه تهران حمله کردند و سه دانشجو را به قتل رسانده و تعداد بی شماری را زخمی، دستگیر و زندانی کردند. از آن تاریخ، ١۶ آذر به روز دانشجو معروف گردید. ١۶ آذر امسال نیز دانشجویان برابری طلب و آزادی خواه و چپ، روز دانشجو را به روز اعتراض عمومی در دفاع از مطالبات خود، در دفاع از آزادی و برابری و حقوق کارگران و مردم آزادی خواه علیه حکومت ستم گر و ارتجاعی اسلامی بدل کردند.

 

ما سازمان ها، احزاب و جمع های امضاء کننده این اطلاعیه، در پاسخ به فراخوان  «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب»، روز جمعه ۲۸ دسامبر آکسیونی در مرکز شهر استکهلم در همبستگی با همه دانشجویان زندانی برگزار می کنیم.

 

از همه انسان های آزادی خواه و برابری طلب دعوت می کنیم با شعار آزادی دانشجویان در بند، و نیز آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو، مریم حسین خواه، جلوه جواهری، روناک صفارزاده، هانا عبدی، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار... و همه زندانیان سیاسی در این آکسیون  شرکت کنند.

 

زمان: جمعه 28 دسامبر 2007، ساعت 16  

مکان: مرکز شهر استکهلم، میدان سرگل، مقابل خانه فرهنگ

 

برگزارکنندگان: کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) - سوئد؛ رادیو زنان؛ انجمن حق زن، حزب حکمتیست - تشکیلات استکلهم؛ هسته اقلیت - استکهلم؛ تشکیلات حزب کمونیست ایران - استکهلم. علاوه بر این ها حزب کمونیست کارگری در استکهلم و حزب اتحاد کمونیسم کارگری نیز از این حرکت پشتیبانی و در آن شرکت داشت.

احزاب و سازمان ها با شعارهای خود در این تظاهرات حضور داشتند، نخست بهرام رحمانی از سوی برگزار کنندگان سخنرانی کرد. سپس پیام «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» توسط رعنا کریم زاده از سازمان سراسری پناهندگان ایرانی قرائت گردید. و در ادامه، رحمان حسین زاده از حرب حکمتیست؛ شمسی خرمی از حزب کمونیست ایران؛ لیلا قرایی از رادیو زنان؛ محمد امیری از حزب کمونیست کارگری ایران؛ ماریا رشیدی از انجمن حق زن؛ پناهجویی به نام خلیل از سوی جمعی از پناهجویان سخرنانی کردند. همچنین پیام دیگری از «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» را آرش ابسالان از کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) قرائت گردید.

در پایان این آکسیون، یوآننا دانشجوی سوئدی، قطعنامه تظاهرات را به زبان سوئدی و سارا فارسی آن را قرائت کردند. قطعنامه ضمیمه گزارش است.

***

 

بیانیه پایانی تجمع اعتراضی  28 دسامبر 2007 در شهر استکهلم

 

رژیم اسلامی ایران، در تکمیل جنایات حکومت سلطنتی، سرکوب جنبش های اجتماعی را شدت بخشیده است. هم اکنون ده ها دانشجوی چپ و آزادی خواه دستگیر و زندانی شده اند. «جرمم ان ها فقط سازمان دهی حرکت های اعتراضی 16 آذر، روز دانشجو خود بر علیه جنایات حکومت سلطنتی و اسلامی است.

اعتراض گسترده ای در داخل و خارج کشور برای آزادی دانشجویان و همه زندانیان سیاسی در جریان است.

در حمایت از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ما سازمان ها و احزاب چپ و سوسیالیست و نهادهای دمکراتیک و ایرانیان و مردم آزادی خواه مقیم استکهلم، در اجتماع اعتراضی شهر استکهلم گرد آمدیم تا انزجار شدید خود را از سرکوبگری های اخیر رژیم اسلامی در دانشگاه ها و دستگیری و شکنجه فعالان دانشجویی در دانشگاه های ایران و همچنین فعالین جنبش کارگری و زنان اعلام می داریم. ما خواستار آزادی بدون قید و شرط و فوری تمام فعالین دانشجویی، فعالین کارگری، فعالین جنبش زنان و فعالین حقوق مدنی و اجتماعی هستیم. ما همچنین اعلام می داریم که تا آزادی تمام دستگیر شدگان مراسم های 16 آذر و آزادی دیگر فعالین کارگری، سیاسی و مدنی به اعتراض خود به شیوه های مختلف ادامه خواهیم داد.

