تبليغاتX
بهرام رحمانی

بهرام رحمانی

نویسنده و روزنامه نگار

 

برنامه‌ فوق العاده کارگری در اتاق ايران سوسياليست فوروم

Paltalk: Iran Socialist Forum ISF

http://www.socialist-forum.com/

 

 

دوشنبه 23  آوریل 2007
ساعت ٨ تا ١٢ شب به وقت اروپاى مركزى
اطاق فوق العاده دوشنبه شب کارگری

 

پیرامون:

 دستگیری محمود صالحی و صدور احکام بر علیه فعالان کارگری سقز - بر پایی اول ماه مه مستقل در ایران ، برای پشتیبانی از جنبش داخل کشور، چه می توان کرد؟ 

 

سخنرانان:

 یاسمین میظر، از گلاسگو

علی پیچگاه،  از سوئد

بهروز فراهانی، از پاریس

امیر اصغری، از واشنگتن

بهرام رحمانی، از استکهلم

امیر جواهری، از گوتنبرگ 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 17:15  توسط بهرام رحمانی  | 

FÖRTRYCKET FORTSÄTTER I IRAN

 

 

Måndagen den 9 april 2007 arresterade den iranska säkerhetspolisen Mahmoud Salehi i staden  Sannandaj  och körde honom till det ökända Evinfängelset  i Teheran. Mahmoud Salehi är en känd iranskt arbetsledare och talesman för samordnings kommitté för bildande av  en oberoende arbetareorganisation.

 

För 2 år sedan arresterades Mahmoud Salehi tillsammans med några andra arbetare aktivister.  Deras "brott"; de organiserade 1:a maj demonstation! Salehi fängslades och torterades i 12 dagar efter  första maj 2005! För samma "brott" arresterades  Mahmoud Salehi  igen den 9:e april 2007! Troligen för att skrämma arbetarna i Iran inför 1:a maj 2007!

 

De senaste veckorna har den iranska islamiska regimen arresterat protesterande lärare och kvinnliga aktivister och under de senaste dagarna också vänt sitt förtryck mot studenter och arbetare. Det finns ingen tvekan om att majoriteten av det iranska folket kämpar för att få bort denna barbariska regim. Och man behöver världs opinionens solidaritet i sin kamp för  frihet och jämlikhet.

 

Runt om i världen, tex i USA, Canada, Australien, Frankrike har krafter som försvarar arbetarnas rättigheter och frihetälskare protesterat mot arrestering av Mahmod Salehi och rättigheten att demonstrera i första maj i Iran!

 

 

I Stockholm kräver vi nu att alla krafter som försvarar frihet och jämlikhet reagerar mot förtrycket i Iran och kräver frihet för Mahmod Salehi och de andra frihetskämparna som sitter i fängelse i Iran samt rättighet att demonstrera den 1:a maj

 

 

Kommittén till "Kampanjen för Mahmod  Salehis frihet" i Stockholm. 

 

 

Demonstration

 

Plats: Sergelarkaden

 

Fredagen
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 17:11  توسط بهرام رحمانی  | 

زمینه­های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انقلاب 1357 ایران

(بخش چهارم)

           بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.com

کودتای 1299 رضاخان

در اواخر دهه 1320، از جمعیت شانزده میلیون نفری ایران، 85 درصد در روستاها زندگی می­کردند و به دام­داری و کشاورزی مشغول بودند. همچنین در این دوره، شاغلین در بخش صنایع از دویست هزار نفر تجاوز نمی­کرد.

 

کودتای نظامی رضاخان در سال  1299 شمسی - 1921 میلادی، با حمایت و پشتیبانی انگلستان و تصاحب تاج و تخت در سال 1925، سرکوب بی­­رحمانه و وحشیانه جنبش کارگری کمونیستی ایران و همه حرکت­های آزادی­خواه و برابری­طلب که از دوران مشروطه فعالیت خود را سازمان­دهی کرده بودند، آغاز شد. رضاخان، که بین سال­های 1320 تا 1320، قدرت را در دست خود قبضه کرده بود، ضربات جدی و کوبنده­ای بر جنبش­های دمکراتیک، به ویژه جنبش کارگری و به طور کلی رشد اقتصادی و اجتماعی ایران وارد ساخت.

 

هدف رضاخان و حامیان داخلی و بین­المللی او، نخست از میان برداشتن جنبش­های سیاسی و اجتماعی و جنبش­های مردم تحت ستم مناطق مختلف ایران بود و آن هم به وجود آوردن یک ارتش منظم سرکوبگر بود. این ارتش را به وجود آورند و به سرکوب­های وحشیانه­ای دست زدند. پس از این سرکوب­ها بود که امنیت سرمایه­ در ایران، با کنترل و نظارت دولت انگلستان تا حدودی تامین شد و برخی صنایع نیز در ایران پا گرفت. اساسا در این دوره علاوه بر صدور کالا به کشورهای عقب مانده هم­چون ایران؛ صدور سرمایه و ماشین­آلات نیز بخش مهمی از سیاست­های سرمایه­داری جهانی بود.

 

بدین ترتیب، رضاخان میرپنج، نه عامل رشد و پیشرفت و ترقی، بلکه عامل عقب ماندگی جامعه ایران، در همه زمینه­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گردید. کسی که یک قزاق ساده­ای بیش نبود، چگونه در مدت کوتاهی صاحب هزاران قطعه زمین و ده شد؟ او، به حدی دیکتاتور و خشن و میرغضب بود که حتی مخالفین سیاسی خود را شخصا مورد ضرب و شتم قرار می­داد. بزرگ­ترین هنر رضاخان، سرکوب و کشتار و میلیتاریسم و شکنجه و اعدام، ارمغان دیگر به جامعه ایران نیاورد.