 

در همین رابطه تاکید می کنیم:

 

1- دانشجویان زندانی فورا باید آزاد شوند. به شکنجه و اذیت و آزار دستگیر شدگان باید پایان داده شود.

2- محمود صالحی، منصور اسانلو و همه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.

3- به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در دانشگاه ها پایان داده شود. دانشگاه محل تحصیل و کسب دانش است و پادگان نیست.

4- ما از فعالیت های موثر خانواده دانشجویان زندانی قویا حمایت می کنیم و به تلاش های آن ها درود می فرستیم.

5- ما خواستار اتحاد و همبستگی کارگران، دانشجویان، زنان و همه جنبش های اعتراضی رادیکال جامعه ایران علیه رژیم اسلامی هستیم.

6- ما از همه احزاب و جریانات چپ و مترقی و کارگری، از همه سازمان ها، نهادها و شخصیت  های مدافع حقوق انسان در سراسر دنیا، می خواهیم به هر نحو ممکن بر جمهوری اسلامی اعمال فشار کنند و خواستار آزادی فوری دستگیرشدگان اخیر و کلیه زندان سیاسی ایران بشوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:55  توسط بهرام رحمانی  | 

از تظاهرات ٢۸ دسامبر دانشجویان ایران حمایت کنیم!

 

حکومت اسلامی ایران در مقطع ١۶ آذر، روز دانشجو، بیش از ۴٠ فعال دانشجویی چپ دانشگاه های مختلف ایران را دستگیر و زندانی کرده است. ١۶ آذر روزی است که ماموران نظامی رژیم سلطنتی شاه با به اهتراز در آوردن پرچم سه رنگ شاهنشاهی، به دانشگاه تهران حمله کردند و سه دانشجو را به قتل رسانده و تعداد بی شماری را زخمی، دستگیر و زندانی کردند. از آن تاریخ، ١۶ آذر به روز دانشجو معروف گردید. ١۶ آذر امسال نیز دانشجویان برابری طلب و آزادی خواه و چپ، روز دانشجو را به روز اعتراض عمومی در دفاع از مطالبات خود، در دفاع از آزادی و برابری و حقوق کارگران و مردم آزادی خواه علیه حکومت ستم گر و ارتجاعی اسلامی بدل کردند.

 

ما سازمان ها، احزاب و جمع های امضاء کننده این اطلاعیه، در پاسخ به فراخوان  «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب»، روز جمعه ۲۸ دسامبر آکسیونی در مرکز شهر استکهلم در همبستگی با همه دانشجویان زندانی برگزار می کنیم.

 

از همه انسان های آزادی خواه و برابری طلب دعوت می کنیم با شعار آزادی دانشجویان در بند، و نیز آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو، مریم حسین خواه، جلوه جواهری، روناک صفارزاده، هانا عبدی، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار... و همه زندانیان سیاسی در این آکسیون  شرکت کنند.

 

زمان: جمعه 28 دسامبر 2007، ساعت 16  

مکان: مرکز شهر استکهلم، میدان سرگل، مقابل خانه فرهنگ

 

برگزارکنندگان:

 

- کانون زندانیان سیاسی ایران  (در تبعید) - سوئد

- رادیو زنان

- انجمن حق زن

- حزب حکمتیست - تشکیلات استکلهم

- هسته اقلیت - استکهلم

- تشکیلات حزب کمونیست ایران - استکهلم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 13:16  توسط بهرام رحمانی  | 

با تمام نیرو برای آزادی دانشجویان دربند بکوشیم!

          بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

دانشجویان امسال در حالی به استفبال روز خود رفتند که فشار بر روی فعالین دانشجویی به اوج خود رسیده بود. صدها دانشجو از دانشگاه های سراسر كشور از تحصيل محروم مانده اند؛ پنج ماه از ربودن صباح نصری و هدايت غزالی توسط نيروهای امنيتی در شهرهای كردستان می گذرد و اين دو دانشجوی دانشگاه های تهران، ماه هاست كه بدون تفهيم اتهام، ملاقات، اطلاع از محل نگهداری و حتی گفتگو با خانواده هايشان، دربندند و هيچ نهادی پاسخ گو نيست و وزارت علوم هم تنها به سلب مسئوليت اكتفا كرده است؛ در سال جاری ده ها نشریه دانشجویی تعطیل و یا تشکل های آن ها منحل و فعالین شان تحت پیگرد قرار گرفته است؛ تنها به بهانه برگزاری برنامه هایی به مناسبت روز دانشجو، بيش از 40 دانشجو را به عنوان «اخلالگر» و «اقدام علیه امنیت ملی؟» دستگیر و زندانی کرده اند. ياسر گلی، آسو صالح، مسعود كردپور و ده ها دانشجوی ديگر دانشگاه كردستان به زندان محكوم گردیده اند و برای تعداد زیادی از دانشجويان دانشگاه سنندج، احكام سنگين محروميت از تحصيل تحمیل کرده اند و یا به دانشگاه های شهرهای دوردست تبعيد شده اند...

امسال روز دانشجو، در حالی در دانشكده های ارتباطات و روزنامه نگاری برگزار گردید كه بيش از 14 روزنامه نگار در زندانند و روزنامه نگار كرد، عدنان حسن پور، به مرگ محكوم شده و روزنامه نگاران ديگر كرد هيوا بوتيمار، اجلال قوامی، محمد صديق كبودوند و... به دلایل پوچ و بی اساسی در زندان نگاهداری می شوند.

اخیرا گزارشگران بدون مرز، با نتشار بیانیه ای اعلام کرده بود که ايران از جمله کشورهای سرکوبگر در عرصه اينترنت است و در ليست ١٣ کشور «دشمنان اينترنت» در جهان قرار دارد. در اين کشور در طی سال گذشته بيش از ١٠ ميليون صفحه اينترنت به بهانه داشتن محتوای «غيرقانونی و مغاير با عفت عمومی» مسدود شده است. مقامات حکومت اسلامی ايران، برای جلوگيری از بارگيری فيلم و موسيقی و اطلاعات مورد نياز بر روی سايت های کاربران ايرانی را از اينترنت با سرعت بالا محروم کرده اند. با ١٥ روزنامه نگار و وب نگار زندانی، ايران بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است. این نهاد بین المللی، قبلا نیز نوشته بود که سران حکومت اسلامی دشمن درجه یک آزادی بیان هستند.

دانشگاه مرکزی برای اشاعه علم و هنر و سنگر محکمی برای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است؛ به همین دلیل تمام نیروهای خرافی و عقب مانده و در راس همه سران جنایت کار حکومت اسلامی دانشگاه ها را برای قدرت و حاکمیت خود مضر می دانند. اما با وجود این همه وحشی گری نیروهای سرکوبگر حکومت بر علیه جنبش دانشجویی، دانشگاه های ایران، در طول تاريخ مبارزان زیادی را با افکار و آرای برابری طلبانه و سوسیالیستی پرورش داده است. به ویژه در سال های اخیر، بسیاری از فرزندان کارگران و مردم محروم و تحت ستم نیز به دانشگاه ها راه یافته اند که با پوست و گوشت خود ستم و ظلم و استثمار سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه را تجربه کرده اند. بیش تر از نیمی از دانشجویان دانشگاه های ایران زن هستند که بر علیه آپارتاید جنسی و برابری واقعی بین زن و مرد مبارزه می کنند. از این رو، آنان آگاهانه برای تغییر نظم موجود با جسارت فوق العاده ای مبارزه می کنند و بهای آن را نیز آگاهانه با تهدید و زندان و شکنجه می پردازند.

از موقعی که پاسدار احمدی نژاد به قدرت رسیده است فشار و توهین و بی حرمتی بر شهروندان در محیط کار و خیابان ها، تهدید و زندان  و شکنجه فعالین جبش کارگری، زنان و دانشجویان، نویسندگان و روزنامه نگاران، به ویژه در دانشگاه ها بیش از پیش تشدید شده است.

حکومتی که چوبه های دار خود را در میادین شهرها برپا کرده است؛ در خیابان ها تحت عنوان «اراذل و اوباش» به زنان و جوانان یورش می برد؛ فعالین جنبش های اجتماعی دستگیر و زندان و شکنجه می کند و برای آن ها پاپوش درست می کند؛ رهبری کارگری بیمار هم چون محمود صالحی را که به درمان فوری نیاز دارد به حالت اغما رها می کند و یا فقط برای چند ساعتی اجازه می دهد در بیمارستان آن هم در حالی که دست و پایش را به تخت بسته اند، تحت معالجه قرار گیرد؛ ابراهیم نوروزی گوهری، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، محسن حکیمی، از اعضای کمیته هماهنگی، علیرضا عسگری و حسین غلامی را بی دلیل دستگیر و زندانی می کند (23 آذر 13869)؛ روناک صفازاده و هانا عبدی، از فعالان زندانی جنبش زنان را دخالت در انفجارهای اخیر سنندج متهم می نماید؛ ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار خوزستانی که اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه را پوشش داده و به همین دلیل دستگیر شده، مهتم به تلاش برای بمب گذاری می کند؛ به کافی نت ها به بهانه وجود مسائل «غیراخلاقی» یورش می برد و 24 کافی نت و کافی شاپ را در سطح شهر تهران یک جا تعطیل می کند؛ و ... کلیت چنین حکومتی ضدانسان و ضدآزادی است و باید هر چه زودتر با مبارزه طبقاتی و قدرت انقلاب اجتماعی روانه گورستان تاریخ شود.

دستگاه امنیتی حکومت اسلامی، بی شرمانه در مورد همه دستگیرشدگان مدعی شده است که به دلیل «اقدام علیه امنیت کشور» دستگیر شده اند. در حالی که امنیت ایران و جامعه ایران توسط حکومت اسلامی به خطر افتاده است نه توسط فعالین جنبش های اجتماعی که برای برقراری امنیت و آرامش و رفاه و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در جامعه مبارزه می کنند و با سرکوب و خشونت ارگان های سرکوب حکومت اسلامی روبرو می شوند.

لازم به تاکید است که حمله نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی به فعالین جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، حنبش زنان و مردم محروم و آزادی خواه از سر ترس و وحشتی است که به جان سران حکومت اسلامی افتاده است. آن ها از بالا گرفتن اعتراضات و اعتصابات این جنبش های اجتماعی احساس خطر می کنند. حکومتی که پایه هایش محکم باشد و رهبران آن احساس ترس از دست رفتن قدرت خود نکنند هرگز به این شیوه های وحشیانه برای سرکوب فعالین جنبش های اجتماعی متوسل نمی شوند که سران حکومت اسلامی در پیش گرفته اند. هر چه قدر سران حکومت اسلامی نیروهای سرکوبگر خود را به جان مردم می اندازند به همان نسبت نیز خشم و نفرت مردم از آن ها چندین برابری می شود. این وضعیت و همه شواهد نشان می دهند که سران حکومت اسلامی بقای حاکمیت خود را فقط در سرکوب و شکنجه و اعدام می بینند. حکومتی که به چنین نقطه ای سقوط کند در واقع با بن بست روبرو شده است نه راه پیش دارد و نه راه پس، بنابراین، محکوم به فروپاشی و اضمحلال است. سران حکومت اسلامی، با سرکوب می توانند قدری عمر حکومت خود را بیش تر کنند اما دیگر حکومتی نفرت انگیز و غیرقابل تحملی است که جامعه برای سرنگونی آن هر لحظه و هر روز فکر می کند. به قول دانشجویان قهرمان: «دیگر توپ و تانک و بسیجی اثر ندارد!»، «سوسیالیسم یا بربریت!»، «مرگ بر دیکتاتور» و... یعنی این حکومت جانی ستم گر و استثمارگر، باید با قدرت مبارزه متحد و مستقل جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش همه طبقه کارگر متشکل و آگاه که استراتژی سوسیالیستی را در افق و چشم انداز خود قرار داده است، سرنگون گردد.

همان طور که در بالا تاکید کردیم حکومت اسلامی، به ویژه در سال جاری سیاست سرکوبگرانه ای را با هدف پیگیری از برگزاری روزهای مهم تاریخی، نیروهای سرکوبگر خود را به حال آماده باش درمی آورد و حکومت نظامی اعلام نشده برقرار می کند و ماموران امنیتی خود را مانند خفاشان شب به شکار فعالین جنبش های اجتماعی می فرستد تا به زعم خود با راه انداختن رعب و وحشت جلو حرکت های اعتراضی را بگیرد. اما غافل از این که چنین سیاستی حتی نیروی خفته را هم بیدار می کند و به ضد خود تبدیل می گردد. به طوری که با دستگیری بیش از چهل فعال و سازمانده جنبش دانشجویی، مراسم های این روز نه تنها با قدرت برگزار شد، بلکه حتی در دانشگاهی هم که خبری نبود دانشجویان با شعارهای برابری و آزادی و سوسیالیسم به میدان آمدند و با قدرت خواستار آزادی فوری رفقای دستگیرشده خود شدند.