 

در سال 1322، امور مالی و اقتصادی ایران، به دست «آرتور میلسپو»، مستشار آمریکایی، سپرده شد. میلسپو، در نوشته­ای به نام «آمریکائیان در ایران»، فعالیت­های رضا شاه را چنین توصیف می­کند: «رضا شاه در مجموع، دهقانان، عشایری­ها و کارگران را له کرد و از مالکان زمین­دار عوارض سنگین می­گرفت. در حالی که فعالیت­هایش به نفع طبقه جدید «سرمایه­داران» - بازرگانان، دارندگان انحصار، مقاطعه­کاران و نور چشمی­های سیاسی - بود. تورم، مالیات سنگین و سایر اقدام­های او موجب پایین آمدن سطح زندگی شد.»­(میلسپو: آمریکائیان در ایران،  از کتاب: جان فوران، مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی ایران، از صفویه تا سال­های پس از انقلاب اسلامی، ترجمه احمد تدین، ص 329)

 

اصلاح بنادین رضا شاه، ایجاد ارتشی قدرت­مند بود که قدرت دولت را در همه جا به اجرا درمی­آورد. آپتن، می­گوید: بیش­تر اصلاحات دیگر رضا شاهی را از کوچک تا بزرگ در محدوده همین اقدام قرار می­گیرد که به  نحوی ارتش در آن نقش بسته است.­(همان منبع، ص 331)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 22:28  توسط بهرام رحمانی  | 

ایران در سالی که گذشت

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

با تبریک سال نو

 

 

بهاران خجسته باد!

فرارسیدن‌ نوروز و بهار، بر همه انسانهای آزادیخواه و برابریطلب مبارک باد! نوروز، اولين روز بهار، آغاز سال نو است. شاید در اين بهار و در آستانه سال نو، حتی در میان درد و غم و رنج اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فرصتی برای طراوت تازه دادن به زندگی و اندیشیدن به تغییرهای بنیادی جامعه داشته باشیم.

برخلاف نظریه تاریخنویسان وابسته به حاکمیتها و ناسیونالیستها، نوروز نه ریشه در تاریخ مذاهب و نه در تفکر ناسیونالیستی دارد، بلکه برعکس ریشههای تاریخی نوروز در طبیعت و کشاورزی و رهایی زمین از تاریکی و اسارت زمستان نهفته است. سنت دیرینه تاریخی و اجتماعی در این است که در مقطع تغییر فصل و آغاز بهار، همه چیز کهنه دور ریخته میشود و جای آن را طراوت و تازگی میگیرد. طبیعت شکوفا میشود و شور و شعف خاصی در طبیعت و در همه جانداران پدید میآید. در این روزها همبستگی انسانی ارتقا مییابد؛ خصومت و دشمنیها به فراموشی سپرده میشود و نوآوری آغاز میگرد. بنابراین، طبیعی است که ما این روزها را جشن بگیریم و با وجود همه کمبودها خنده بر لبان کودکان و کل جامعهمان ببینیم.

جشنهای عید نوروز، جشنهایی فراملیتی و بدون هیچگونه وابستگی مذهبی، نژادی، زبانی و جنسیتی است و دوستی و رقابت و همبستگی انسانی و اجتماعی در راس برنامههای این جشن قرار دارد.

سران جمهوری اسلامی، از سر افکار پوسیده و کهنه و خرافی و دیکتاتوری خود، با شادی و سرور و شکوفایی جامعه به ویژه جوانان سر ستیز دارند، زیرا فضای شاد و آزاد که همبستگی انسانی را به دنبال دارد، برای حاکمیت خود خطرناک میدانند. اما رشد و خلاقیت و آگاهی جنبشهای اجتماعی آزادیخواه و برابریطلب و جوانانی که اکثریت جامعه ایران را تشکیل میدهند، آنچنان تشنه آزادی و برابری و عدالت اجتماعی هستند که خواب و آسایش را از چشمان سران جمهوری اسلامی ربودهاند. به همین دلیل جمهوری اسلامی، نیروهای سرکوبگر خود را در مراسمهای چهارشنبه سوری و نوروز به حال آمادهباش درآورده است تا بار دیگر عمق دشمنی و خصومت خود را با شادی و سرور و شکوفایی و نوآوری جامعه نشان دهد. در چنین شرایطی، نه تنها نباید مرعوب این فضای میلیتاریسم و تهدید شد، بلکه باید به خیابانها ریخت و به شادی و پایکوبی پرداخت و مهمتر از همه در این اجتماعات کوچک و بزرگ آزادی را با تمام نیرو فریاد زد.

تغییر سال و آغاز بهار را برای همه شما مردم آزادیخواه و برابریطلب، به ویژه جوانان پرشور و با انرژی و با نشاط که با بیصبری برای تغییر بنیادهای اصلی جامعه مبارزه میکنند، صمیمانه تبریک میگوییم. پس با امید رهایی از اسارت و بردگی و با عشق به آزادی و برابری، به استقبال بهار و سال نو بشتابیم.

بهاران خجسته باد!

شاد و سرافراز باشيد!

براى خواندن ادامه اين مطلب در فرمات PDF اينجا را کليک کنيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 17:20  توسط بهرام رحمانی  |