به یاد داریم که قبل از 11 اردیبهشت سال جاری، در مقطع روز جهانی کارگر، ماموران امنیتی حکومت اسلامی، محمود صالحی، این رهبر جنبش کارگری ایران را از محل کارش در شهر سقز به بهانه این که فرماندار قصد دارد با وی در مورد مراسم اول ماه مه گفتگو کند با خود بردند که حداقل 24 ساعت خانواده اش خبری از او نداشتند و بعد معلوم شد که ماموران امنیتی حکومت اسلامی رسما او را ربوده و به زندان سنندج انتقال داده اند. هدف شان این بود که از فعالین کارگری زهر چشم بگیرند تا به فکر برگزاری روز جهانی کارگر نباشند. دیدیم که فعالین و تشکل های مستقل کارگری مرعوب این وضعیت نشدند و مراسم اول ماه مه خود را هر چه با شکوتر برگزار کردند.

اخیرا نیز ماموران حکومت اسلامی، در مقطع 16 آذر، روز دانشجو، با همین هدف به منازل فعالین آزادی خواه و چپ و سوسیالیست جنبش دانشجویی یورش بردند و با ضرب و شتم آن ها را دستگیر کردند. تعداد دیگری را نیز در خیابان ها و دانشگاه ربودند و هنوز کسی به درستی نمی داند که آن ها را در کدام زندان نگاهداری می کنند. حتی وکلای آن ها نیز از وضعیت دستگیرشدگان بی خبرند. اما با همه دیدیم که دانشجویان با چه جسارت و شهامت فوق العاده ای مراسم با شکوه خود را در روز دانشجو برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و چپ و سوسیالیست، در این مراسم ها با شعارهایشان، سخنرانی هایشان و قطعنامه هایشان حکومت اسلامی را به محاکمه کشیدند و محکم و با اعتماد به نفس بیش تری از حکومت اسلامی خواستند که فوری و بدون قید و شرط رفقای دربندشان را آزاد کنند و گرنه دست از اعتراض و اعتصاب نخواهند کشید. 16 آذر امسال حتی در دانشگاه هایی که چنین مراسمی هایی سابقه نداشت برای نخستین بار دانشجویان آزادی خواه، برابری طلب و سوسیالیست دست به اعتراض و راهپیمایی زدند.

این بار موجی از حمایت و پشتیبانی تشکل ها و گروه های مستقل کارگری و مردم آزادی خواه در داخل کشور از مبارزه دانشجویان در جریان است. در خارج کشور نیز کمپین وسیعی توسط نیروهای آزادی خواه و چپ و سوسیالیست و همبستگی بین المللی با مبارزه دانشجویان راه افتاده است که تاکنون بی سابقه بوده است.

مراسم های 16 آذر امسال با سکوت رسانه های بین المللی فارسی زبان مانند بی بی سی و رسانه های راست، به ویژه طیف سلطنت طلبان روبرو شده است. چرا که همه می دانند اکنون رهبری جنبش دانشجویی ایران در دست دانشجویان آزادی خواه و چپ و سوسیالیست است و شعارهای آن ها هم چون «لغو آپارتاید جنسی»، «سوسیالیسم یا بربریت»، «جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری است»، «محمود صالحی آزاد باید گردد!»، «منصور اسانلو آزاد باید گردد!»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد!» از جمله شعارهایی بودند که دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور فریاد زدند. روشن است که این شعارها به مذاق نیروهای طرفدار سرمایه خوش نمی آید. چرا که شعارهای برابری طلبانه و سوسیالیستی هستند.

بدین ترتیب، هر چند که ارگان های سرکوبگر حکومت اسلامی، تعدادی از فعالین جنبش دانشجویی، جنبش کارگری و جنبش زنان را دستگیر و زندانی کرده اند اما هدفی که سران حکومت و تئوریسین های آن ها در مقابل خود قرار داده بودند و آن هم جلوگیری از برگزاری اول ماه مه و اکنون مراسم 16 آذر، کاملا شکست خورده است. زیرا هم اول ماه مه سال جاری در ایران با شکوه تر برگزار شد و هم مبارزه برای آزادی محمود صالحی و دفاع از جنبش کارگری، به یک امر بی وقفه در داخل و خارج تبدیل گردید. و اکنون نیز 16 آذر، اعتراض دانشجویان داخل کشور و خانواده دستگیرشدگان با حمایت و پشتیبانی کارگران و تشکل های مستقل آن ها روزبروز گسترده تر می شود. آخرین اعتراض مربوط به دانشجویان دانشگاه «بوعلی سینا» همدان است. روز دوشنبه 26 آذر ماه، بیش از 800 نفر از دانشجویان در «دانشکده مهندسی» این دانشگاه، دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار آزادی دانشجویان زندانی شدند. دانشجویان شرکت کننده در این تجمع اعتراضی با خواندن سرودهای «قسم به اسم آزادی» و «یار دبستانی من» و سردادن شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، از جمله خواستار آزادی «فرشاد دوستی پور» دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا شدند که 8 روز قبل بازداشت شده است.

در خارج کشور نیز کمپینی تحت عنوان «اقدام متحد، کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران)» با هدف سازمان دهی یک حرکت بین المللی سیاسی - تبلیفی راه افتاده است. در بخشی از بیانیه این کمپین آمده است: «جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»، رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است...»

در بخش دیگر این بیانیه، خطاب به مردم آزادی خواه، سازمان ها و تشکل های چپ و دمکراتیک و کارگری، آمده است: «ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید...»

در پایان این بیانیه تاکید شده است: «زندانی کردن فعالین برابری طلب، آزادی خواه و سوسیالیست جنبش دانشجویی، تنها بخشی از یورش افسارگسیخته حکومت اسلامی در به اسارت کشیدن و زیرپا گذاشتن حقوق اولیه کارگران، زنان و مردم آزادی خواه و تحت ستم ایران است. بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و... را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم:

1- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛

2- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛

3- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛

4- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛

5- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و...؛

6- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و ... و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.»

در این مدت کم، این بیانیه را «سیزده سازمان و حزب» از جمله کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران و نمانیدگی کومه له در خارج کشور امضاء کرده اند. علاوه بر سازمان ها و احزاب؛ «شصت و سه کانون و نهاد دمکراتیک»؛ «پنجاه و سه رسانه گروهی» (وبلاگ، سایت اینترنتی، رادیو و...)؛ بیش از «چهارصد فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی»؛ «هفتاد و چهار استاد دانشگاه و معلم  و فعالین جنبش دانشجویی سوئد» که مسئولیت برخی تشکل های دانشجویی را به عهده دارند امضاء کرده اند. آنان در همراهی با «اقدام متحد»، حرکتی را در دانشگاه های سوئد در دفاع از جنبش دانشجویی ایران و آزادی فوری دانشجویان زندانی آغاز کرده اند و نامه اعتراضی خود را نیز به سفیر حکومت اسلامی در استکهلم و همچنین رسانه های عمومی و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر ارسال نموده اند. همچنین گروهی از دانشجویان یکی از دانشگاه های لندن (انگلستان)، با ارسال نامه شرگشاده ای، از سازمان های دانشجویی، سازمان ها و احزاب سیاسی، تشکل های کارگری، نهادهای دمکراتیک و رسانه های انگلستان خواسته اند که به دفاع از جنبش دانشجویی ایران برخیزند و با محکوم کردن سیاست های حکومت اسلامی، خواهان آزادی فوری دانشجویان دستگیرشده شوند. در کمپین «اقدام متحد»، همچنین نامه حزب چپ سوئد، بیانیه عفو بین الملل، بیانیه کمیته دفاع از محمود صالحی، پیام محمود صالحی از زندان به دانشجویان چپ و مبارز، فراخوان میتینگ اعتراضی شهر هامبورگ (آلمان) و حمایت از تظاهرات بروکسل دیده می شود. در ادامه سازمان دهی و گسترش این کمپین، دوشنبه شب 17 دسامبر، یک جلسه پالتاکی علنی برگزار شد که فعالین «اقدام متحد» از کشورهای انگلستان، فرانسه، بلژیک، هلند، آلمان، سوئد، استرالیا، آمریکا و... گزارش فعالیت ها و تجارب و ابتکارات خود در حمایت از دانشجویان را ارائه دادند. این جلسه به دست اندرکاران اولیه این کمپین سیاسی - تبلیغی، ماموریت داد تا 7 نفر را به عنوان هماهنگ کننده کمپین از کشورهای مختلف تعیین کنند. همان طور که من در این جلسه پیشنهاد دادم این کمپین تا اواخر ژانویه 2007 ادامه می یابد و در هفته آخر آن آکسیون ها و راهپیمایی مشترکی با فعالین و جریانات ایرانی چپ و برابری طلب و کمونیست با سازمان های سیاسی، تشکل های کارگری و دانشجویی و... کشور ساکن خود برگزار کنند و صرفا به ایرانی ها محدود نباشد. جلسات روتین پالتاکی هفته ای برگزار شود و در این جلسات غیر از گزارش دهی، تبادل تجربه شود و ایده ها و پیشنهادات مختلف مورد بحث و بررسی و تحت اقدام قرار گیرد. این کمپین ادامه دارد. هم چنان که در جلسه پالتاکی نیز تاکید شد مسئله آزادی فوری محمود صالحی، به دلیل وضعیت خطرناکی که از یک سو یک مامور امنیتی او را تهدید به مرگ کرده است و از سوی دیگر، بیماری وی به مرحله خطرناکی رسیده است که به حالت اغما می افتد و جان او را تهدید می کنند در این کمپین و به طور کلی در اعتراضات داخل کشور و خارج کشور برجسته تر شود. 

اگر در یک نگاه اقدامات تاکنونی این کمپین را واقع بینانه مورد ارزیابی قرار دهیم به راحتی درمی یابیم که این کمپین نسبت به کمپین های قبلی بسیار وسیع تر و گسترده تر است و همچنین برای اولین بار مرزهای داخل و خارج از بین رفته و تشکل های دانشجویی داخل، ده ها سایت و وبلاگ داخل کشور در این کمپین حضور فعالی دارند. همه جریانات و کسانی که در این کمپین حضور دارند در فضایی برابر و دمکراتیک آن را نه به شکل هرمی، بلکه به شکل افقی و شبکه ای پیش می برند.

اسامی برخی از دانشجویان دربند عبارتند از:

 ۱- میلاد معینی ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد  ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو  ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده، 39- مهدی الهیاری 40- نیما نحوی، 41- محمد صالح ابومن، ...

وزارت اطلاعات حکومت اسلامی که تجربه و مهارت زیادی در آدم ربایی و ترور دارد اکنون با انتشار بیانیه اتهامات پوچی به دانشجویان زندانی زده است که آشکارا پاپوش درست کردن برای دستگیرشدگان و انحراف افکار عمومی از جنایات حکومت شان است: «اخلال گر»، «اقدام علیه امنیت ملی» و... هر روز به بهانه ای لیست اتهامات دستگیرشدگان را طولانی تر می کنند تا از این طریق اعتراضات بر حق جنبش دانشجویی را خفه کنند. در حالی که این نوع اتهامات و شایعه و توهم پراکنی های دستگاه رعب و وحشت و ترور حکومت اسلامی دیگر نمی تواند جنبش های رو به رشد را به عقب براند.  

با وجود این که نیروهای سرکوبگر امنیتی همواره فعالین جنبش دانشجویی تهدید و تعقیب و دستگیر می کنند اما، اعتراضات برای آزادی دانشجویان دربند در تمام دانشگاه های ایران و در خارج کشور بر علیه حکومت اسلامی در حال گسترش است. بنابراین، بخش آزادی خواه و برابری طلب جامعه و دانشجویان مبارز و سوسیالیست، خانواده های دستگیرشدگان را تنها نگذاشته اند. دستگیرشدگان نه تنها فرزندان جسور والدین خود، بلکه عزیزان همه جامعه هستند. آن ها برای تغییر جامعه ایران به نفع اکثریت شهروندان مبارزه می کنند. آن ها در راه تحقق لغو آپارتاید جنسی، آزادی همه زندانیان سیاسی، لغو شکنجه و اعدام، اتحاد جنبش دانشجویی با جنبش زنان و جنبش کارگری، بر علیه بی حقوقی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی همه مزدبگیران، لغو کار کودک،... و نهایت امر در جهت برکناری حکومت دیکتاتوری اسلامی و برقراری سوسیالیسم گام برمی دارند به زندان افتاده اند. بنابراین، آن ها پیشروان و فعالین و رهبران جنبش دانشجویی ایران که در راه سعادت و بهروزی جامعه تلاش می کنند به بند کشیده شده اند. بر این اساس، وظیفه همه نیروهای آزادی خواه، برابری طلب و سوسیالیست است که با تمام قدرت در مقابل حکومت اسلامی و ارگان های سرکوب آن بایستند و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه دانشجویان دربند، محمود صالحی، منصور اسانلو، محسن حکیمی... مریم حسین خواه، جلوه جواهری، روناک صفازاده، هانا عبدی... عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار... و همه زندانیان سیاسی را به حکومت اسلامی تحمیل کنند. هیچ انسانی نباید به دلیل مبارزه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تحت پیگرد و زندان و شکنجه و اعدام قرار گیرد؛ فراتر از آن، باید زندان های سیاسی از بین برود.

در چنین شرایطی، شکی نیست که اگر جنبش های اجتماعی ما متحد و متشکل و هدفمند دست به اعتراض و اعتصاب بزنند هیچ قدرتی توان مقابله با آن ها را نخواهد داشت. ما باید به نیروی متحد و قدرت طبقاتی خود اتکا کنیم و بر این اساس، در جهت تغییر جامعه موجود گام های اساسی و محکمی برداریم.

* برگرفته از جهان امروز شماره 200، نیمه دوم آذر ماه 1386- نیمه دوم دسامبر 2007

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:14  توسط بهرام رحمانی  | 

اطلاعیه خبری شماره ۱

 

 تا آزادی تمامی دانشجویان دربند از «اقدام متحد» دست نخواهیم کشید!

 

مطلع شدیم که: «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران» با انتشار اطلاعیه ای، روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را به عنوان روز جهانی اعتراض به حکومت اسلامی در خارج کشور اعلام  داشتند. و از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی می خواهند تا در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارند٬ اعتراض خود را به حکومت اسلامی اعلام داشته و همگام با دانشجویان آزادی خواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوند.» در بخش پایانی فراخوان دانشجویان نامبرده آمده است: «اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری می بخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویان را فراهم می سازد.»

 

بر پایه چنین درخواستی، ما امضاء کنندگان کمپین دفاع از دانشجویان با عنوان «اقدام متحد» که تا دیروز (۲۰ دسامبر ۲۰۰۷) چهارمین لیست فعالیت خود را انتشار داده است، از همه فعالان این حرکت در جای جای جهان می خواهیم تا در راستای پشتیبانی از این فراخوان، علیرغم این که در - ایام تعطیلی  کریسمس در سراسر جهان بسر می بریم - از تمامی امکانات خود بهره گرفته و به تناسب ظرفیت های موجود از هر شیوه ای برای رسا تر ساختن این صدای اعتراض به فراخوان «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران» پاسخ مثبت دهیم. برای هماهنگی های لازم، دومین اطاق پالتاکی را در دوشنبه شب ۲۴ دسامبر سازمان می دهیم. - اطلاعیه آن را جداگانه منتشر می سازیم -

 

افزون بر این کمپین «اقدام متحد»، از هرگونه تحرکات های افشاگرانه علیه حکومت ارتجاعی اسلامی ایران که در جهت آزادی دانشجویان دربند و تمامی فعالان کارگری زندانی از جمله: محمود صالحی که در حال حاضر وضعیت نگران کننده ای پیدا کرده است و دیگر زندانیان سیاسی، از جمله تظاهرات هامبورک و لندن - فرانکفورت -  بلژیک و گوتنبرگ (سوئد) که تما ما در روز شنبه ۲۲ دسامبر ۲۰۰۷ صورت می گیرد و دیگر تحرکات فعالان در خارج از کشور در همگامی با «اقدام متحد» دفاع می کند.

 

ما به سهم خویش تلاش می ورزیم که تا لحظه آزادی تمامی این عزیزان در بند از پای ننشینیم و به پشتوانه همکاری و همراهی شمایان  کمپین «اقدام متحد» و جلب حمایت و پشتیبانی بین المللی را ادامه دهیم!

 

 

30 آذر 1386 - 21 دسامبر 2007

 

امیل تماس:  bamdadpress@ownit.nu و gbgandishe@yahoo.com

 

تلفن های تماس: 0046- 707474336 و 736778815 - 0046

 

وبلاک «اقدام متحد»: http://eghdamemotahed.blogfa.com  

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:12  توسط بهرام رحمانی  |